تبليغاتX
هرگونه کپی برداری از این وبلاگ فقط و فقط با ذکر صلوات مجاز می باشد ّ
پس از يک دوره استعفاي جنجالي مقامات نظامي و سياسي رژيم صهيونيستي به همراه افشاي فسادهاي مالي و اخلاقي رئيس و نخست وزيراين رژيم، اينک استعفاهاي اجباري مقامات اقتصادي ، امنيتي و نظامي، تل آويو را با بحران ديگري روبرو کرده است.
تنها در طول دو روز گذشته دو مقام ارشد اقتصادي و نظامي رژيم صهيونيستي از مقام خود استعفا داده و اينک اختلافات ميان سران اسراييلي براي تعيين جانشينان آنها نيز بالا گرفته است.
جاک ماتسا رييس سازمان ماليات رژيم صهيونيستي  اندکي پس از استعفاي موشه کرادي رييس پليس رژيم صهيونيستي به اتهام فساد مالي استعفاي خود را تقديم وزير دارايي اين رژيم کرد.
پس از شکست رژيم اسراييل در جنگ 33 روزه در برابر حزب الله لبنان موج گسترده اي از اتهامها عليه مقامات ارشد رژيم صهيونيستي به دلايلي همچون بي کفايتي ، فساد مالي و اخلاقي در اين رژيم آغاز شده است.
ماتسا رييس سازمان ماليات اسراييل در نامه استعفاي خود به " افرايم هيرشزون" وزير دارايي اين رژيم ضمن درخواست از وي براي قبول اين استعفا مدعي شده است که او هيچ خطايي مرتکب نشده و صرفا علاقه شخصي وي بوده است که مي خواهد استعفا دهد. اين گزارش مي افزايد که وزير دارايي اسراييل بلافاصله با اين استعفا موافقت کرد. يورام ارياف مدير کل وزارت دارايي با اعلام خبر موافقت هيرشزون با استعفاي ماتسا تصريح کرد: بر اساس توصيه هاي ميني مزوز مشاور قضايي حکومت اسراييل کميته اي براي تعيين جانشين ماتسا تشکيل خواهد شد.امري که اشاره اي مستقيم به مشکل تعيين شخصيتي پاک و مورد اعتماد جامعه صهيونيتسي دارد.
اگرچه رييس سازمان ماليات اسراييل در نامه استعفاي خود خطاب به وزير دارايي اين رژيم آورده است که "دستان او به هيچ فسادي آلوده نيست" اما وي در دسامبر گذشته به عنوان يکي از متهمين اصلي پرونده فساد مالي در سازمان ماليات اين رژيم از سوي پليس اسراييل بازداشت شد. پس از چندي بازداشت وي تمديد و سپس اين حکم به اقامت اجباري در منزل تبديل شد.
اندکي پس از استعفاي رييس پليس رژيم صهيونيستي به اتهام فساد مالي درگيريها و اختلافات ميان سران اين رژيم بر بر سر تعيين جانشين وي بالا گرفت.
به نقل از منابع خبري اسراييلي ، ميني مزوز مشاور قضايي حکومت رژيم صهيونيستي از اقدام آفي ديختر وزير امنيت داخلي اسراييل در معرفي ياکوب گانوت به عنوان رييس پليس جديد اسراييل به شدت انتقاد کرد و به او در باره سوابق اتهامي گانوت هشدار داد.
ديختر روز گذشته در کنفرانسي مطبوعاتي گانوت را به عنوان جانشين موشه کرادي رييس سابق پليس اسراييل معرفي کرد.کرادي عصر ديروز در پي انتشار گزارش موسوم به کميته زيلر به اتهام فساد مالي از کار برکنار شد.
در نامه اي از سوي مزوز خطاب به ديختر، مشاور قضايي حکومت اسراييل به وزير امنيت داخلي اسراييل گوشزد کرده است که کانديداي وي پيش چندين بار به اتهامات مختلف محاکمه شده و تنها به دليل نبود ادله کافي محکوم نشده است.گانوت 59 ساله 43 سال از عمر خود را در سرويسهاي امنيتي مشغول بکار بوده است.
با اين وجود در نامه مزوز به ديختر آمده است که به رغم اين سوابق او مانعي قضايي در تعيين وي به عنوان رييس پليس اسراييل در دست ندارد اما ديختر بايد خود جوابگوي پيامدهاي اين انتصاب شود.
از سو ي ديگر با ارائه گزارش کميته زايلر و پس ازمشخص شدن پرونده فساد اداري و ارتکاب جرم چهار نفر از سران رژيم صهيونيستي، "موشه کارادي" رئيس پليس اين رژيم از سمت خود استعفا کرد.
به نقل از منابع خبري رژيم صهيونيستي، "آوي ديختر" وزير امنيت داخلي اسراييل، پس از استعفاي کرادي قصد دارد "ياکوف گانوت" رئيس زندانهاي اين رژيم را به عنوان بازرس کل پليس اسراييل منصوب کند.
گانوت نيز در گفتگو با اين روزنامه با اعلام موافقت با تصميم ديختر گفت: من مردم ، افسرهاي پليس و استانداردهاي کار پليس را خوب مي شناسم و از ابتداي ورود به خدمت در سال 1964 تجارب زيادي
کسب کرده ام. گانوت همچنين افزود: من و ديختر با کمک همديگر و در کنار يکديگر مي توانيم در کارهايمان موفق شويم.
کميته زايلر با ارائه گزارشي ، چهار نفر از مقامات پليس رژيم صهيونيستي را به اتهام فساد ادراي، مالي متهم کرده است. اين چهارنفر که بزودي استعفا خواهند کرد عبارتند از "اران شندار" وکيل مدافع ، "هرزيل سبيرو" رئيس ادره بازرسي پليس وابسته به وزات دادگستري، "ياسکا ليبوويتز" وکيل بخش جنوبي پليس اسراييل و "حنا مگد" وکيل دفتر ليبوويتز.
موج جديد استعفاها در حالي است که پيشتر دان حالوتس معمار جنگ دوم لبنان نيز به دليل فشار احزاب و گروههاي اسراييلي به علت بي کفايتي در اين جنگ استعفا کرد.اولمرت و عامير پرتز وزير جنگ اسراييل نيز در آستانه استعفا قرار گرفته اند و اگر تاکنون به اين اقدام مبادرت نکرده اند به دلييل مصلحتي است که امريکا مدعي ان است.
اما موشه کاتساو رييس رژيم صهيونيستي به دليل حجم فساد اخلاقي اي که مرتکب شده بود نتوانست در چارچوب اين مصلحت قرار گيرد و از سمت خود نه استعفا بلکه برکنار شد.
تمامي اين بحرانها پس ازشکست اسراييل در جنگ 33 روزه لبنان به وقوع پيوسته است جايي که حزب الله لبنان با 3000 نيروي رزمنده توانست پنجمين ارتش دنيا را به زعم کارشناسان نظامي جهان شکست دهد.پس از جنگ بود که موجي از اتهامات به سوي مقامات ارشد رژيم صهيونيستي روانه شد تا جاييکه واشنگتن اينک مي کوشد با ريزش باراني از طرح هاي رنگارنگ در منطقه خاورميانه نگاهها را از شکنندگي جامعه اسراييل به نقطه انحرافي ديگري متوجه کند.

