بر محمد و خاندان پاک
و مطهرش
صلوات
|
|
|
گفت: ديروز همه روزنامه هاي مدعي اصلاحات
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 23:35  توسط مهدی
|
گفت: مگر همين آقا نبود كه 14سال قبل در جريان تظاهرات عليه بدحجابي به پيشاني يكي از خانم ها پونز زده و به همين علت توسط حزب اللهي ها دستگير و تحويل مقامات امنيتي شده بود.
گفتم: آره! چطور مگه؟ گفت: همين آقا چند روزيه كه رفته آمريكا و از گروه هاي ضدانقلاب دعوت كرده براي آزادي چند مجرم زنداني دست به اعتصاب غذا بزنند و عليه ايران چنين و چنان كنند! گفتم: آمريكا با اون همه ا هن و تولوپ تا حالا نتونسته هيچ غلطي بكنه، اين حيوونكي ها كه ديگه نگو و نپرس! گفت: اين يارو يه چيزهايي شنيده كه بعضي از ايراني ها در آمريكا جايگاهي دارند ولي ديگه نمي دونه كه اونا اولاً مدارج علمي دارند و ثانياً عليه كشور و هم وطنان خودشون كاسه ليسي نمي كنند. گفتم: چه عرض كنم؟! ميگن يه نفر كه تازه از پشت كوه اومده بود با پسرش وارد يك ساختمان بزرگ شد و كنار آسانسور ايستاده بودند كه ديدند يك پيرزن وارد آسانسور شد. بعد از چند دقيقه دو مرتبه در آسانسور باز شد و يك زن جوان بيرون اومد، يارو كه تصور مي كرد اين اتاقك معجزه مي كنه، به پسرش گفت؛ اي دل غافل كاش نه نه بزرگت رو هم با خودمون آورده بوديم! برگرفته از:روزنامه کیهان
+ نوشته شده در شنبه هفدهم تیر 1385ساعت 23:46  توسط مهدی
|
گفت: جان بولتون نماينده آمريكا در سازمان ملل گفته است جامعه جهاني بايد جنايات حماس (!) در غزه را محكوم كند!
گفتم: رو كه نيست! عليه جنايات رژيم صهيونيستي موضع نمي گيرند كه هيچ، تازه با كمال پررويي خواهان محكوميت حماس هم شده اند! گفت: از آن آمريكايي آدمكش انتظاري نيست ولي روزنامه غرب گراي شرق هم در سرمقاله ديروز خود به جاي محكوم كردن جنايات صهيونيست ها تقصير اين حمله وحشيانه را به گردن حماس انداخته. گفتم: به حماس چه ربطي داره؟ گفت: شرق نوشته اگر حماس سرباز اسرائيلي را گروگان نمي گرفت اين اتفاق نمي افتاد! گفتم: چرا ننوشته كه اگر اسرائيل سرزمين فلسطين را اشغال نمي كرد و مردم را آواره نمي ساخت و اين همه قتل عام نمي كرد، حماس هم سرباز اسرائيلي را گروگان نمي گرفت. گفت: چه عرض كنم؟! دور از جان شرقي ها، معاويه هم تقصير شهادت عمار ياسر را به گردن علي (ع) انداخت و گفت اگر او را به جنگ نياورده بود، شهيد نمي شد. گفتم: اينها هم شهادت امام حسين عليه السلام را نتيجه جهاد امام علي (ع) با دشمنان اسلام مي دانستند. گفت: خب! همين مواضع را دارند كه مردم نسبت به هويت آنها شك مي كنند. گفتم: چه عرض كنم؟!... شخصي از لپه بدش مي آمد، روزي دلمه بادمجان برايش آوردند، وقتي با چنگال پوست بادمجان را كنار زد و چشمش به لپه افتاد با عصبانيت گفت؛ فلان فلان شده فكر كرده اگه پالتو تنش كنه كسي اونو نمي شناسه. برگرفته از: روزنامه کیهان
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 17:55  توسط مهدی
|
گفت: هفته نامه آمريكايي «تايم» اعلام كرد كه بوش به آخر خط رسيده و كارش تمام است.