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 22:25  توسط مهدی  | 
تاسيس و کارکرد تهديد آميز اسرائيل با هدف دامن زدن به منازعات منطقه اي از سوي قدرت هاي فرا منطقه اي بوده و نه تنها اراده واقعي در اين قدرت ها که تقريبا همه مراکز ، مجامع و سازمان هاي بين المللي را در سيطره خود دارند ،‌وجو ندارد ،‌بلکه همه مساعي و بر نامه هاي آنها براي گسترش منازعات منطقه اي با هدف ماندگاري سيطره و سلطه آنان بر ثروت منطقه است.
قدرت هاي موسس اسرائيل ، مي کوشند به هر نحوي، کنترل تحولات را در منطقه در دست داشته باشند . از اين رو آنها به دنبال نو عي مديريت جنگ و صلح هستند، در واقع نوعي سازش همسو با منافع خود را دنبال مي کنند و هرگاه ضرورتي ديدند جنگي را بر منطقه تحميل مي کنند . شاه مهره اين سياست غرب در منطقه ، رژيم صهيونيستي است که با کارکرد خويش توانسته غرب را بر منطقه مسلط ساخته و راه هر نوع پيشرفت را بر مردم منطقه مسدود سازد .
از هنگامي که نطفه تاسيس کشوري به نام اسرائيل در انديشه استعمار نشست ،‌(يعني از همان سالهاي 1890 ) دريافتند که سرزمين فلسطين ،‌فاقد امکانات و منابع زير زميني جهت اسکان چندين ميليون کوچنده يهودي است و اين فقدان منابع به ويژه منابع آبي ،‌اجازه نمي دهد که کشور ادعايي صهيونيسم در آن تاسيس شود مگر آن که نيازهاي خود را به هر طريق ممکن از همسايگان ،‌تامين کند . آب به عنوان يک ضرورت غير قابل چشم پوشي از اهميت ويژه اي براي تاسيس و ماندگاري رژيم صهيونيستي برخوردار بوده و هست . لذا از همان زمان و در مقاطع مختلف و به انحاي گوناگون ، مساله بررسي و مطالعه پيرامون امکانات آبي در منطقه "هلال خضيب" (لبنان ، سوريه ، اردن، فلسطين و بخشي از عراق ) در دستور کار پروژه صهيونيسم قرار گرفت . به همين دليل رهبران جنبش صهيونيستي ،‌از گذشته هاي دور ،‌"دولت يهود" را "دولت آب" دانسته اند . "تئودور هرتزل" يکي از بنيانگذاران صهيونيسم اصرار بر تصرف منابع آبي درمنطقه به عنوان يک استراتژي موثر و راهگشا داشت و در سال 1897 در نخستين کنگره جنبش صهيونيسم در شهر بازل سوييس اعلام کرد : "پايه دولت يهود را تا 50 سال آينده از شمال به ليطاني در لبنان ، گسترش خواهيم داد " .
مجله "جويش آبزرور" در سال 1973 نامه اي را از "حاييم وايزمن" يکي ديگر از رهبران صهيونيسم ،‌ مربوط به سال 1919 منتشر ساخت که در آن آمده بود : " با توجه به جميع جهات لازم است که مرزهاي شمالي دولت يهود ،‌به دشت ليطاني و بلندي هاي جبل الشيخ غربي و جنوبي بپيوندد تا بتوان بر آب هاي اردن مسلط گشت و اين منطقه را به تصرف در آورد . "
همچنين وايزمن در سال 1920 در نامه اي به وزير امور خارجه وقت دولت انگليس مي نويسد :‌ "‌ آب عنصر اساسي براي امنيت و بقاي کشور اسرائيل است ."
در سال 1938 " هوراس مئير گالين" و "لاودر ملک" آب شناس و خاک شناس امريکايي براي انجام تحقيقاتي به منطقه هلال خضيب اعزام شدند . پس از شش سال (1944) نتيجه تحقيقات آنان نشان داد که "براي تشکيل کشور اسرائيل حتما لازم است بر آبهاي لبنان شامل ليطاني ، ‌حاصباني ، چشمه وزاني و آبهاي سوريه شامل بانياس ،‌چشمه دان ، رود خانه يرموک و نيز نهر اردن دسترسي و احاطه يافت ." آنان معتقد بودند که تمام آينده منطقه در دست کشوري خواهد بود که سلطه ي خود را بر ليطاني و يرموک و منابع آبي اردن گسترش دهد . بزعم آن بايد جريان رود خانه اردن از بستر طبيعي آن تغيير و به منطقه ساحلي و از آنجا به صحراي نقب انتقال يابد . همچنين بر آب هاي حاصباني و بانياس بايد چيره شد. همين ايده مربوط به چيرگي بر آب هاي منطقه اي منجر به آن شد که اکنون اسرائيل حدود 45 % از آب مورد نياز خود را خارج از مرزهاي 1967 بدست مي آورد . سازمان ملل نيز در گزارشي اذعان داشت که اسرائيل 67% آب مورد نياز خود را خارج ازمرزهاي 1948 تامين مي کند.
با توجه به نياز روز افزون اسرائيل به منابع آبي ، دولت اسرائيل چگونه از مساله آب به عنوان اهرم مقابله با رقبا و دشمنان خود بهره مي گيرد و چگونگي مشکل بي آبي خود را در دايره امنيت ملي حل مي کند؟ اگر رژيم صهيونيستي و اعراب بپذيرند که مرزهاي 1947 (همان مرزهايي که با مساعي و دخالت امريکا و انگليس و تصويب سازمان ملل متحد در سال 1947 ترسيم شد) مرزهاي قانوني کشوري به نام اسرائيل باشد ، چگونه مي توان تصور نمود که اسرائيل بتواند براي اندک سالي استمرار داشته باشد؟ با توجه به نياز روز افزون سرزمين هاي اشغالي به آب و با توجه به اينکه اسرائيل بيش از 67% آب هاي مورد نيازش را خارج از مرزهاي خود (به اذعان سازان ملل متحد) به دست مي آورد و شايد عنوان بزرگترين سارق آب براي رفتار اين رژيم عنواني بحق باشد . چگونه مي تواند امنيت شهروندان خود را حداقل براي در امان ماندن از تشنگي و گردش چرخ صنعت ، تامين نمايد تا چه رسد به احياي کشاورزي ؟؟؟
از همين موضوع مستفاد مي شود که نمي توان انتظار داشت اسرائيل بر مرزهاي 1967 باقي مانده و يا به مرزهاي 1967 يا 1948 باز گردد. زيرا در هر صورت اين باز گشت به عقب ، در کنار ده ها ايراد شکلي ومحتوايي که براي هويت و ماهيت اين رژيم به همراه دارد ، نابودي آن را به دليل بي آبي فراهم مي سازد . همچنين ماندن بر سر مرزهاي 1967 نيز خيالي بيش نيست . لذا در معادله ي برخورد کشورهاي اسلامي با رژيم صهيونيستي و امريکا به يقين دل بستن به عقب نشيني يا ماندگاري اين رژيم به مرزهاي امروزي نيز خوابي بيش نيست .
بنابر اين با توجه به فقدان منابع آب کافي در سه بخش کشاورزي ، صنعتي و مصرف خانگي بعيد به نظر مي رسد که اسراييل حاضر شود در اثر صلح با کشورهاي همجوار سرزمينهاي اشغال شده در سالهاي گذشته را به آنان بازگرداند زيرا در اين صورت اين رژيم از 67 درصد آبهاي مصرفي فعلي خود محروم مي شود و اين به معني يک فاجعه بزرگ امنيتي جهت ماندگاري اين رژيم است.
نکته ديگر آنکه چنانچه گزينه هاي موجود فرا روي دولت صهيونيستي در جهت مهار مشکل اب را برشماريم به مواردي قابل تأمل بر مي خوريم:
1- اولين راه مهار بحران بي آبي اسراييل، ماندگاري در سرزمينهاي فعلي و حتي گسترش آنها در مناطق جديد است که در بالا به ان اشاره شد.
2- دومين راه حل پيش روي اين رژيم، استفاده از دستگاههاي آب شيرين کن است که اين شيوه هم به دلايلي چند عملي نمي باشد.(ازجمله هزينه بسيار بالاي آن،فقدان مزيت نسبي براي کشاورزي، فقدان املاح کاني براي مصرف خانگي و غيره ) علاوه بر اين دستگاههاي آب شيرين کن هر لحظه ممکن است مورد تهاجم قرار گيرد و حتي مديريت و نگهداري و تعميرات چنين دستگاههايي مزيت نسبي استفاده از آنها را براي دراز مدت و در حد وسيع به شدت کاهش مي دهد.
3- راه حل سوم، واردات آب توسط تانکرهاي بزرگ از کشورهايي نظير ترکيه است که شرايط منطقه اجازه استفاده مناسب از اين راه حل را نيز نمي دهد
4- راه حل ديگر که صهيونيستها به شدت به آن دل بسته اند و روش عملي آنها نشان مي دهد که اين گزينه را گزينه اي قابل دسترسي مي دانند، انتقال آب از طريق ترکيه و کردستان عراق به اردن و سرزمينهاي اشغالي فلسطين است.
رژيم صهيونيستي با انتخاب اين راه حل، درصدد است اهداف ذيل را تحقق بخشد:
- مشکل آب را در داخل خود حل نمايد.
_ از آب به عنوان اهرم فشار براي همگرايي کشورهاي منطقه با خود سود جويد.
_ موقعيت خود را در منطقه تثبيت و نهادينه کند.
در راستاي اين راه حل، اسراييل ايجاد خط لوله انتقال آب از کشور ترکيه، سوريه و سپس به سرزمينهاي اشغالي را در دستور کار خود قرار داده است و براي تحقق چنين طرحي مدتهاست که در رسانه هاي غربي و متمايل به اسراييل، کشورهاي منطقه را تشويق به ورود به يک دوره همگرايي منطقه اي با سرآغازي چون آب مي کنند.
پيش از آنکه موضوع انتقال آب از ترکيه پيش کشيده شود، رسانه هاي غربي و صهيونيستي به طور مفصل در مورد هزينه هاي بالاي شيرين سازي آب دريا،خشک شدن سفره هاي زيرزميني آب در دو کشور سوريه و اردن، بحران بي آبي را تا آنجا حاد و شديد ساختند که امر بر اهل فن نيز مشتبه مي شود.
در واقع اسراييل حديث درد بي آبي خود را در قالب درد کشورهاي همسايه زمزمه مي کند و طوري وانمود مي سازد که گويي خطر بي آبي تنها همسايگان اين رژيم را تهديد مي کند.
اما اگر اسراييل از سرقت آب از سه کشور سوريه،لبنان و اردن دست بردارد و فرصتهاي بهره وري و بهره برداري از آبهاي جاري در اين کشورها را از آنها سلب نسازد، اين کشورها تا ساليان دراز مي توانند مشکلات آب خود را مرتفع سازند.
حال آنکه با تهديد پيوسته اين کشورها از سوي اسراييل بر هزينه هاي دفاعي و امنيتي آنها هر روز افزوده مي شود که در صورت نبود اين تهديد اين بودجه ها مي توانست صرف بهينه سازي، استفاده از منابع آبي موجود شود.
از سوي ديگر رژيم صهيونيستي مي کوشد با دست آويز قراردادن دلسوزي براي بحران آب از اين کشورها به يک همگرايي اقتصادي دست يابد و در نتيجه ، کم کم آرزويي را که با قريب 60 سال جنگ و کمکهاي فراوان آمريکا، به آن نرسيده طي مدت کوتاه به بهانه آب به آن دست يابد.
در کنار اين دلسوزيهاي فريبنده، رژيم صهيونيستي با تهديد کشورهاي منطقه هرگز اجازه مديريت بهره برداري از آبهاي منطقه را به آنها نمي دهد.(حمله نظامي به فونداسيون سد الوحده سوريه در اين راستا ارزيابي مي شود همچنين پروژه هاي سوريه در تغيير جريان آب رود حاصباني نيز با حمله هوايي اسراييل متوقف شده است)
يکي از اهداف حمله اسراييل به لبنان که به جنگ سي سه روزه مشهور شد، در کنار اهداف ديگري که دنبال مي کند، سلطه بر منابع آبي جنوب لبنان بوده است چه اينکه اصرار اين رژيم در تسلط بر منطقه ليطاني از طريق قطعنامه 1701 و حضور نيروهاي يونيفل در اين منطقه تلاشي در همين زمينه است.
از ديگر طرحهاي بزرگ رژيم صهيونيستي، انتقال آب پس از تجزيه عراق با همکاري آمريکا از منطقه کردستان به اردن و فلسطين است.
با اجراي اين طرح،ضمن اينکه کانون بحران جديدي در منطقه ايجاد مي شود و کشورهاي مقدم و توانمند در عرصه مقابله با زياده خواهي هاي غرب و اسراييل را با چالشهاي امنيتي فراواني روبرو مي سازد، آب مورد نياز خود را نيز تأمين مي کند و با انتقال آن به کشورهاي ديگر اسلامي زمينه همگرايي اقتصادي را با خود فراهم مي سازد.
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم دی 1385ساعت 16:54  توسط مهدی  | 
*تصويب قطعنامه 1737شوراي امنيت عليه تهران پس از اعتراف نخست وزير دولت غيرقانوني اسرائيل درباره برخورداري تل آويو از سلاح هسته اي بارزترين مصداق سياست " يک بام و دو هواي "‌شوراي امنيت است که اين بار درباره تهران به اوج خود رسيد.
 
قطعنامه شوراي امنيت عليه ايران در حالي تصويب شد که هنوز افکار عمومي جهان نتواسته است مساله 200کلاهک هسته اي اسرائيل را بپذيرد و خود را قانع کند که با وجود رژيمي به نام اسرائيل مي توان به امنيت جهاني اميدوار بود.
تصويب اين قطعنامه ضد ايراني در حالي است که تل آويو از تلاش‌هاي آمريكا، فرانسه، انگليس و آلمان عليه ايران قدرداني كرد و واشنگتن نيز اطمينان داد كه با وتوي هرگونه قطعنامه اي عليه اسرائيل هرگز اجازه نخواهد داد مساله سلاح هاي اتمي اين رژيم در شوراي امنيت مطرح شود.
"تسيپي ليوني " وزير خارجه اسراييل نيز گفت : اعمال تحريم عليه ايران تصميم بسيار مهمي براي جلوگيري از فعاليتهاي هسته اي اين کشور است.
"عامير پرتز " وزير جنگ اين رژيم نيز تحريمها عليه ايران را گام مهمي در زمينه توقف فعاليتهاي هسته اي ايران دانست و گفت: فشارها عليه فعاليتهاي هسته اي اين کشور بايد ادامه داشته باشد.
" شيمون پرز" معاون نخست وزير رژيم صهيونيستي نيز قطعنامه سازمان ملل متحد را گامي نخست و مهم دانست و ابراز اميدواري کرد که جامعه بين الملل بايد گامهاي بيشتري در اين زمينه بردارد.
اين درحالي است که رژيم صهيونيستي با داشتن 200 کلاهک هسته اي به اعتراف کلوپ دانشمندان هسته اي آمريکا و اعتراف" ايهود اولمرت" نخست وزير اين رژيم تاکنون به پيمان منع گسترش سلاحهاي هسته‌اي نپيوسته است.
برخي از کارشناسان سياسي بر اين باورند که رژيم صهيونيستي در حال حاضر سعي دارد تا افکار عمومي را متوجه فعاليتهاي (صلح آميز) انرژي هسته اي ايران کند و آنها را از فعاليتهاي هسته اي خود گمراه نمايد.
ماجد عبد الفتاح" نماينده مصر در سازمان ملل از برخورد دوگانه شوراي امنيت در مورد برنامه هسته‌اي ايران انتقاد كرد.
وي شنبه شب در رابطه با صدور قطعنامه شوراي امنيت عليه ايران به تلويزيون رسمي مصر گفت: "اين شورا بدون توجه به اعتراف صريح رژيم صهيونيستي به داشتن تسليحات هسته‌اي، عليه برنامه صلح‌آميز هسته‌اي ايران قطعنامه صادر كرده است.
نماينده مصر در سازمان ملل هدف ايران را از دست‌يابي به دانش و فناوري هسته‌اي، صلح جويانه دانست و گفت :‌ در اين فعاليتها نشانه‌اي از اهداف نظامي مشاهده نشده است.
عبدالفتاح تاكيد كرد كه كشورهاي غيرمتعهد معتقدند فعاليت‌هاي ايران در زمينه غني‌سازي اورانيوم در چارچوب اهداف صلح‌آميز است.
وي با اشاره به امضاي قرارداد هسته‌اي اخير بين آمريكا و هند، گفت: "آمريكا با كشورهاي هند وپاكستان كه تسليحات هسته‌اي در اختيار دارند، قراردادهاي هسته‌اي امضا كرده است. و اين در حالي است که هيچيک از کشورهاي يادشده معاهده منع گسترش سلاح هاي هسته اي را امضا نکرده و وارد NPT نشده اند."
نگراني نماينده مصر در سازمان ملل از صدور قطعنامه جديد عليه ايران از آنروست که سکوت کشورهاي جهان در برابر اين اقدام آمريکا مي تواند ارزوهاي ديگر کشورهاي جهان براي دستيابي به فن آوري هسته اي را در نطفه خفه نمايد. مصر از جمله کشورهايي است که که از 50 سال پيش تاکنون در صدد دستيابي به اين مهم است. ترور دانشمندان هسته اي اين کشور توسط سازمان جاسوسي موساد در کشورهاي ديگر جهان و همچنين ترور دانشمندان آلماني مامور در بهينه سازي سيتم موشکي مصر در سوئيس توسط ماموران موساد گوياي اين تلاش است.
اين کشور نيز مي کوشد تا با بالا بردن قدرت علمي خود در مبحث مربوط به فن آوري هاي هسته اي کفه توازن قوا در منطقه را که هم اينک با حمايت آمريکا در دست اسراييل است به نفع خود مساوي کند.
با اين وجود در تناقضي آشکار کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه آمریکا خواستار اجرای فوری تحریم ها شد و ادعا کرد:" قطعنامه 1737 که حاصل ماهها تلاش سخت آمریکا و دیگر اعضای شورای امنیت است، ایران را در بین شماراندکی از کشورها قرار می دهد که از طریق فصل 7 تحریمهای شورای امنیت با محکومیت بین المللی روبرومی شوند."
" نیکولاس برنز" معاون وزیر خارجه آمریکا در امور سیاسی نیز درتداوم سیاست خصمانه آمریکا گفت :" ما فکر نمی کنیم که این قطعنامه کافی باشد؛ ما از جامعه بین المللی می خواهیم تا اقدام بیشتری را اتخاذ کند."
هرچند آمريکا توانست قطعنامه اي محدود عليه ايران در شوراي امنيت صادر کند تا به اين وسيله موقتا از زير فشارهاي لابي صهيونيستي رهايي يابد اما ايران پيش روي خود گزينه هاي متعددي را مي بيند و معقولانه تر به افق دورتر مي نگرد.ديپلماسي فعال ايران در منطقه و جهان جاي هيچ شبهه را نگذاشته است که تهران گزينه هاي بيشتري نسبت به آمريکا در طي اين پروسه در اختيار دارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم دی 1385ساعت 19:0  توسط مهدی  | 


طيف افراطي از عصر روز جمعه به اين سو سر و صداي عجيبي به راه انداخته اند و خود را به نحو خوشمزه اي پيروز انتخابات 24 آذر مي خوانند. زماني برادران و خواهران اصلاح طلب ما حريفان سياسي خود را غيب گو مي خواندند اما حالا ظاهراً خود پا را از غيب گويي هم فراتر گذاشته اند. غيب گويان به مردم از آن چيزي خبر مي دهند كه پنهان است و كسي را دسترسي به آن نيست اما اينكه آنچه را پيش چشم خلايق است و همه مي توانند به راحتي آن را مشاهده كنند، ببيني و خلافش را ادعا كني، انصاف بايد داد مهارتي بالاتر است.
چگونه مي توان فهميد چه كسي انتخابات را برده است؟ روش هايي بسيار ساده تر از آسمان ريسمان كردن و خود را به در و ديوار كوبيدن وجود دارد. مي توان فهرست منتخبان را مرور كرد. در حالي كه هنوز آراء مناطق پرتراكم تهران شمارش نشده فقط چهار اصلاح طلب در ميان 15 نفر اول فهرست منتخبان مردم تهران حضور دارند و تازه يكي از آنها هم (هادي ساعي) رأي اخلاق و مردانگي و مهارت ورزشي اش را از مردم گرفته نه رأي اصلاح طلب بودنش را. در انتخابات شوراي شهر گذشته تنها حدود 15 درصد مردم تهران پاي صندوق ها حاضر شدند و سرخورده از تبديل شدن شوراي شهرشان به «مجلس تعزيه خواني»- به تعبير يكي از اعضاي اصلاح طلب شوراي اول- توسط اصلاح طلبان، به جمعي گمنام از اصولگرايان رأي دادند. از آن روز اصلاح طلبان بارها گفته و نوشته اند كه اصولگرايان انتخابات شوراي شهر دوم را بردند چون مشاركت مردم پايين بود در حالي كه اصلاح طلبان هر انتخابات با مشاركت بالا در ايران را قطعاً خواهند برد.
اكنون بيش از 60 درصد مردم پاي صندوق هاي راي آمده اند- و اين مشاركتي است كه با هر معياري بايد آن را «عالي» خواند- و با اين وجود باز هم در شهري چون تهران «مهدي چمران» رئيس اصولگراي شوراي شهر اول همچنان در صدر منتخبان مردم قرار دارد و خبري از «اقبال بي نظير» به اصلاح طلبان نيست. از استان ها هم خبري غير از اين نمي رسد. اصلاح طلبان حداكثر در 4-3 شهر، شوراها را در اختيار گرفته اند و اعضاي شوراي الباقي شهرها جملگي از اصولگرايان هستند. وقتي به انتخابات خبرگان برسيم، اوضاع بسيار شفاف تر است. 90 درصد كانديداهاي جامعتين در سراسر كشور و در انتخاباتي كه از حيث ميزان مشاركت بي بديل بوده، توسط مردم برگزيده شده اند و در تهران كه اصلاح طلبان به توفيق در آن اميدها بسته بودند حتي يكي از كانديداهاي اختصاصي اصلاح طلبان به مجلس خبرگان راه نيافته است. به اين ترتيب فقط در يك صورت مي توان اصلاح طلبان را پيروز انتخابات خواند و آن هم اين است كه كاري به كار نتيجه رأي مردم نداشته باشيم.
اصلاح طلبان گويي خود فهميده اند كه از اين شيوه استدلال جز اينكه خود را مايه تفريح خلايق كنند، طرفي نخواهند بست و به همين دليل همزمان روش ديگري هم در پيش گرفته اند.
روزنامه هاي اصلاح طلب را كه بخوانيد پي در پي از شكست حاميان دولت در انتخابات خبر مي دهند. جالب است كه تا همين چندي پيش از ديد اصلاح طلبان دو جناح بيشتر در كشور وجود نداشت:اصلاح طلب و اصولگرا؛ و مي گفتند مردم از يكي گريزان و به جانب دومي روانند. حالا چه اتفاقي افتاده كه دو قطبي اصولگرا- اصلاح طلب جاي خود را به دوقطبي منتقد دولت- موافق دولت داده است؟! آيا جز اين است كه اصلاح طلبان مي بينند با نتايج فعلي اينكه خود را يك پاي دعوا نشان بدهند، حاصلي جز آبروريزي ندارد و به همين علت بي سروصدا خود را كنار مي كشند-حذف مي كنند- و تلاش مي كنند با بزرگنمايي اختلاف هاي دروني جريان اصولگرا بگويند «اين اصولگرايان» راي آورده اند نه «آن اصولگرايان»! اين درست در شرايطي است كه اصولگرايان خود به زبان بلند مي گويند كه درگير شدنشان با يكديگر حاصلي جز اين نداشته كه چند اصلاح طلب از آن بياويزند و در فهرست منتخبان ملت بالا بيايند و حالا ديگر اختلافي در كار نيست و رقابت ها بدل به رفاقت شده است. اصلاح طلبان بهتر است به جاي اينكه گوش بخوابانند و جست وجو كنند چه كساني راي نياورده اند به اين پرسش پاسخي بدهند كه چرا خود، با چنين كم محلي از جانب مردم مواجه شده اند.
علاوه بر اينها هيچ چيز تعجب آورتر از آن نيست كه اصلاح طلبان انتظار داشته باشند مردم به آنها راي بدهند. چرا مردم بايد به اصلاح طلبان راي مي دادند؟ به خاطر كدام خدمت؟ كدام بار كه از دوششان برداشته شد يا به خاطر كدام افتخار كه در هنگامه دولت اصلاح طلبان براي آنها فراهم شد؟ به جز جنگ و دعوا و وطن فروشي و منابع ملت را صرف خودخواهي هاي خويش كردن، چه چيز از ناحيه اصلاح طلبان عايد مردم شده است كه اكنون انتظار اقبال دوباره آنها را دارند؟ وقتي آدمي مي شنود كه اصلاح طلبان دوباره مردم را به جانب خود مي خوانند ناخودآگاه به ياد آن جوانكي مي افتد كه به خواستگاري رفته بود اما نه سواد داشت، نه اخلاق و ايمان، نه پول، نه خانه و ماشين و وقتي خانواده ميزبان از او خواستند اندكي از فضائل خود بگويد اشاره به زلف هاي خود كرد و آرايشش را به رخ آنها كشيد.
وقتي كسي قافيه اي را باخته باشد ولو به زبان چيز ديگري بگويد مي توان از اعمال و رفتارش بسياري اصل مطلب را به خوبي فهميد. ادبيات اصلاح طلبان از يك ماه پيش از انتخابات ادبيات جبهه اي نبود كه حتي ذره اي اميد به پيروزي دارد. دائم از رد صلاحيت ها مي گفتند (حالا همه مي گويند انتخابات رقابتي بوده است) و اين كه رسانه نداريم و رأي سازماندهي شده و پادگاني وارد عرصه انتخابات خواهد شد و شمارش آرا مخدوش است و...
به راستي جبهه اي كه ولو به قدر ارزني اميد به پيروزي داشته باشد، اينگونه كل انتخابات را به مختصر بهانه اي و گاهي بدون بهانه به زير مهميز سؤال مي كشد؟ شلتاق امروز دوم خردادي ها را خيلي نبايد جدي گرفت، آنها چند ماه است باخت زود هنگام و پيشاپيش خود را پذيرفته و در حال توجيه تراشي براي آن هستند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 23:36  توسط مهدی  | 
بر اساس تازه ترين نظر سنجي بعمل آمده از يهوديان ساکن سرزمينهاي اشغالي، بيشتر آنها از سيستم امنيتي و اقتصادي جامعه اسرائيل که در نتيجه جنگ با حزب الله لبنان دچار تزلزل شده است ناراضي هستند.
 
بنقل از روزنامه اسرائيلي "يديعوت آحارنوت" گزارش داد که بر اساس تازه ترين نظرسنجي که توسط سازمان "لاتت" صورت گرفته، بيش از 40(‌چهل ) درصد از اسرائيلي ها نگران افزايش سطح خط فقر در ساختار داخلي اين ر‍ژيم هستند.
بر اساس اين نظر سنجي، بيش از 30(سي) درصد از يهوديان ساکن مناطق اشغالي 1948 نيز از سيستم امنيتي و مديريتي سران اين رژيم ناراضي هستند.
پس از شکست سنگين رژيم صهيونيستي در جنگ با لبنان،ترس اسرائيلي ها از شليک موشکهاي قسام فلسطيني و همچنين عمليات شهادت طلبانه توسط گروههاي مقاومت فلسطيني افزايش يافته است خواهان تغيير سيستم امنيتي و مديريتي در ارتش اين رژيم شده اند.
از سويي ديگر خسارتهاي اسرائيل در جنگ با لبنان و بحران اقتصادي اين ر‍ژيم که در نتيجه افزايش مقاومت در فلسطين ايجاد شده به افزايش نگراني جامعه اسرائيل از افزايش فقر در اين رژيم انجاميده است .
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 17:35  توسط مهدی 
هرچند بسياري از نهادهاي بين المللي خواستار حضور نيروهاي سازمان ملل (يونيفل) در سرزمينهاي اشغالي فلسطين هستند ، اما ملت فلسطين با توجه به سابقه اين نيروها بويژه وابستگي آنها به غرب و جنايات و رسوايي هايي که در ساير مناطق داشته اند، با اين حضور مخالفند.