گفتم: چشم بسته غيب گفته. گفت: ولي بوش معتقد است دشواري هاي كنوني ناشي از اشتباهات دوران حاكميت حزب دموكرات است. گفتم: استالين هنگام مرگ دو نامه به خروشچف داد و سفارش كرد، هر وقت وضعيت خود را در خطر ديدي نامه اولي را باز كن و اگر خطر خيلي جدي بود، نامه دوم را... خروشچف بعد از بحران اول حاكميت خود نخستين نامه را باز كرد، نوشته بود همه تقصيرها را به گردن دولت قبلي بينداز... مدتي بعد بحران بزرگتري پيش آمد و خروشچف نامه دوم را باز كرد، نوشته شده بود، حالا خودت دو تا نامه براي نفر بعدي بنويس!
+ نوشته شده در سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 17:3  توسط مهدی
|
گفت: يكي از شخصيت هاي دوم خردادي گفته است حضور برخي از افراطيون باعث شكست جبهه اصلاحات شد.
گفتم: حرف حساب جواب نداره، اما علاوه بر اين، غيرافراطي ها هم تعريف درستي از اصلاحات نداشتند و گاف هاي زيادي دادند. گفت: ايشان مي گويد، افراطي ها از نام اصلاحات و اعتماد شخصيت هاي اصلي اين جبهه سوءاستفاده كرده و براي منافع شخصي و گروهي خود تلاش مي كردند. گفتم: اين هم حرف درستي است. كاش بر كار و فعاليت اين عده نظارت مي كردند. گفت: اتفاقاً اين شخصيت دوم خردادي هم گفته است اگر بر اعمال افراطيون نظارت مي كرديم خيلي زود متوجه سوءاستفاده آنها مي شديم. گفتم: راست ميگه... پدري براي رسيدگي به وضع فرزندش به مدرسه او رفت، وقتي خودش را معرفي كرد، ناظم گفت؛ فرزندتان همين چند دقيقه پيش براي شركت در مراسم تشييع جنازه شما اجازه گرفت و رفت! برگرفته از:روزنامه کیهان
+ نوشته شده در شنبه سوم تیر 1385ساعت 19:25  توسط مهدی
|
گفت: خانم گونداليزا رايس، وزير خارجه آمريكا، كاهش محبوبيت بوش در افكار عمومي مردم اين كشور را تكذيب كرده است.
گفتم: باز هم اين ورپريده حرف مفت زده. گفت: خانم رايس مي گويد مردم ساير كشورها نيز آمريكا را مهد دموكراسي مي دانند و به آن علاقه فراواني دارند! گفتم: مزخرف ميگه. گفت: خانم رايس ادعا مي كنه كه در سفر به كشورهاي خاورميانه، شاهد علاقه مردم به آمريكا بوده است! گفتم: شخصي مي گفت؛... وقتي ديدمت دست و پاي خودم رو گم كردم و به تو خيره شدم، ... وقتي به طرفم اومدي با تمام وجودم فرياد زدم سوووووسك! برگرفته از:روزنامه کیهان
+ نوشته شده در جمعه دوم تیر 1385ساعت 17:2  توسط مهدی
|
گفت: اروپايي ها زمزمه مخالفت سر داده و حاضر نيستند بيشتر از اين با آمريكا عليه ايران همراهي كنند.
گفتم: چين و روسيه هم كه قبلاً پشت آمريكا را خالي كرده بودند. گفت: معلوم نيست چه كسي به اين بوش بيچاره مشورت ميده كه هر روز با يك مصيبت جديد روبرو ميشه؟ گفتم: كي ميگه معلوم نيست!... تا حالا كه لابي صهيونيست ها به بوش مشورت مي دادن. گفت: چه عرض كنم؟!... گفتم: شتري با بدبختي كيسه نمك حمل مي كرد و پشتش زخم و زيلي شده بود. الاغي كه ادعاي تجربه داشت به او گفت؛ از وسط رودخونه برو، نمك ها آب ميشه و بارت سبك ميشه، شتر نصيحت الاغه رو به كار بست و چند روزي راحت بود... صاحب شتر كه متوجه قضيه شده بود، به جاي نمك، پنبه بار شتر كرد و حيوون زبون بسته بي خبر از همه جا به آب زد و چند برابر به وزن بارش اضافه شد...!! صاحب شتر با خنده گفت؛ تا تو باشي كه ديگه از خر مشورت نگيري! برگرفته از:روزنامه کیهان
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 18:21  توسط مهدی
|
گفت: بوش از همسرش «لورا» خواهش كرده است كه به تقويت مواضع سياسي او و حزبش كمك كند.