در حالي که جنايات رژيم صهيونيستي در سرزمينهاي اشغالي تشديد شده و هر روز ده ها فلسطيني به شهادت مي رسند، منابع خبري از ارائه برخي طرح ها براي حضور نيروهاي سازمان ملل (يونيفل) در فلسطين خبر مي دهند. با توجه به اينکه اين نيروها بعنوان برقراري صلح و ثبات و جلوگيري از کشتار در مناطق مختلف جهان مستقر مي گردند، حضورشان در فلسطين مي تواند در ظاهر تبعات مثبتي در پي داشته باشد. جلوگيري از حملات نظامي صهيونيست ها به مناطق فلسطيني نشين، تلاش براي برقراري ثبات و صلح دائم در منطقه، آغاز روند بازسازي ويراني هاي غزه و تشکيل هر چه سريع تر دولت ملي، ارسال کمک هاي جهاني براي مردم فلسطين و... مي تواند از پيامدهاي مثبت اين حضور باشد.
در اين ميان، نکته قابل توجه مخالفت ملت فلسطين با حضور اين نيروها در سرزمينهاي اشغالي است. براساس نظرسنجي هاي متعدد بيش از نيمي از مردم فلسطين با اين طرح مخالف و آن را مغاير با اهداف خود مي دانند. با توجه به سابقه نيروهاي يونيفل در عرصه بين المللي، دلايل اين مخالفت عبارتند از:
1ـ پيش از اينکه طرح يونيفل مطرح شود، نيروهاي ويژه اروپا براساس طرح کميته چهارجانبه در سرزمينهاي اشغالي بويژه مرز رفح مستقر گرديده اند. از زمان استمرار اين نيروها، نه تنها در اين منطقه ثباتي به نفع فلسطينيان برقرار نگرديده، بلکه اين نيروها به ابزاري براي تحقق اهداف رژيم صهيونيستي به ويژه بازداشت مبارزان فلسطيني و خلع سلاح آنها مبدل گرديده در حالي که بسياري از جنايات صهيونيست ها از همين مناطق و در ساير نيروهاي اروپايي صورت مي گيرد. در حال حاضر اين ابهام وجود دارد که نيروهاي يونيفل نيز به سرنوشت نيروهاي اروپايي دچار شوند که به نفع صهيونيست ها فعاليت مي کنند.
2)هر چند که يونيفل براي برقراي ثبات در عرصه بين الملل تشکيل شده اند، اما خود به عامل بحران و جنايت در اين مناطق مبدل گرديده اند. امروزه گزارش هاي متعددي از جنايات و رسوايي هاي نيروهاي سازمان ملل در مناطق مختلف نفوذشان منتشر گرديده که قاچاق زنان و کودکان، فساد اخلاقي و مالي، تجارت اسلحه، ضد و بندهاي ساسي و نظامي براي کسب درآمد اقتصادي و... بخش هايي از اين رسوايي ها مي باشند. اين سابقه ها سبب شده تا بسياري از کشورها مخالف دخالت نيروهاي سازمان ملل در امور داخلي شان باشند که نمونه آن را در کشورهاي آفريقايي و مناطق فلسطين مشاهده مي کنيم.
3ـ آنچه در عملکرد نهادهاي بين المللي مشهود است، وابستگي آنها به قدرت هاي بزرگ مي باشد.
تحولات جهاني از عدم استقلال اين سازمانها و وابستگي شديد آنان به قدرتهاي جهان خبر مي دهند که در چارچوب منافع اين کشور ها حرکت مي کنند. در اين چارچوب نيروهاي يونيفل براساس خواست قدرتها فعاليت مي کنند که نمونه آن را در افغانستان ، عراق ، آفريقا مي توانن مشاهده کرد. اکنون اين ابهام وجود دارد که حضور نيروهاي سازمان ملل در غزه بر اساس خواست غرب و امريکا در چارچوب حمايت از صهيونيست ها عمل نمايد.
4) ملت فلسين در طول چند دهه گذشته تلاش داشته تا با حمايت و تقويت گروههاي جهادي به اهداف خود در اراضي اشغالي دست يابد ، و در نهايت پايان انتفاضه مي باشد . اکنون ملت فلسطين که بسياري از اهداف خود را در سايه مقاومت محقق ساخته ، خواهان استمرار ارتقاي مقاومت و حفظ انتفاضه مي باشد ، لذا با مخالفت با طرح حضور نيروهاي سازمان ملل براي حفظ اين اهداف تلاش مي کند.
بر اين اساس مي توان گفت که هر چند حضور نيروهاي سازمان ملل بر اسا اساسنامه سازمان ملل مي تواند پيامدهاي مثبتي براي ملت فلسطين و ثبات خاورميانه در پي داشته اما در بلند مدت نتايج معکوس به همراه خواهد داشت . چراکه چنانکه ذکر شد مهمترين چالش اين نيروهاي وابستگي آنها به قدرتهاي بزرگ مي باشد که آنها را در چارچوب منافع آنها سوق مي دهد ، منافعي که امروز در قالب حمايت از رژيم صهيونيستي تعريف شده است.
بر اين اساس ملت فلسطين که با حمايت از مقاومت و استمرار انتفاضه ، اهداف بسياري را براي وابستگي به دنياي خارج محقق ساخته اکنون نيز تلاش دارد تا با ادامه اين راه به اهداف خود دست يابد در حالي که اين تجربه را درکار نامه خود دارد که صرفا ملت فلسطين مي توانند براي احقاق حقوقشان فعاليت نمايند و نه بازيگران خارجي بويژه سازمان مللي که کاملا وابسته به اهداف غرب مي باشد. لذا فلسطيني ها در مقطع کنوني ضمن مخالفت با حضور نيروهاي سازمان ملل يونيفل در غزه و با اتکا به استمرار انتفاضه براي اجراي اهدافشان تلاش مي کنند تا در نهايت تحقق بخش آرمان تشکيل کشو مستقل فلسطيني به پايتختي قدس شزيف باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 17:33  توسط مهدی 
*اسراييلي ها پديده شکست ارتش شان در جنگ لبنان را چگونه دريافته اند؟ با واقعه شکست ارتش اين رژيم در محافل نخبگان صهيونيستي اعم از دولت، احزاب، رسانه هاي گروهي و در کنار آنها افکار عمومي چگونه برخورد شد؟

فاصله بين آغاز جنگ لبنان و پايان آن بسيار طولاني و پر سنگلاخ بود. جنگ ابتدا با اجماع تمامي گروهها و احزاب صهيونيستي (اعم از تندروهاي جنگ طلب دست راستي که معتقد به پيروزي کامل و قاطع بر حزب الله بودند تا گروههاي چپگرا که خواستار گسترش دامنه اين جنگ تا سوريه شدند) و همچنين افکار عمومي جامعه اسراييلي(که عموما گرد ارتش و حکومتشان حلقه زده بودند) بر ضرورت ورود به آن آغاز شد.
تمامي طيفهاي فوق الذکر بر تحمل رنجها و مشکلات اين جنگ براي تحقق پيروزي اسراييل تاکيد مي کردند.
مواضع تمامي گروهها و اقشار صهيونيستي بر روي يک نکته اساسي يعني تاييد جنگ متمرکز بود به اعتبار اينکه جنگ تحميلي عليه لبنان اولين جنگي بود که رژيم اسراييل در واکنش به يک اقدام نظامي از سوي طرف عربي (اسارت دو نظامي صهيونيستي به دست رزمندگان حزب الله) انجام مي داد برخلاف جنگهاي گذشته که معمولا براي توسعه اراضي به خاک يک کشور عربي صورت مي گرفت.
اما اين جنگ صهيونيستي به سرعت از تحقق اهدافش دور ماند و با تغيير استراتژي از رويارويي نظامي به شکل کشتار گروهي و جنايت جنگي عليه شهروندان لبناني و تخريب اماکن عمومي نمود يافت.
دهها جنايت توسط صهيونيستها عليه مردم لبنان در طول مرزهاي اين کشور از جنوب گرفته تا شمال به وقوع پيوست .
جنايت قانا اين بار تنها نام يک روستاي لبناني نبود که در پرونده صهيونيستها تکرار شود بلکه نامهايي چون مروحين، عيتا الشعب، القاع، كفر شوبا، مارون الراس، بنت جبيل ... و غيره كه پيش از جنگ نامهاي معروفي نبودند در رديف جناياتي همچون قانا قرار گرفتند که در پرونده جنايات اسراييل به ثبت رسيد.
در امتداد روزهاي تجاوز اسراييل به لبنان و همچنين در موازات کشتار و خونريزي مردم لبنان و فلسطين اما چشمان نظاميان، سياستمداران و شهرک نشينان صهيونيستي با نوعي ترس و حشت و اعجاب به سمت ارتشي بود که وعده پيروزي به آنها داده بود بدون آنکه وجدان انساني و عواطف آنها نسبت به جنايات روزمره ارتش صهيونيستي عليه کودکان و زنان لبناني که در زير آوار مانده بودند اندکي به درد آيد و يا حد اقل احساسي نسبت به آن داشته باشند.
رسانه هاي گروهي اسراييل با همه نوع گرايش نيزنه تنها به جنايات ارتش اين رژيم که توسط سازمانها و نهادهاي بين المللي محکوم شد توجهي نداشتند که عامدانه بر طبل جنگ کوبيدند و خواستار قتل و کشتار بيشتر شهروندان لبناني به دليل حمايت از مقاومت و تاييد آن شدند.
به رغم همه اين شرايط اما ارتش صهيونيستي در نهايت با شکست خرد کننده اي مواجه شد.
در مقام مقايسه اين جنگ نيز از جهاتي شبيه جنگهاي گذشته اسراييل بود. صهيونيستها هيچگاه در جنگهاي خود مرزي ميان " جنگ" و "جنايت" قايل نبوده اند. بلکه اصولا وجود و بقاي رژيمشان را در استمرار جناياتي مي بينند که در اين زمان کم اشغال فلسطين مرتکب آن شده اند.
گفته هاي مناخيم بگين نخست وزير اسبق رژيم صهيونيستي در کتاب "تمرد" مصداقي بر اين گفته است. آنجا که گفت: اگر نبود دير ياسين دولت اسراييل قوام نمي يافت" و دير ياسين روستايي فلسطيني است که گروههاي تروريستي موسوم به " ليحي و شتيرن" به رهبري بيگن يکي از بزرگترين جنايات تاريخ صهيونيستها را با قتل عام مردم اين روستا و تغيير ماهيت آن صورت دادند.
صهيونيستها جنايات متفاوتي را در جنگ اخير لبنان صورت دادند اما در نهايت با شکست در اين جنگ از خاک اين کشور خارج شدند. شکستي که اينک ياس و نااميدي را در بين جامعه صهيونيستي به ارمغان آورده است.
اصولا تاريخ هيچگاه به ياد ندارد که جنايت به عمر طولاني رژيمي بينجامد و يا سرنوشت محتوم رژيم نژادپرستي را با تاخير روبرو نمايد.
بر اين اساس صهيونيستها حتي با ناديده گرفتن فاصله بين جنگ و جنايت نيز نمي توانند از سرنوشت محتوم خود فرار کنند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 19:58  توسط مهدی 
يک سال از عقب نشيني (فرار) رژيم صهيونيستي از نوار غزه مي گذرد . در حالي که در اين مدت دولت و ملت فلسطين در راه توسعه گام برداشته ، رژيم صهيونيستي مسير زوال و نابودي را طي کرده است .


رژيم صهيونيستي بر اساس طرح آريل شارون (نخست وزير سابق) در راستاي ايجاد ديوار امنيتي و بهبود مناسبات با فلسطينيان و نظام بين الملل در 20/6/84 به طور يک جانبه طرح خروج از غزه را اجرا نمود . در آْن زمان پس از 38 سال اشغالگري نيروهاي رژيم صهيونيستي 8 هزار صهيونيست شهرک نشين از غزه عقب نشيني کردند . اکنون يک سال از اين اقدام که به صراحت مي توان آن را پيروزي بزرگ مقاومت در پايان دادن به اشغالگري دانست، مي گذرد . طي اين مدت تحولات بسياري در اراضي اشغالي فلسطين به وقوع پيوست که سرنوشت منطقه را تاحدودي زيادي با درگرگوني مواجه ساخت است .
الف) فلسطينيان: پس از پيروزي مقاومت در عقب راندن رژيم صهيونيستي از غزه و برخي مناطق کرانه باختري ، تحولات فلسطين بر اساس استمرار مقاومت و تقويت جايگاه آن استوار گرديد. عملکرد مثبت (حماس و گروههاي جهادي) سبب شد تا در بعد سياسي موفقيتهاي بسياري براي آنها کسب گردد. هر چند که رژيم صهيونيستي از کليه ابزارها (ترور ، ربودن رهبران تهديد به آغاز دوباره اشغالگري، بهره گيري از اعمال فشارهاي خارجي) براي جلوگيري از حضور مقاومت در صحنه سياسي بهره برداري نمود، اما اولاً گروه هاي جهادي در چهار دوره انتخابات شهرداري ها توانستند راي اکثريت مناطق را کسب نمايند تا اولين گام براي دگرگوني در معادلات سياسي را با موفقيت بردارند، ثانياً در انتخابات پارلماني توانستند اکثريب کرسي هاي پارلمان (از 126 کرسي) را کسب و مأمور تشکيل دولت گردند تا شکستي سنگين براي طرح هاي رژيم صهيونيستي را به ارمغان آورند. در همين حال اين نکته قابل ذکر است که طي يک سال گذشته تقويت روحيه ملت فلسطين براي استمرار انتفاضه و مبارزه براي احقاق حقوقشان از جمله نکات اصلي در تحولات فلسطين است. هر چند که در ماه هاي اخير دولت جديد صهيونيستي غزه را به بازداشتگاهي بزرگ مبدل و از تمام امکانات نظامي خود براي تحت فشار قرار دادن فلسطينيان بهره برداري مي کند، اما ملت فلسطين بيش از پيش در کنار دولت منتخب خود به حمايت از مقاومت پرداخته اند. توافقات بين تشکيلات خودگردان و حماس براي تشکيل دولت اتحاد ملي يکي ديگر از رويدادهاي مهم در يک سال گذشته است. اين اتحاد که به منزله تقويت مقاومت است، راهکار گروه هاي فلسطيني براي مقابله باتوطئه هاي رژيم صهيونيستي و وادار ساختن آن به عقب نشيني از ساير اراضي اشغالي (1967) است که رعب و وحشت در ميان صهيونيست ها ايجاد کرده، چنانکه آنها از راه هاي گوناگون براي عدم تحقق آن فعاليت مي کنند.
ب) رژيم صهيونيستي : بر اساس طرح شارون طرح عقب نشيني يک جانبه از غزه از جمله ايالت هايي بود که مي توانست از حملات مقاومت عليه رژيم صهيونيستي ونيز تشديد بحران ايالتي اقتصادي و اجتماعي درميان صهيونيست ها جلوگيري نمايد.شارون در حالي طرح به اصطلاح بشر دوستانه را به اجرا درآورد که اولا در عرصه داخلي رژيم صهيونيستي با چالشهاي بسياري مواجه بود که بر اساس گزارش هاي منتشره فروپاشي داخلي آن را مي توانست در پي داشته باشد. ثانيا تقويت روحيه گروههاي جهادي براي استمرار انتفاضه (بويژه حملات موشکي و عمليات هاي شهادت طلباني ، رژيم صهيونيستي را در برابر ملت فلسطين ناتوان ساخته بود .شارون براي حل اين بحران ها در قالب طرح مزيت کارانه فرار از غزه را در لواي طرح عقب نشيني يک جانبه از آن ، به اجرا درآورد .هرچند که وي براي اجراي اين مهم تلاش هاي بسياري مبذول داشت اما در نهايت تقويت پايگاه مقاومت در غزه و دگرگوني در رژيم صهيونيستي پيامد هاي ديگري بر خلاف انتظار همه صهيونيست ها) در پي داشت .
از اولويت هاي طرح خروج از غزه (فرار) تلاش براي تشکيل دولت واحد متحد بود که درانتخابات مارس 2006 برگزار مي گرديد .با مرگ سياسي شارون و برگزاري انتخابات نه تنها اين طرح اجرا نشده بلکه دولت متزلزل با ائتلاف نا همگون شکل گرفت که حتي طرح عقب نشيني از غزه (فرار) به يکي از چالشهاي ... مبدل گرديد. اکنون بر خلاف تصور صهيونيست ها که از طرح دولت يکپارچه شان مي گفتند، بحران شديد در هيات حاکمه اين رژيم مستولي گرديده در حالي که بحرانهاي اجتماعي نيز به اين امر دامن مي زند.

2) ايهود اولمرت نيز که با شعار تشکيل کشور متحد و يکپارچه صهيونيستي قدرت را در دست گرفته است ، طرح عقب نشيني يک جانبه از کرانه باختري را مطرح کرد. او با تشديد فعاليتهاي در اراضي اشغالي بيت المقدس و مناطق نزديک به اراضي اشغالي 1948 و 1967 تلاش داشت که طرحي مشابه شارون به اجرا گذارد تا در لواي آن ضمن کنترل مقاومت به سياستهاي توسعه طلبانه استمرار بخشد . اين طرح که با نام تعيين يک جانبه مرزها بود اولا به دليل مقاومت دولت و ملت فلسطين در برابر تجاوزگري ها بويژه در هنگام محاصره غزه ، ثانيا مخالفتهاي جهاني ناکام مانده و سرانجام پس از شکست رژيم صهيونيستي از لبنان اولمرت وادار گشت تا از لغو اين طرح خبر دهد . با اين وجود وي براي استمرار توسعه طلبي اقدام به ساخت شهرک هاي جديد در کرانه باختري نموده تا اين طرح را از زاويه ديگر اجرا نمايد . بر اين اساس يک سال گذشته را مي توان سال شکست طرحهاي صهيونيستها در اراضي اشغالي بويژه اجراي طرح هاي يک جانبه براي تعيين مرزهاي توسعه طلبانه و مهار مقاومت ارزيابي نمود .
3) نکته قابل تامل در تحولات رژيم صهيونيستي پس از فرار از غزه ، سياست توسعه طلبانه آنها در منطقه مي باشد. آنها با بهره گيري از امکانات فراوان و با طرحي از پيش تعيين شده جنگي تمام عيار را به لبنان تحميل کردند . آنها در اين جنگ تلاش داشتند تا از پيروزي هاي بدست آمده به عنوان ابزاري براي اجراي طرح هاي توسعه طلبانه در اراضي اشغالي به ويژه طرح تعيين يکجانبه مرزها، آوردن کشورهاي منطقه به پاي ميز مذاکره بهره برداري نمايند اما مقاومت حزب الله و ملت لبنان اين طرح را نيز با شکست مواجه کرد و در نهايت پس از 33 روز جنگ، رژيم صهيونيستي وادار به عقب نشيني از لبنان شد تا پس از فرار از غزه، شکستي ديگر را متحمل شود تا پيش از گذشته در مسير انحطاط قرار گيرد. اکنون با گذشت يک سال از خروج صهيونيست ها (فرار) از غزه، اين رژيم نه تنها طرح هاي توسعه طلبانه اش محقق نگرديده، بلکه با چالش هاي دروني بسياري مواجه است که منجر به تعليق بسياري از سياست هاي آن شده است.
بر اين اساس مي توان گفت که عقب نشيني(فرار) صهيونيست ها برخلاف ادعاي آنها نه تنها موجب تقويت آنها و راهکاري براي اجراي سياست هاي آينده آن نشده، بلکه تزلزل آنها را در پي داشته است، چرا که برخلاف تصور آنها در اين مدت نه تنها مقاومت، راه سازش را در پيش گرفته، بلکه با اتحاد بيشتر براي مقابله با توطئه هاي اين رژيم فعاليت مي کند. لذا مهم ترين دستاورد فرار صهيونيست ها از غزه را مي توان تقويت جبهه مقاومت و تزلزل رژيم صهيونيستي دانست که مي تواند راهگشايي باشد براي تحقق آرمان تشکيل کشور مستقل فلسطين به پايتختي قدس شريف.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 19:54  توسط مهدی 
هنوز مدت زيادي از پايان حملات گسترده و وحشيانة ارتش تا بن دندان مسلح رژيم صهيونيستي به لبنان و مقاومت دليرانة رزمندگان مقاومت اسلامي نگذشته است كه زمزمه‌هايي از داخل لبنان و جهان عرب همنوا با غرب مبني بر لزوم خلع سلاح حزب اللـه به گوش مي‌رسد.
اين در حالي است كه مقاومت اسلامي توانست با اثبات حقانيت خود در دفاع از تماميت ارضي و منافع ملي لبنان نزد افكار عمومي لبنان و جهان نه تنها مشروعيت و مقبوليت پيدا كند بلكه به عنوان الگوي ممتاز وطن‌پرستي ديني، محبوبيت چشم‌گيري را نزد جهانيان به دست آورد و در عوض چهره كريه و نامشروع رژيم صهيونيستي و حاميانش براي همگان نمايان شود.
البته مسئله خلع سلاح پيش از اين نيز مطرح بود و به عنوان اهرم فشار بر حزب اللـه استفاده مي‌شد و حتي در ايام جنگ نيز برخي از شخصيت‌هاي لبناني و عربي ضمن نكوهش حزب اللـه به عنوان عامل اصلي بروز بحران در منطقه خواستار خلع سلاح مقاومت اسلامي لبنان شدند كه با واكنش شديد سيد حسن نصر اللـه دبير کل اين جنبش و افكار عمومي لبنان روبرو گشت.
با اين وجود هنوز اين سؤال در ذهن ملت‌هاي مسلمان باقي است كه به چه دليل رهبران و برخي روشنفكران عرب در طول اين سال‌ها تلاش كردند تا چهرة مقاومت را نزد ايشان مخدوش نمايند و براي چه دست به تباني با دشمن قسم‌خورده جهان اسلام و هم‌پيمانانش زدند تا حزب اللـه را از صحنه حذف نمايند.
خلع سلاح يا حذف مقاومت به نفع كيست؟!
در پاسخ به اين سؤالات تنها مي‌توان چنين استدلال كرد كه رژيم‌هاي حاكم در منطقه به دليل سرسپردگي‌شان و وابستگي حيات ايشان به حضور قدرت‌هاي بزرگ در منطقه از شكل‌گيري و تسريع جنبش‌هايي همانند حزب اللـه در جهان اسلام كه صد درصد منجر به گسترش حوزه نفوذ و تأثير مردم در حاكميت و سرنگوني ايشان و همچنين به خطر افتادن مطامع و منافع پدرخوانده صهيونيسم خواهد شد، وحشت دارند. از اينرو از ابتداي شكل‌گيري نهضت بيداري اسلامي توسط سيد جمال‌الدين اسد آبادي در قرن‌هاي اخير و پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني (ره) عناد خود را در اشكال مختلف با جريان‌هاي اصولگراي اسلامي به نمايش گذاشتند.
از سوي ديگر پيروزي مقاومت با اتكاء به قدرت‌ مردمي لبنان و بدون حمايت قابل توجه قدرت‌هاي منطقه‌اي و فرا منطقه‌اي باعث شد تا علاوه بر اوج‌گيري روحيه خودباوري جهان اسلام باعث تخريب اعتبار جهاني سران عرب و غرب در نزد مسلمين گردد. امروز همه مي‌دانند كه حذف يا خلع سلاح مقاومت تنها به نفع اسرائيل است و تأمين كنندة منافع غرب است.
با اين وجود برخي معتقدند خلع سلاح مقاومت يك واقعيت است كه دير يا زود بايد صورت پذيرد و حزب اللـه مي‌بايست تبديل به يك حزب سياسي شود. اين اصل براي رهبران حزب اللـه هم پذيرفته شده است و اساساً حزب اللـه بنا به ضرورت موجود اقدام به تشكيل نيروهاي مسلح در ذيل خود نمود و هر زمان كه اين ضرورت مرتفع گردد، سلاح را بر زمين خواهد گذاشت.
اما بايد توجه داشت شرايطي لازم است تا اين ضرورت مرتفع شود:
-پايان اشغالگري رژيم صهيونيستي و حضورش در خاك لبنان.
-ايجاد تضمين‌هاي محكم بين‌المللي در خصوص عدم ادامه سياست‌هاي تجاوزكارانة ددمنشانه و مداخله جويانه اسرائيل.
-بالا رفتن ميزان توانمندي امنيتي و نظامي نيروهاي مسلح لبنان.
پيش‌نياز شكل‌گيري اين شرايط است. از سوي ديگر بايد به اين نكته توجه داشت كه مقاومت اسلامي يك جنبش مردمي – لبناني است و مسئله خلع سلاح جنبش يك موضوع داخلي لبنان است لذا هرگونه فشار خارجي حتي از سوي مجامع بين‌المللي به معناي نقض حق حاكميت سرزميني و حق تعيين سرنوشت ملت لبنان محسوب مي‌شود و توهيني بزرگ به شعور سياسي اين ملت است. ملت لبنان هم با توجه به شرايط پيش آمده هرگز نخواهند پذيرفت احدي همبستگي و غرور ملي‌شان را كه حاصل تحمل سال‌ها رنج و مشقت ايشان است به خطر بياندازد.
از سوي ديگر دفاع از تماميت ارضي و منافع ملي يك كشور، مسئله حيات هر ملتي است و حتي اگر حزب اللـه روزي سلاح را كنار بگذارد، بديهي است هر زمان كه احساس كند منافع ملي لبنان در خطر است دوباره دست به سلاح برده و حماسه ديگري را رقم بزند.
حزب اللـه را خلع سلاح كنيد اما يادمان باشد آنچه حزب اللـه را پيروز ميدان كرد تجهيزات و قدرت نظامي نبود بلكه قدرت ايمان، خودباوري و ارادة يك ملت بود كه در جهت خواست خداوند قرار داشت.
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 21:39  توسط مهدی 
جامعه اسراييل برخلاف تعريف همگوني که از آن ارائه داده مي شود از ناهنجاريهاي بسياري رنج مي برد که اگر نبود حمايت کشورهاي قدرتمند ازآن تاکنون عمر موجوديتش به تعداد انگشتان دست هم نمي رسيد.
به اين سوتيترها در برخي رسانه هاي محلي رژيم صهيونيستي دقت کنيد: "50 درصد از جوانان اسراييلي معتاد به مواد مخدرهستند" ، " 30 هزار صهيونيست از هروئين ومواد الکلي استفاده مي کنند" ، " دهها پزشک از مناطق مختلف رژيم صهيونيستي معتاد به مواد مخدر شناخته شدند اما هنوز به فعاليت هاي پزشکي خود ادامه مي دهند" و" 280اسراييلي در سال گذشته به دليل ترس از آينده اقدام به خودکشي کرده اند".
به گزارش خبرنگار خبرگزاري قدس (قدسنا) در غزه ، طبق آخرين آمار بدست آمده 50 درصد از جوانان صهيونيست مبتلابه اعتياد مواد مخدر ومواد الکلي هستند .
بيشترين سقوط اخلاقي صهيونيست ها دربين جوانان مخصوصا در ميان سربازان اسرائيلي ديده مي شود، که طبق آمار بين سربازان اسرائيلي زنان در برابرتحويل گرفتن مواد مخدر خود را تسليم خواسته هاي مردان مي کنند. طبق اين گزارش يک پنجم از سربازان زن اسرائيلي مورد تجاوز جنسي و دو پنجم آنان مورد مزاحمت هاي جنسي قرارمي گيرند که اين امرموجب مشکلات رواني در ميان نظاميان رژيم صهيونيستي شده است.
بر پايه اين گزارش همچنين از نظر بيماري هاي رواني اکثر جوانان صهيونيست داراي اختلالات رواني هستند به طوري که اکثر آنان مدت هاي مديدي را در خانه هايشان سپري کرده و دربطن جامعه حضور پيدا نمي کنند.
همچنين در مورد مواد الکلي همچون ماريجوآنا بايد گفت که پيشتر در ميان صهيونيست ها از اين ماده به عنوان درمان برخي از بيماري ها مثل درمان کابوس استفاده مي شد اما امروزه بر اساس آخرين اطلاعات بدست آمده از زمان شروع انتفاضه اول در سال 1987 و انتفاضه الاقصي در سال 2000 آمارها نشان مي دهد که 8 درصد از يهوديان بين سنين 18 _ 40 ساله از ماريجوآنا براي درمان اختلالات رواني ناشي از نبود امنيت شخصي در جامعه و يا به هنگام جنگ در مناطق فلسطيني نشين و بعضا مناطق لبنان استفاده مي کنند.
به گزارش خبرنگار قدسنا از غزه همچنين مصرف قرص هاي اکستازي به طور چشمگيري در ميان جوانان اسرائيلي شايع است.
نکته جالب توجه آنکه مصرف مواد مخدر در ميان دانش آموزان صهيونيستي بسيار بالاست. به طوري که وزارت کار ورفاه اجتماعي رژيم صهيونيستي اعلام کرد که 37 درصد از دانش آموزان از مواد الکلي استفاده مي کنند.
يک پژوهش تحقيقاتي در اسرائيل اعلام کرد درسال 2006 ميلادي 30 هزارصهيونيست از ماده افيوني هروئين استفاده مي کند که 20 درصد از آنان را زنان و مادران تشکيل مي دهند .
دکتر ايلي لفنتال مدير مرکز درمان مواد مخردر رژيم صهيونيستي اظهار اشت : دهها پزشک اسرائيلي درمناطق مختلف اين رژيم معتاد به مواد مخدرند که با وجود اين هنوز به آنان اجازه مي دهند که کار پزشکي ادامه دهند.
در کنار ناهنجاريهاي اجتماعي پديده خودکشي نيز از جمله ديگر ناهنجاريهاي اجتماعي در درون جامعه صهيونيستي است که سران اين رژيم را بسيار نگران کرده است.
احساس پوچي در ميان جامعه صهيونيستي در حالي است که اخبار مربوط به فساد اخلاقي و مالي مقامات اين رژيم اعم از اولمرت در بحث مربوط به ارتشاء ، موشه کاتساف رييس رژيم صهيونيستي در مورد رسوايي ارتباط با کارمند دفترش و...اين جامعه را به سوي انفجار سوق داده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 21:37  توسط مهدی 
*تازه ترين گزارش محرمانه دولت آمريکا حکايت از آن دارد که جنگ تحميلي عليه لبنان موجب افزايش دامنه شکاف و اختلافات در روابط استراتژيک واشنگتن و رژيم صهيونيستي شده است.