گفتم: گدا به گدا، رحمت خدا! گفت: شبكه تلويزيوني اسكاي نيوز با اشاره به اين خبر گفته است؛ سرعت سقوط محبوبيت بوش از سرعت سقوط آزاد هم بيشتر است و از دست همسرش كاري ساخته نيست. گفتم: ولي با وجود اين سقوط آزاد! اطرافيان بوش هنوز هم نااميد نيستند. گفت: چه عرض كنم؟! گفتم: يارو از پشت بام يك ساختمان ۸۰ طبقه سقوط كرده بود وقتي به طبقه چهارم رسيد، با خودش گفت؛ تا اينجا كه شانس آورديم و هنوز چيزيمون نشده!! برگرفته از:روزنامه کیهان
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 18:6  توسط مهدی
|
گفت: فرانسه، فعاليت منافقين در اين كشور را آزاد كرد.
گفتم: ولي دولت فرانسه اعلام كرده بود سازمان منافقين يك گروه تروريستي است و حق فعاليت ندارد. گفت: احتمالا فرانسه براي لجبازي با ايران دست منافقين را بازگذاشته. گفتم: عجب احمقيه اين دولت فرانسه، چالش كنوني ايران با آمريكا و اروپا و ساير قدرت هاي بزرگ جهاني است، منافقين اين وسط چه اهميتي دارند؟ گفت: پس اينهمه شعار مبارزه با تروريسم چي بود؟ گفتم: سوءتفاهم شده! اينها كه اصلا اين چيزها حاليشون نيست... به يارو گفتند با «اتوبوس» جمله بساز، گفت: «اتو بوس كردم لبم سوخت!» برگرفته از:روزنامه کیهان
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385ساعت 16:25  توسط مهدی
|
گفت: براساس يك نظرسنجي، مردم انگليس از اين كه هيچيك از وعده هاي توني بلر تحقق پيدا نكرده به شدت عصباني هستند.
گفتم: خب! حق دارند. گفت: مردم انگليس مي گويند، نخست وزيرشان وعده داده بود كه بعد از همكاري با آمريكا در حمله به عراق، اقتصاد انگليس شكوفا خواهد شد ولي وضعيت اقتصادي دولت و مردم هر روز بدتر از گذشته مي شود. گفتم: توني بلر چه جوابي داره؟ گفت: وعده ميده كه امسال و سال ديگه و... گفتم: شخصي كنار دريا نشسته بود و پشت سرهم مي گفت، آفرين غلومي، مرحبا غلومي، جانمي غلومي... ازش پرسيدند چي ميگي؟! جواب داد، آفرين به اين نفس غلومي، سه روزه رفته زير آب هنوز پيدايش نيست، عجب نفسي داره!! برگرفته از:روزنامه کیهان
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم خرداد 1385ساعت 23:17  توسط مهدی
|
گفت: از تظاهرات زنان فمنيست كه قرار بود در ميدان ۷ تير برپا شود چه خبر؟!
گفتم: همه گروههاي ضدانقلاب و راديوهاي بيگانه و تلويزيون هاي ماهواره اي و فارسي زبان آمريكا از چند هفته قبل درباره آن تبليغ و دعوت كرده بودند. گفت: ولي با اينهمه هارت و هورت غير از چند تا پيرزن و چند زن جوان كه نقش عصاي آنها را داشتند، كسي نيومد. گفتم: تازه فرح ديبا، بيوه شاه هم پيام داده و گفته بود با پيام من توجه همه محافل به اين تظاهرات جلب مي شود. گفت: حيوونكي سر پيري بدجوري دنبال معركه گيري افتاده و فكر مي كنه مورد توجه همه است. گفتم: چه عرض كنم؟!... در يك ميهماني آنچناني، پيرزني از بغل دستي پرسيد، نه نه جون، اون آقايي كه اونطرف نشسته و داره چهار چشمي به من نيگاه ميكنه كيه؟ بغل دستيش گفت؛ اون آقا رو ميگي؟! مرده شوره! برگرفته از:روزنامه کیهان
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385ساعت 13:48  توسط مهدی
|
گفت: كنگره آمريكا در نشست اخير خود روسيه را تحريم مالي كرده است.