منابع اسراييلي با اعلام مطلب بالا افزودند که جرج بوش رييس جمهوري آمريکا در اوج جنگ لبنان به سرويسهاي اطلاعاتي خود دستور حکومتي صادر کرد و از آنان خواست تا تحقيقات و ارزيابي اي را در مورد وضعيت داخلي اسراييل و ميزان همبستگي جامعه صهيونيستي صورت دهد.
بر پايه اين گزارش، چنين تحقيقاتي از ديد گاه واشنگتن يکي از مهم ترين عوامل براي برقراري هرگونه روابط استراتژيک با هرکشوري از جهان است.
به نقل ازمنابع خبري اسراييل، ‌اين تحقيقات شامل ارزيابي ميزان انسجام وضعيت داخلي اسراييل‌‌، ميزان توانايي هاي آنها در عملکرد وظايفشان در هنگام جنگ و همچنين ارزيابي توانايي هاي اجرايي ارتش اسراييل بود.
بر پايه اين گزارش، بوش از سرويسهاي امنيتي خواسته است تا نتايج اين تحقيق را تا پايان سپتامبر جاري تحويل او دهند.
اين اولين بار پس از 58 سال از موجوديت رژيم صهيونيستي است که آمريکا اقدام به چنين تصميمي گرفته است.
به نقل از همين منابع نتايج تحقيقات در مورد وضعيت اسراييل توسط سرويسهاي اطلاعاتي آمريکا احتمالا در روزهاي آينده به اطلاع بوش خواهد رسيد وضعيتي که تصوير بسيار بدي از اوضاع داخلي اسراييل در برابر آمريکا ترسيم خواهد کرد.
رييس جمهوري آمريکا از ماموران خود خواسته است که براي وي روشن کنند که نتيجه شکست اسراييل در لبنان ناشي از خطايي است که مي توان با استفاده از سلاحهاي پيشرفته آن را جبران کرد يا اينکه اين شکست در نتيجه عوامل تاثير گذار از درون جامعه صهيونيستي است.
بر همين اساس منابع صهيونيستي اعلام کردند که سفرغير منتظره يورام ترويچ رييس دفتر ايهود اولمرت در پنجم سپتامبر (ديروز) به واشنگتن در واقع با هدف اطلاع از نتايج اين تحقيقات بي نهايت محرمانه بوده و وي سعي خواهد کرد تا در سفرش بوش را متقاعد کند به اينکه حکومت اولمرت داراي ثبات کامل است.
منابع اسراييلي پيش بيني کردند که بعيد به نظر مي رسد با توجه به تحولات مربوط به جنگ لبنان اولمرت بتواند براي چهار سال آينده در راس حکومت قرار داشته باشد.
اولمرت در همين رابطه پيشتر گفته بود: هر نخست وزير اسراييلي اي که اعتماد استراتژيک آمريکا را از دست بدهد نمي تواند در منصبش باقي بماند.
وي بطور تلويحي به افزايش دامنه اختلافات در روابط استراتژيک آمريکا و اسراييل اشاره کرده بود امري که به معناي پايان نخست وزيري اولمرت خواهد بود.
منابع اسراييلي به نقل از يکي از ماموران ويژه تهيه اين گزارش که به نامش اشاره اي نشده اعلام کردند که بوش يک سوال ديگر را نيز خواستار جوابگويي آن شده است و آن اينکه" آيا اسراييل همچنان يک هم پيمان سياسي ، نظامي و استراتژيک قوي و با ثباتي در منطقه خاورميانه براي آمريکا است يا اينکه اسراييل و ارتشش توانايي خود را براي بازيگري اين نقش از دست داده است و آيا آمريکا مي تواند به اسراييل بيش از اين اعتماد کند ياخير؟
بر پايه اين گزارش ظاهرا در سه روز نخست جنگ آمريکا با درک شرايط از اسراييل خواسته بود که جنگ را با هر وسيله اي متوقف کند و در اين راه وزير خارجه اسراييل نيز با آمريکايي ها موافق بوده و براي توقف آبرومندانه اين جنگ رايزني هايي نيز با طرفهاي اروپايي و همتاي آمريکايي خود داشت.
به نقل از اين منبع سه روز اول جنگ لبنان در واقع نقطه سرنوشت ساز روابط آينده استراتژيک آمريکا و اسراييل را شکل داد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 14:21  توسط مهدی 
تصویر خود گویاست!!!!چنین بنظر مي رسد هر تحولي که در عرصه سياسي فلسطيني رخ مي دهد بايد به نفع تشکيلات خودگردان فلسطين پايان گيرد.
اختلافهاي عرصه سياست داخلي فلسطين مساله اي نيست که اين بار و آن هم بين تشکيلات خودگردان و دولت حماس رخ داده باشد.پيشتر خود اعضاي فتح و تشکيلات خودگردان نيز اختلافهايي را داشتند و پيروزي از آن طرفي بود که بيشتر مي توانست خود را به محافلي درآنسوي مرزهاي فلسطين نزديک کند. ماجراي ايجاد سمت نخست وزيري در تشکيلات خودگردان نيز از جمله اختلافهايي بود که بين اعضاي فتح رخ داد.
در نهايت سمت نخست وزيري در تشکيلات براي کاهش اختيارات عرفات ايجاد شد . چراکه مقامهاي آمريکايي و تل آويو ديگر عرفات را شريک خوبي براي صلح منطقه نمي دانستند. مساله رياست دستگاه امنيتي فلسطين و تحويل اختيارات امنيتي به نخست وزيري نيز از مسائلي ديگر بود که اعضاي سازمان آزاديبخش فلسطين درباره آن توافق نداشتند. در تمامي اين اختلافها آنچه بديهي است اينست که محافلي در خارج از مرزهاي فلسطين با استفاده از وجود برخي عناصر وابسته سازوکار دخالت در ساختار سياسي فلسطين را فراهم کرده اند. اين بار نيز گويي مساله تشکيل وحدت ملي دست آويزي براي ايجاد اختلاف و خارج کردن قدرت از دست حماس است و اين درحالي است که گفته مي شود قراراست ابومازن رياست دولت وحدت ملي را بر عهده بگيرد. "غازي حمد" سخنگوي دولت فلسطين نيز با اعلام اينکه دو طرف به توافقاتي دست يافته اند گفت: ابومازن در ديدار ديروز خود اسناد و مدارکي در خصوص دولت وحدت ملي به جنبش مقاومت اسلامي (حماس) و جهاد اسلامي ارائه داد که بر اساس آن خواهان استقرار و تشکيل نيروهاي چند مليتي در فلسطين شده است.
گفتني است که در اسناد ارائه شده رياست دولت وحدت ملي به ابومازن واگذار خواهد شد که در آن وي مختاراست هرکاري را انجام دهد.
همزمان با ناتواني رژيم صهيونيستي در مهار انتفاضه ، امروز تشکيل دولت وحدت ملي در فلسطين نيز بر نگراني ها و سردرگمي هاي رژيم صهيونيستي افزوده است. به رغم آنکه رژيم صهيونيستي تلاش دارد تا با ادامه جنايات در فلسطين ، سياستهاي توسعه طلبانه خود را در اين مناطق استمرار بخشد ، تلاش و تاکيد گروههاي مقاومت ، تشکيلات خود گردان و ملت فلسطين بر تشکيل دولت اتحاد ملي دغدغه هاي صهيونيستها براي تقويت مقاومت را افزايش داده است . يکي از تدابير و سياستها اتخاذ شده از سوي دولت فلسطين براي مقابله با دشمن صهيونيستي ، تشکيل دولت اتحاد ملي و کنار نهادن اختلافات است .
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 14:20  توسط مهدی 
رئيس فراکسيون مستقل فلسطين درمجلس قانونگذاري اعلام کرد : اسرائيل با بازداشت 41نماينده فلسطيني مي خواهد در تمامي ساختار سياسي فلسطين تاثير گذارد.
 