گفتم: مگر همين چند روز قبل آمريكا و روسيه و چين و سه كشور اروپايي عليه ايران با يكديگر ائتلاف نكرده بودند؟ گفت: چه عرض كنم! دو روز قبل هم لاوروف وزيرخارجه روسيه گفته بود ايران NPT را نقض نكرده كه تحريم شود. گفتم: پس تق ائتلاف ۱+۵ بدجوري درآمده است. گفت: اخيراً در آمريكا زمزمه هايي هست كه بوش مي خواهد روش جديدي در پيش بگيرد. گفتم: شخصي يك نامه دريافت كرد كه در آن نوشته شده بود؛ «براي آغاز يك زندگي جديد به ما مراجعه كنيد... امضاء: سازمان بازيافت زباله» برگرفته از:روزنامه کیهان
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385ساعت 18:41  توسط مهدی
|
گفت: شبكه تلويزيوني CBS اعلام كرد جرج بوش بدترين رئيس جمهوري است كه بعد از جنگ جهاني دوم تاكنون در آمريكا بر سر كار آمده است.
گفتم: ال گور رقيب انتخاباتي جرج بوش هم گفته است، وقتي يك عده جنايتكار احمق بر آمريكا حكومت مي كنند، وضعيت بهتر از اين نمي شود. گفت: نتيجه يك نظرسنجي در آمريكا نشان مي دهد كه بيش از ۶۰درصد مردم، رياست جمهوري جرج بوش را يك فاجعه براي كشورشان مي دانند. گفتم: متحدان بوش هم از دست او خسته شده اند. گفت: پس اين ديوونه براي چي هنوز رئيس جمهوره و ادعا مي كنه كه براي ترقي و پيشرفت آمريكا و گسترش دموكراسي در جهان تلاش مي كنه؟ گفتم: چه عرض كنم؟!... يارو داشت براي يه بچه لالايي مي گفت كه خوابش ببره، بعد از نيم ساعت، بچه بهش گفت؛ ميشه اون صداي نخراشيدتو ببّري، تا يه چرت بخوابم! برگرفته از:روزنامه کیهان
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم خرداد 1385ساعت 16:26  توسط مهدی
|
گفت: خبرنگاري در مصاحبه با خانم رايس ضمن اشاره به تهديدهاي قبلي آمريكا عليه ايران و درخواست اخير اين كشور براي مذاكره از او پرسيده است آيا تصديق مي كنيد كه در مقابل ايران عقب نشيني كرده ايد؟
گفتم: خب ! اين عقب نشيني كه از روز هم روشن تره ، ديگه پرسش نداره! گفت: ولي خانم رايس خودشو به اون راه زده و جواب درست و حسابي نداده. گفتم: اين نتيجه بد آموزي برخي از سريال هاي پليسي خارجي است كه آقاي ضرغامي از تلويزيون خودمون پخش مي كنه. گفت: بنده خدا، آقاي ضرغامي چه گناهي داره؟ گفتم: آخه تا حالا وقتي از شغال مي پرسيدند شاهدت كيه؟ مي گفت دمبم! گفت: خب! مگه حالا چي شده؟ گفتم: حالا وقتي از شغاله مي پرسن شاهدت كيه؟ ميگه من بدون حضور وكيلم حرف نمي زنم! برگرفته از:روزنامه کیهان
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم خرداد 1385ساعت 10:55  توسط مهدی
|
گفت: مگر آمريكايي ها بعد از ارجاع پرونده هسته اي كشورمان به شوراي امنيت تهديد نمي كردند كه اگر ايران به مقاومت خود ادامه دهد از طريق اين شورا مجازات خواهد شد!
گفتم: بر منكرش لعنت! از صداي رجزخواني و تهديد آنها گوش فلك هم كر شده بود. گفت: پس چرا حالا به جاي مجازات، يك بسته كه به قول خودشان چند تا جايزه و مشوق در آن است پيشنهاد كرده اند. گفتم: اين هم كلك ديگر آنهاست كه ما از غني سازي اورانيوم دست بكشيم. گفت: خب! ما كه حاضر به دست كشيدن از حق خود نيستيم، به نظر تو حركت بعدي آمريكايي ها چيست؟! گفتم: چه عرض كنم؟! مي گويند ناخداي يك رزمناو آمريكايي از يك جسم نوراني در افق پيامي دريافت كرد كه مي گفت؛ لطفا ۱۵درجه به سمت چپ منحرف شويد تا از برخورد جلوگيري شود. ناخدا با غرور پيام داد كه شما ۱۵درجه به چپ منحرف شويد، ما مستقيم حركت مي كنيم. از طرف مقابل پيام آمد كه من از برج فانوس دريايي صحبت مي كنم و ناخدا پيام داد پس ۱۵درجه به راست منحرف مي شوم پيام آمد كه سمت راست پر از صخره است، ناخدا پيام داد پس به عقب برمي گردم! از فانوس دريايي پيام آمد، زود باش جون بكن... ولي ديگه دير شده بود و... عجب ناخداي كله پوكي بود! برگرفته از:روزنامه کیهان
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت 11:38  توسط مهدی
|
گفت: حالا اين بسته پيشنهادي اروپا چي هست كه كشورهاي 1+5 درباره آن توافق كرده اند.