مصطفي البرغوثي در گفت و گوي اختصاصي با شبکه خبري العالم گفت : هدف صهيونيستهاازعمليات تروريستي، بازداشت ، کشتار، واعمال محاصره اقتصادي عليه مردم فلسطين به منظورشکستن اراده و تصميم ان درفاع از آزادي و استقلال/ مجبورکردن اين ملت براي قبول شروط سياسي سازشکارانه اي مي باشد که بطور کلي از سوي مردم فلسطين مردود است .
وي با بيان اينکه اسرائيل تلاش مي کند با عمليات ترور و بازداشت ، قتل و تخريب منازل و ساختمانها و موسسات ، زندگي ملت فلسطين را پيچيده و دشوار کند و با اشاره به بازداشت بيش از 10هزار و صد فلسطيني از جمله 107زن و 137کودک و 41نماينده منتخب از سوي اين رژيم گفت : همانگونه که اسرائيل در لبنان در رسيدن به اهداف شوم خود ناکام ماند در فلسطين نيز شکست خواهد خورد.
البرغوثي با انتقاد از اظهارات اخير محمود عباس رئيس تشکيلات خودگردان فلسطين که گفته بود لقمه نان از دموکراسي مهمتر است گفت : لقمه نان مانند دموکراسي مهم است و اين لقمه نان بطور عادلانه بين مردم توزيع نخواهد شد مگر اينکه يک ساختار و نظام دموکراسي وجود داشته باشد.
وي ادامه داد : قبل ازبرگزاري انتخابات دموکراتيک درفلسطين، درآمدي وجود داشت اما بطور عادلانه توزيع نشد و متاسفانه هنوز هم کاربه همين منوال ادامه دارد.
اين فعال فلسطيني با بيان اينکه دليل اصلي بحران اقتصادي قطع شدن کمکهاي اروپايي و آمريکايي نيست گفت: توقيف درآمدهاي مالياتي تشکيلات خودگردان از سوي مقامات اسراييل را که 50درصد ازکل واردات اين تشکيلات تشکيل ميدهد عامل اصلي بحران اقتصادي درفلسطين بشمار مي رود.
وي ادامه داد : تنها راهکار برون رفت از اين بحران تشکيل دولت وحدت ملي براساس ميثاق وفاق ملي و آغاز سريع اصلاحات ريشه اي درنهادهاي فلسطيني است .
البرغوثي باانتقاد شديد از سازمانهاي بين المللي به خاطر ناديده گرفتن نقض گسترده و پي درپي حقوق بشر از سوي اسرائيل و نيز بي تفاوتي اين رژيم به تصميمات بين المللي گفت : اين سازمانها در حالي که براي اجراي قراردادهاي شوراي امنيت در لبنان پافشاري ميکنند براي اجراي اين قطعنامه ها در فلسطين تمايلي ندارند.
وي تاکيد کرد اين سازمانها بطور عجيبي به مساله سرباز اسير اسرائيلي در نزد جنبشهاي فلسطيني اهميت زيادي مي دهند درحالي که بيش ازده هزاروصد فلسطيني در زندانهاي اسرائيل را ناديده مي گيرند.

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 21:45  توسط مهدی 
*گروههاي مقاومت فلسطيني در جريان جنگ تحميلي عليه لبنان 42 مورد عمليات شهادت طلبانه عليه اهداف رژيم صهيونيستي طراحي و اجرا کردند.
 
 
يک منبع بلندپايه در سرويس استخبارات رژيم صهيونيستي فاش کرد که گروههاي مقاومت فلسطيني در خلال جنگ اسراييل عليه لبنان موفق شدند 42 مورد عمليات شهادت طلبانه را عليه اهداف صهيونيستي برنامه ريزي کنند.
بر پايه اين گزارش اين در حالي است که برخي رسانه هاي بعضا عربي سعي در القاي اين نکته داشتند که گروههاي فلسطيني بطور عامدانه زماني که رژيم صهيونيستي اقدام به نابودي زيرساختهاي حزب الله لبنان در جنگ تحميلي عليه اين کشور مي کرد گروههاي فلسطيني عمليات شهادت طلبانه خود را متوقف کرده اند.
اين منابع مدعي شده اند که سرويسهاي امنيتي رژيم صهيونيستي موفق شدند در پنج هفته جنگ لبنان 36 مورد عمليات شهادت طلبانه را قبل از اجرا شناسايي و خنثي کنند.
بر پايه اين گزارش اما نيروهاي اسراييل در طول مدت جنگ لبنان نتوانستند شليک موشک گروههاي مقاومت فلسطيني به جنوب فلسطين اشغالي را متوقف کنند.
اين گزارش به نقل از منابع خبري اسراييل حاکي است صهيونيستها در همين رابطه 19 فلسطيني را که قصد انجام عمليات شهادت طلبانه در داخل سرزمينهاي اشغالي سال 1948 را داشت بازداشت کرده اند.
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 21:42  توسط مهدی 

*همزمان با ناتواني رژيم صهيونيستي در مهار انتفاضه ، امروز تشکيل دولت وحدت ملي در فلسطين نيز بر نگراني ها و سردرگمي هاي رژيم صهيونيستي افزوده است.

به رغم آنکه رژيم صهيونيستي تلاش دارد تا با ادامه جنايات در فلسطين ، سياستهاي توسعه طلبانه خود را در اين مناطق استمرار بخشد ، تلاش و تاکيد گروههاي مقاومت ، تشکيلات خود گردان و ملت فلسطين بر تشکيل دولت اتحاد ملي دغدغه هاي صهيونيستها براي تقويت مقاومت را افزايش داده است . يکي از تدابير و سياستها اتخاذ شده از سوي دولت فلسطين براي مقابله با دشمن صهيونيستي ، تشکيل دولت اتحاد ملي و کنار نهادن اختلافات است.. اين مهم که در ماههاي اخير بسيار مورد عنايت گروههاي فلسطيني قرار گرفته ، پس از پيروزي حزب الله بر رژيم صهيونيستي که با همت و اتحاد ملي تحقق پذيرفت ، روند جديد به خود گرفته است ، به گونه اي که اولويت فلسطيني ها بر تشکيل دولت اتحاد ملي براي تحقق اهداف استوار گرديده است . اين دولت در حالي شکل مي گيرد که :

1) اساس و زير بناي آن بر اساس اصول و تفکرات مقاومت مي باشد که مي تواند ضمن تثبيت پايه هاي قدرت حماس اولا بر ميزان محبوبيت آن در ميان افکار عمومي فلسطين ا فزوده ثانيا جايگاه جهاني آن را ارتقاء بخشد که مسلما در اجراي سياستهاي آن به عنوان دولتي مشروع و جهاني تاثير گذار خواهد بود. رژيم صهيونيستي همواره تلاش نموده تا به هر نحو ممکن مانع از گسترش محبوبيت و مقبوليت دولت حماس در فلسطين و عرصه بين الملل گردد امري که تا کنون با شکست مواجه گرديده و تشکل دولت اتحاد ملي اين شکست را تشديد مي کند .
2) بر اساس طرح دولت وحدت ملي تشکيلات خود گردان که با سياست مذاکره و سازش تلاش داشت تا حقوق ملت فلسطين را محقق سازد جاي خود را به دولتي انقلابي خواهد داد که سياست مقاومت را به جاي سازش يک جانبه در دستور کار دارد.
3) از اصول اوليه دولت وحدت ملي ، استمرار انتفاضه با اتحاد تمام گروههاي فلسطيني و اجراي طرح هاي بازگشت به مرزهاي 1967 و تشکيل کشور مستقل فلسطيني به پايتختي قدس شريف مي باشد که تشديد مقاومت و زوال بيش از پيش رژيم صهيونيستي را درپي دارد . اين در حالي است که تمام سياستهاي صهيونيستها در سالهاي اخير براي جلوگيري از تحقق اين اصول مي باشد که اکنون گروههاي فلسطيني براي مقابله با اين تو طئه ها راه اتحاد را در پيش گرفته اند. 
۴) گروههاي فلسطيني در حالي از دولت ملي سخن به ميان آوردند که رژيم صهيونيستي همچنان در گرداب پس لرزهاي شکست از مقاومت اسلامي لبنان در عرصه داخلي است . اکنون دولتمردان تل اويو به دليل شکست در جنگ لبنان و نيز رسوايي هاي اخلاقي و مالي با فشارهاي مضاعف داخلي روبروهستند ودر آستانه سقوط قرار دارند ، در چنين شرايطي شکل گيري دولت اتحاد ملي آن هم به رهبري حماس شکستي بزرگ براي رژيم صهيونيستي مي باشد که تشديد فشارها را به دولتمردان براي کناره گيري از قدرت و در نهايت گسترش بحران داخلي اين رژيم در پي خواهد داشت. 
۵) يکي از پيامدهاي مهم در اجراي دولت وحدت ملي ، مقابله با سياستها و طرح هاي غرب و امريکا مي باشد که به بهانه برقراري ثبات در فلسطين با مداخله آشکار براي تحقق اهدافشان در منطقه گام بر مي دارند به عبارتي ديگر تشکيل دولت ملي فلسطيني به منزله شکست بسياري از سياستهاي غرب مي باشد لذا آنها نيز مانند رژيم صهيونيستي براي عدم اجراي آن فعاليت مي کنند هر چند در ظاهر از آن حمايت مي نمايند.
بر اين اساس وبا توجه به پيامدهاي منفي تشکيل دولت اتحاد ملي فلسطين براي رژيم صهيونيستي و متحدان غربي آن ، اين رژيم تلاش دارد تا به هر نحو ممکن مانع از تحقق آن گردد در حالي که غرب نيز با سکوت در برابر اين تحرکات آن را براي رسيدن به مقصود حمايت مي کند . در اين چارچوب سياستهاي رژيم صهيونيستي در چند بعد تدوين گرديده است :
الف) تشديد جنايات در غزه و کرانه باختري براي منحرف نمودن گروههاي مقاومت و ملت فلسطين از روند تشکيل دولت اتحاد ملي به مبارزه و مقابله با جنايات صهيونيستها . پس از شکست تل آويو، در جنگ با لبنان و اعلام گروههاي فلسطيني براي اتحاد ، اين رژيم جناياتش را در غزه تشديد و روزانه دهها تن را شهيد يا مجرو ح مي نمايد .
ب) ربودن اعضائ دولت و پارلمان و رهبران گروههاي مقاومت از ديگر سياستهاي صهيونيستهااست. آنها با اين اقدام تلاش دارند تا در روند تشکيل دولت اتحاد ملي اخلال ايجاد کرده تا در نهايت فروپاشي آن را محقق سازند .
ج) تفرقه افکني ميان گروههاي مقاومت و تشکيلات خود گردان همچنان در راس سياستهاي صهيونيستها قرار دارد. آنها همچون گذشته از يک سو با ترورهاي هدفمند رهبران گروههاي مقاومت و تبليغات گسترده مبني بر نقش حماس در اين زمينه (به عنوان عامل تحريک صهيونيستها به ترور ) و از سوي ديگر تاکيد بر نقش تشکيلات خود گردان بويژه ابومازن در سياستها و طرح هاي تل آويو به عنوان تنها مرجع تصميم گيري براي اجراي اين سياست فعال گرديده اند .
د) بهره گيري از متحدان غربي و حمايتهاي آشکار و پنهان آنها از ديگر راهکارهاي صهيونيستها مي باشد . با توجه به اينکه از پيامدهاي اجراي طرح تشکيل دولت اتحاد ملي شکست طرح ها و سياستها غرب است لذا آنها نيز در کنار رژيم صهيونيستي براي عدم اجراي اين مهم فعاليت مي کنند . سکوت آنها در برابر جنايات صهيونيستها ، تاکيد بر تروريست بودن گروههاي مقاومت ، عدم شناسايي حماس به عنوان دولت قانوني فلسطين ، همراهي آنها در اجراي سياست تفرقه با تاکيد بر نقش تشکيلات خود گردان در معادلات منطقه بدون در نظر گرفتن دولت و گروههاي مقاومت، افزايش حمايتهاي اقتصادي و نظامي از تل آويو براي باز سازي ساختار نظامي و سياسي از جمله اقدامات غرب براي جلوگيري از عدم اجراي طرح دولت اتحاد ملي فلسطين مي باشد .
بر اين اساس و با توجه به تحولات فلسطين مي توان گفت که اولا ملت و دولت فلسطين بار ديگر براي تحقق اهداف خود، اتحاد ملي را در دستور کار قرار داده اند بويژه که نتيجه مثبت آن را در تحولات لبنان و عملکرد موفق اتحاد دولت ، ملت و مقاومت لبنان در مقابله با جنايات صهيونيستها مشاهده کرده و آن را الگويي براي آينده راه خود قرار داده اند . ثانيا رژيم صهيونيستي که بدليل شکست در جنگ لبنان و عدم تحقق وعده هاي دولتمردان به اجراي سياستهاي يکجانبه راه زوال را در پيش گرفته براي جلوگيري از تشديد اين شکست که با تشکيل دولت ملي فلسطين صورت مي گيرد ، تمام تلاش خود را به کار مي بندند . آنها امروز با تشديد جنايات و توطئه هاي گذشته براي اجراي اين مهم گام بر مي دارند . در حالي که همچنان از پشتيباني متحدان غربي برخوردارند. بر اين اساس در شرايط کنوني جا دارد تا ملت و دولت فلسطين با توسعه سياستها و راهکار ها براي تشکيل دولت اتحاد ملي به صورت فراگير فعاليت نمايند چرا که تنها راه رسيدن آنها به اهدافشان بويژه تشکيل کشور مستقل فلسطيني به پايتختي قدس شريف ، تشکيل دولت وحدت ملي است که مسلما شکست توطئه هاي صهيونيستها و تشديد زوال آنها را به همراه خواهد داشت . هر چند که تل آويو از کليه ابزارها براي جلوگيري از تحقق اين مهم تلاش مي کند که نتيجه آن شهادت روزانه دهها تن در فلسطين مي باشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 16:53  توسط مهدی 