گفتم: هيچي! محتواي اين بسته، همان چيزي است كه در نامه رسمي آمريكا به ايران آمده است، مي گويند غني سازي اورانيوم را متوقف كنيد تا بعد با هم مذاكره كنيم. گفت: ما كه قاطعانه اعلام كرده ايم به هيچ وجه غني سازي اورانيوم را متوقف نمي كنيم و دنبال مذاكره هم نيستيم. پس واسه چي دوباره و چند باره همان را مطرح مي كنند؟! گفتم: چه عرض كنم؟!... از لقمان حكيم پرسيدند ادب از كه آموختي؟، گفت؛ بسه بابا! چند دفعه مي پرسين؟... تا حالا هزار دفعه پرسيده ايد و جواب داده ام از «بي ادبان» مگه مرض دارين كه دوباره همون سؤال رو تكرار مي كنين؟! برگرفته از:روزنامه کیهان
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم خرداد 1385ساعت 22:27  توسط مهدی
|
گفت: آمريكا براي ايران يك پيام رسمي فرستاده است.
گفتم: كه چي؟! گفت: اعلام كرده اگر ايران غني سازي اورانيوم را متوقف كند، مي تواند در مذاكره كشورهاي 1+ 5 يعني آمريكا، فرانسه، انگليس، چين، روسيه و آلمان شركت داشته باشد. گفتم: بعد از توقف غني سازي ديگر براي چي مذاكره كنيم؟! گفت: چه عرض كنم؟! همينطوري براي سرگرمي!! گفتم: يك مسافر اتوبوس رفت بيخ گوش راننده چيزي گفت و راننده بسيار عصباني شد، بعد از مدتي دوباره بيخ گوش او حرفي زد و راننده با عصبانيت گفت؛ آقا خجالت بكش برو سرجات بشين... مسافران پرسيدند مگه چي ميگه؟ راننده گفت ؛مرتيكه ديوونه ميگه اتوبوس رو چپ كن يك كمي بخنديم و حال كنيم!! برگرفته از:روزنامه کیهان
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم خرداد 1385ساعت 20:31  توسط مهدی
|
گفت: يكي از افراطيون مدعي اصلاحات گفته است، چه در 8 سال گذشته و چه امروزه، مشكلات معيشتي مردم يكي از اصلي ترين دغدغه هاي آنان بوده است.
گفتم: ولي آن وقت ها كه با تمسخر، مستضعفان را «لشكر قابلمه به دست ها» مي ناميدند و مي گفتند «اگر مرگ موش هم توزيع كنند مردم براي آن صف مي كشند»! و... گفت: چه عرض كنم؟! معلوم نيست كدام حرفشان را بايد باور كرد؟ گفتم: شخصي مي گفت: دايره زندگي، يك مستطيل است كه سه ضلع دارد، «عشق و محبت»!! برگرفته از:روزنامه کیهان
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم خرداد 1385ساعت 18:36  توسط مهدی
|
گفت: چند سناتور آمريكايي اعتراض كرده اند كه هيچيك از برنامه هاي اعلام شده بوش موفق نبوده است.
گفتم: خب! جرج بوش چي جواب داده؟ گفت: رئيس جمهور آمريكا گفته كه همه برنامه هايش در آينده به نتيجه مي رسه. گفتم: ولي 4 سال قبل وعده داده بود كه در فاصله چند ماه كار عراق و افغانستان را يكسره مي كنه و بعد به سراغ طرح خاورميانه بزرگ مي رود و حساب ايران و بعضي كشورهاي ديگر را هم مي رسه؟ گفت: چه عرض كنم؟! حالا ميگه هنوز بايد براي رسيدن به نتيجه صبر كرد. گفتم: شخصي رفته بود آمپول بزنه، چند تا شلوار روي هم پوشيده بود. آمپول زن شلوارها را يكي يكي كنار زد و بالاخره حوصله اش سر رفت و به يارو گفت؛ مرتيكه! فهرست كه نداري! اقلاً خودت بگو جاي آمپول بي صاحاب مونده ات صفحه چندمه!؟ برگرفته از:روزنامه کیهان
+ نوشته شده در سه شنبه نهم خرداد 1385ساعت 18:14  توسط مهدی
|
گفت: جرج بوش اعتراف كرده كه ماجراي شكنجه اسيران افغاني در زندان گوانتانامو و اسيران عراقي در زندان ابوغريب به زيان آمريكا بوده است.
گفتم: اين كه نيازي به اعتراف نداشت. گفت: اگر واقعاً پشيمونه، چرا هنوز هم به قتل و غارت و شكنجه مردم بي گناه ادامه ميده؟ گفتم: توبه گرگ مرگه! گفت: چه عرض كنم؟! گفتم: مي گويند، يك روز جرج بوش توي كوپه قطار نشسته و به كاليفرنيا مي رفت، روي صندلي مقابل او هم كوندا ليزارايس نشسته بود. وسط راه جرج بوش از رايس پرسيد، از كاليفرنيا چه خبر؟ رايس جواب داد؛ من هم مثل تو دارم ميرم اونجا، بوش با تعجب گفت؛ پس چرا اينوري نشسته اي؟! برگرفته از:روزنامه کیهان
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم خرداد 1385ساعت 17:48  توسط مهدی
|
گفت: مردم و مقامات دولت اصولگراي عراق از وزير خارجه ايران استقبال فوق العاده اي كرده اند.
گفتم: خب! معلومه، چون مردم ايران و عراق با يكديگر پيوندهاي محكمي دارند و تاكنون آمريكا و متحدانش از طريق صدام، عامل دست نشانده خود مانع بروز اين همدلي و يكپارچگي شده بودند. گفت: غربي ها با تعجب مي گويند كه عراقي ها در حالي از وزير خارجه ايران به عنوان يك دوست نزديك استقبال مي كنند كه با وزراي خارجه آمريكا و انگليس مثل بيگانه ها و ميهمان ناخوانده برخورد كرده بودند. گفتم: يعني علتش را نمي فهمند؟... گفت: چه عرض كنم؟! گفتم: ... شخصي با همسرش به ميهماني رفته بود، بعد از پايان ميهماني، همسرش به او گفت؛ هيچ متوجه شدي كه وقتي وارد شديم صاحبخانه چقدر اخم كرده و عصباني بود ولي مثل اين كه برخورد ما باعث شد وقتي خانه آنها را ترك مي كرديم از خوشحالي در پوست نمي گنجيدند، يارو به همسرش گفت؛ اي عوام! يعني هنوز نفهميده اي كه چرا وقتي وارد شديم عصباني بودند و هنگام خروجمان قند توي دلشون آب مي كردند؟! برگرفته از:روزنامه کیهان
+ نوشته شده در شنبه ششم خرداد 1385ساعت 12:21  توسط مهدی
|
گفت: دبير كل حزب مشاركت گفته است، «بهترين تيم براي مذاكرات هسته اي حزب مشاركت است»
گفتم: راست ميگه، اگر مذاكرات را به حزب مشاركت بسپارند، يك شبه مسئله هسته اي ايران را حل مي كنه. گفت: مرد حسابي! مگه خم رنگرزيه كه يه شبه حل بشه!... چطوري؟ گفتم: يادش به خير! اوائل انقلاب يك فرد نظامي كه بعدها به خارج از كشور گريخت در يكي از استان هاي مرزي بدون كمترين مقاومت، تمامي سلاح و مهمات موجود در پاسگاه را به يك گروه ضدانقلاب تحويل داده بود. وقتي فرمانده اش بازخواست كرد كه چرا مقاومت نكردي و اسلحه ها را تحويل دشمن دادي؟... يارو با قيافه حق به جانب ورقه اي را به فرمانده نشان داد و گفت؛ اختيار داريد قربان! همچين مفت و ساده هم نبود، بابت تك تك سلاح ها و مهمات از آنها رسيد گرفته ام! اينهم رسيدش! برگرفته از:روزنامه کیهان
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت 17:29  توسط مهدی
|
گفت: مادلين آلبرايت وزير خارجه سابق آمريكا گفته است جرج بوش يك مسيحي افراطي است.
گفتم: بوش اصلاً دين ندارد كه مسيحي باشد يا پيرو يك دين ديگر. گفت: آلبرايت از قول بوش نقل كرده كه گفته است «احساس مي كنم از آن سوي ستاره ها كسي به من مي گويد از آزادي دفاع كن»! گفتم: ولي جرج بوش كه جز قتل عام مردم بي گناه و سلب آزادي مردم كاري نكرده است. گفت: با اين همه جنايت باز هم با پرروئي خودش را برگزيده خدا مي داند! گفتم: چه عرض كنم؟!... شخصي ادعاي خدايي كرد، او را نزد قاضي بردند. قاضي براي اين كه به يارو بفهماند چه مجازاتي در انتظارش است گفت؛ سال گذشته يك نفر ادعا كرد كه پيغمبر است، اعدامش كرديم. يارو با پرروئي جواب داد؛ خيلي كار خوبي كرديد، چون تا آنجا كه به خاطر دارم پارسال پيغمبري نفرستاده بودم! برگرفته از:روزنامه کیهان
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 20:14  توسط مهدی
|
گفت: مگر كشورهاي 1+5 در نشست مسكو و بعد در اجلاس نيويورك دنبال اين نبودند كه راه كاري براي تنبيه و تحريم ايران پيدا كنند؟
گفتم: بر منكرش لعنت! ولي بالاخره نتوانستند به نتيجه اي برسند. گفت: ولي حالا به جاي تحريم و تنبيه، پيشنهاد مشوق داده اند! گفتم: مشوق هايشان توي سرشان بخورد. گفت: درست است كه مشوق هايشان بدرد عمه جانشان مي خورد ولي اين پيشنهادها نشان مي دهد كه تهديدهايشان هم آبكي است. گفتم: خب از اولش هم معلوم بود كه فقط قمپز در مي كنند... به شخصي گفتند با «شمشير» جمله بساز، گفت: «فدات شم، شير داري؟» برگرفته از:روزنامه کیهان
+ نوشته شده در دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 19:31  توسط مهدی
|
گفت: روزنامه شرق در مصاحبه با سفير انگليس در تهران، از اين كه سفارت انگليس در دوران انقلاب مشروطه از 12 هزار نفر پذيرايي كرده بود، به نيكي ياد كرد!
گفتم: ولي همه تاريخ نويسان از ديگ پلوي سفارت انگليس به عنوان يك توطئه عليه انقلاب مشروطه ياد مي كنند. گفت: روزنامه شرق كه هركسي در داخل كشور عليه مصدق چيزي بگويد به شدت عصباني مي شود، در اين مصاحبه كمترين اشاره اي به نقش انگليس در كودتاي 82مرداد نكرده است. گفتم: برخي از مدعيان اصلاحات در حمايت خود از مصدق مرده خوري مي كنند. گفت: چه عرض كنم؟! گفتم: شخصي چند جاي پالتوي خود را با آتش سيگار سوراخ كرد و نزد مرحوم آيت الله كاشاني رفت و گفت؛ اين نشانه گلوله هايي است كه روز 28 مرداد در حمايت از دولت مصدق به من شليك شده و درخواست پول و پله كرد. مرحوم آيت الله كاشاني از او پرسيد؛ با وجود اين همه گلوله عجيب است كه زنده مانده اي! تازه، در گرماي سوزان 28 مرداد، براي چي پالتو پوشيده بودي؟! برگرفته از:روزنامه کیهان
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385ساعت 18:30  توسط مهدی
|
گفت: اتحاديه اروپا در چالش هسته اي با ايران بد جوري توي هچل افتاده.
گفتم: چطور مگه؟! گفت: از يكطرف ايران پيشنهاد اروپا را نمي پذيرد از طرف ديگر نمي توانند در شوراي امنيت سازمان ملل عليه ايران به توافق برسند. گفتم: تازه اگر به توافق برسند چه غلطي مي توانند بكنند؟ گفت: هيچي!... حيوونكي ها توي بد بن بستي گير كرده اند، به نظر تو بايد چيكار كنن؟! گفتم: چه عرض كنم؟! به شخصي گفتند اگر وسط اقيانوس قايقت غرق بشه، چيكار مي كني؟ جواب داد، ميرم بالاي يك درخت. گفتند؛ وسط اقيانوس كه درخت پيدا نمي شه، گفت؛ مي دونم ولي خب! مجبورم، مي فهمي مجبورم يعني چي؟! برگرفته از:روزنامه کیهان
+ نوشته شده در شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 21:11  توسط مهدی
|
گفت: اشراري كه دست به جنايت ناجوانمردانه بم زده اند، اسم خودشان را «جندالله» گذاشته اند.
گفتم: اين چه جور «جندالله»! است كه اسرائيلي ها اين همه از آنها تعريف مي كنند و قربان صدقه شان مي روند؟ گفت: خودشان را هم خيلي قهرمان مي دانند! گفتم: قتل عام مردم بي دفاع كه ناشي از بزدلي و بي غيرتي است. گفت: چه عرض كنم؟! يكي از آنها كه دستگير شده گفته است باندهاي قاچاق مرا به اذيت اين و آن و بي رحمي عادت داده اند و به اصطلاح عذر آورده كه متاسفانه گل و خميره من اينطوري است. گفتم: خميره اش اشكالي ندارد، فقط موقعي كه خميرش را مي گرفته اند، به اندازه كافي لگد نخورده است! برگرفته از:روزنامه کیهان
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت 20:33  توسط مهدی
|
گفت: هفته گذشته آقاي «ا-ن» در سميناري با عنوان «ايران و آمريكا» در دانشگاه تهران تاكيد بر استقلال ايران را به مسخره گرفت و گفت بايد خواسته هاي آمريكا را قبول كنيم.
گفتم: اين آقا كه با پارتي بازي و بدون گذراندن آزمون و يا مصاحبه تخصصي به عنوان استاد وارد گروه علوم سياسي دانشگاه تهران شده بود. گفت: بعد از اظهارات وي چند تن از دانشجويان كه نوار سخنراني او را گوش كرده بودند ضمن يادآوري برخي روابط مشكوك او با خارجي ها به او گفتند؛ مگر نگفته بودي كه اگر صدايش را درنياوريم ديگر از اين كارها نمي كني؟ گفتم: اين يارو اصلاً ارزش اين حرفها رو نداره، به قول دانشجويان فرق دوغ و دوشاب رو نمي دونه. گفت: چه عرض كنم؟! ولي بدجوري خودشونو خراب مي كنن. گفتم: بچه هويجه با مامانش رفته بود گردش يهو وسط خيابون وايستاد و گفت؛ مامان جون!... آب هويج دارم! برگرفته از : روزنامه کیهان
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 19:25  توسط مهدی
|
گفت: اتحاديه اروپا با صدور قطعنامه اي ازايران خواست تمامي فعاليت هاي هسته اي خود را به تعليق درآورد.
گفتم: خب ديگه چي؟ گفت: توصيه كرده اند كه فرقه صهيونيستي بهائيت آزادي عمل داشته باشد و برخي از جاسوسان نيز آزاد شوند. گفتم: ديگه چي؟ گفت: پيشنهاد كرده اند كه گروههاي طرفدار غرب در ايران بتوانند آزادانه با سفارتخانه هاي اروپايي در تماس باشند. گفتم: ولي اتحاديه اروپا قول مشوق هاي چشمگير داده بود. اينها كه همه باج خواهي است. گفت: خب! حتما منظورشان دادن مشوق به دوستان و جاسوسان خودشان در ايران بوده است. گفتم: شخصي از دوستش پرسيد امسال پسرت چند تا تجديد آورده؟ رفيقش جواب داد؛ دو تا. يارو گفت؛ پس خيلي وضعش خرابه، پسر من با اينكه 8 تا تجديد آورده، باز هم شك داره كه قبول بشه يا نه؟! برگرفته از : روزنامه کیهان
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت 18:2  توسط مهدی
|
گفت: برخي از مدعيان اصلاحات بدجوري از نامه رئيس جمهور به بوش ناراحت شده اند.
گفتم: چرا؟... اين نامه از موضع عزت و اقتدار نوشته شده بنابراين همه ايراني ها بايد از آن راضي باشند. گفت: يكي از روزنامه هاي مدعي اصلاحات نوشته است چرا احمدي نژاد در نامه خود، به بوش اندرز داده؟ گفتم: پس بايد به او التماس مي كرد؟ گفت: اين روزنامه نوشته كه بايد احمدي نژاد سعي مي كرد در نامه خود، راهي براي رابطه مستقيم با آمريكا باز كند. گفتم: پس بگو مشكل آقايان چيست؟! گفت: چه عرض كنم؟! مثل اين كه به حفظ اقتدار نظام كاري ندارند. گفتم : به شخصي گفتند، با كلمه «كشور» جمله بساز، گفت؛ «با كش ور مي رفتم خورد تو چشمم» برگرفته از: روزنامه کیهان
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 21:6  توسط مهدی
|
|
|