تجاوز اخیر رژیم صهیونیستی عليه مردم لبنان اگرچه با سکوت معنادار برخي کشورهاي عربي روبرو شد اما ملتهاي آزاديخواه جهان را نتوانست در برابر عمق اين جنايات به سکوت وا دارد به گونه اي که علاوه بر ملتهاي جهان شخصيتهاي مشهور دنياي غرب را نيز مجبور به اعتراف به حقيقتي تلخ کرد.

 

 

هنگامی که از یک هنرمند عرب درباره تجاوز اخیر رژیم صهیونیستی به لبنان و فلسطین سوال می کنیم ، می توانیم پیش بینی کنیم که چه پاسخی خواهد داد .
باوجود آن محدودیت هایی وجود دارد که از سوی این هنرمندان نمی توان آنها را زیر پا گذاشت. آنها نگران هستند که مبادا محبوبیت خود را ازدست بدهند درحالي که کشورهای غربي با اظهار نظر خود چیزی را از دست نخواهند داد .
بر پايه اين گزارش بسیاری از این هنرمندان مشهور غربينظير ميل گيبسون و آلپاچينو ستارهاي مشهور سينماي غرب، لبنان و فلسطین و مسلمانان را قربانی تجاوزهای اسرائیل و امریکا دانستند و بعضی از آنان صهیونیست ها را عامل هر گونه جنگ در جهان خواندند.
پايگاه اينترنتي ايلاف در اقدامي جالب به گردآوري نکته نظرات چند چهره شناخته شده سينماي غرب در مورد تجاوزات رژيم اشغالگر قدس عليه مردم لبنان و فلسطين پرداخته است که ترجمه آن را بدون هیچ تغییری در پي مي خوانيد:

- آل پاچینو(بازیگر محبوب خودم) :
به تاریخ اسرائیل مراجعه کنید تا بدانید منبع تروریست کجاست

- میل گیبسون:
یهودیان منبع تمامی جنگها در سراسر جهان می باشند و من آرزوی نابودی آنان را مي کنم.

- آنتونی هابکینز:
من از اینکه آمریکایی هستم درباره این جنگ احساس شرمندگی می کنم .اسرائیل مسئول این جنگ و تمامی ویرانی های آن می باشد و آمریکا شریک جرم آن است .

- آنجلینا جولی:
اعراب و مسلمانان تروریست نیستند بلکه تمامی جهانیان باید در برابراسرائیل متحد شوند.

- جورج کلونی :
نامهای بوش ، رایس، بلر ، اولمرت و شارون در تاریخ نفرین خواهند شد.

-شون کانری :
ما با منطق زور سخن می گوییم پس اگر ضعیف بودیم چه می کردیم ؟

- رالف فینس :
ما گویی در یک جنگل زندگی می کنیم ، زورمندان ضعفا را ............. ما بهتر از اعراب نیستیم .

-داستن هافمن :
با وجود اسرائيل انسانیت از میان رفته است .
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 15:22  توسط مهدی 
اهداف اعلام شده اسرائيل از حمله به لبنان عبارت بود ‏از :

۱- ‏از بين بردن سران جنبش حزب الله لبنان از طريق ‏بمباران وسيع هوايي و دستگيري تعداد زيادي از اعضاي ‏آن با عمليات هلي برن.‏

‏2-‏متلاشي كردن سازمان نظامي حزب الله و انهدام شبكه ‏ارتباطي آنها.‏
‏3-‏ازبين بردن تسليحات و تجهيزات حزب الله به خصوص سيستم ‏هاي موشك انداز و راكت انداز آن و انهدام انبار هاي ‏موشكي و مهمات حزب الله.‏
‏4-‏اشغال جنوب لبنان تا رودخانه ليطاني به منظور ‏استقرار نيروهاي رزمي ناتو در آن و ايجاد يك ديوار ‏حائل مطمئن رزمي از نيروهاي اروپايي.‏
‏5-‏آزاد سازي دو اسير اسرائيلي از دست حزب الله .‏

اما اسرائيل علاوه بر اهداف اعلام شده فوق، اهداف ‏ديگري را نيز به نيابت از آمريكا دنبال مي كرد كه ‏مي توان آنها را به شرح ذيل جمع بندي نمود :


‏1-‏كمك به آمريكا براي تشكيل يك خاورميانه جديد :‏
‏ وزير خارجه آمريكا اعلام نمود كه حمله اسرائيل به ‏حزب الله درد زايماني است كه مردم لبنان بايد آن را ‏تحمل كنند تا از آن، خاورميانه جديد پديد آيد.‏
‏2-‏شبيه سازي طرح گوانتانامو:‏
‏ به اسارت درآوردن جمعي زيادي از مسئولين اصلي و ‏عناصر مهم حزب الله و انتقال آنها به زندانهاي اسرائيل ‏تا براي هميشه ريشه مبارزه با اسرائيل خشكانده شود.‏
‏3-‏از بين بردن مهمترين حامي فلسطين : ‏
هم اكنون در سرزمينهاي مجاور فلسطين اشغالي، حزب الله ‏مهمترين مانع تسلط اسرائيل بر جنبش هاي فلسطيني محسوب ‏مي گردد. اسرائيل مي خواست با نابودي حزب الله، موجب ‏مأيوس شدن فلسطيني ها از مبارزه با رژيم صهيونيستي ‏شده و سپس با اعمال فشار نظامي سنگين بر دولت حماس، ‏موجب سرنگوني آن گرديده و در نهايت افراد سازشكار ‏را بر دولت خودگردان فلسطين حاكم نمايد.‏
‏4-‏ كوتاه كردن قدرت مانور جمهوري اسلامي ايران در ‏منطقه خاورميانه :‏
‏ آمريكا با كمك اسرائيل مي خواست تا قدرت نظامي ‏حزب الله را در جريان اين جنگ، بطور كامل منهدم نمايد ‏تا بتواند امكان واكنش حزب الله را در زمان اقدام ‏نظامي احتمالي عليه ايران، خنثي نمايد و اسرائيل در ‏صورت حمله جديد آمريكا در خاورميانه، در يك شرايط ‏امن و مطمئن بسر برد. البته در صورت موفقيت ارتش ‏اسرائيل در سركوبي حزب الله، آمريكا تلاش مي كرد تا ‏در لبنان دولتي كاملاً همسو با خود، بر سر كار آورد تا ‏اين دولت وظيفه مبارزه با تفكر حزب الله در لبنان را ‏بر عهده گرفته و از امكان ظهور مجدد حزب الله در آن ‏كشور جلوگيري نمايد.‏
‏اما حاصل اين جنگ سي و سه روزه چه شد؟ همه ‏مي گويند كه اسرائيل در اين جنگ پر شدت، پيروز نشد. ‏وزير دفاع اسرائيل مي گويد: امكان شكست نظامي حزب ‏الله لبنان وجود ندارد. سيد حسن نصرالله در دنياي عرب ‏و در جهان اسلام به عنوان قهرمان شكست ناپذير ‏مبارزه بر ضد اسرائيل در دل ملتها جاي گرفت. حزب ‏الله به عنوان اسوه و الگوي مبارزه با قوي ترين ارتش ‏خاورميانه در افكار عمومي مطرح گرديد و نظاميان ‏جهان را به فكر درباره شيوه هاي رزمي و تاكتيكي ‏اين گروه فداكار واداشت.‏
اسرائيل بخصوص در جنگ زميني شكست سختي را متحمل شد ‏بطوريكه ارتش اسرائيل متهم شد كه :‏
الف- از پيشروي در خاك لبنان ناتوان است و بمباران ‏هاي وسيع آن، جز گسترش تلفات غير نظاميان و بخصوص ‏كودكان، حاصلي نداشته است.‏
ب – در برابر رزمندگان شجاع حزب الله، تلفات انساني ‏زيادي را متحمل شده است. بطوريكه بنابر اعلام ارتش ‏اسرائيل در اين جنگ 120 نظامي اسرائيلي كشته و ‏حدود چهارصد نفر آنها زخمي شده اند. در حاليكه در ‏جنگ شش روزه در سال 1967 ،ارتش اسرائيل با دادن 16 ‏كشته موفق شد ارتش چهار كشور عربي همسايه خود را كه ‏از سوي شوروي سابق حمايت تسليحاتي مي شدند شكست ‏داده و با تصرف سرزمينهاي جولان، صحراي سينا و ‏حاشيه رود اردن، موفقيت بزرگي كسب نمايد و شعار از ‏نيل تا فرات را سر دهد.‏
ج – تجهيزات پيشرفته اسرائيل توسط يك گروه چريكي به ‏صورت گسترده منهدم گرديد، بطوريكه حدود يكصد و بيست دستگاه ‏تانك پيشرفته ميركاوا از جمله تانك هاي ميركاواي-4 با ‏آتش و تاكتيك زيباي رزمندگان حزب الله بعلاوه حدود ‏پنجاه دستگاه بلدزر زرهي و خودروي نظامي ارتش ‏اسرائيل منهدم گرديد و هرچه جنگ بيشتر ادامه مي ‏يافت ميزان تلفات اسرائيل بيشتر مي شد. اينها علاوه ‏بر شش فروند بالگرد نظامي و سه فروند ناوشكن و ‏ناوچه اي است كه حزب الله از ارتش دشمن منهدم كرده ‏است.‏
در مجموع مي توان گفت، اعتبار نظامي ارتش اسرائيل ‏در اين جنگ از بين رفت و احتمالاً تا مدتهاي زيادي اين ‏ارتش، توان حمله نظامي به لبنان را نخواهد داشت و در ‏پايان هم، تسليم نظر حزب الله براي مذاكره در مورد ‏دو اسير خود شد.‏
پس نه تنها، حزب الله در اين جنگ نابود نشد، ‏بلكه در مقابلِ ارتش اسرائيل، شكست هم نخورد و در ‏افكار عمومي مردم دنيا به عنوان پيروز صحنه جنگ، ‏سربلند از آن، بيرون آمد. ‏
"يريدون ليطفئوا نورالله بافواههم والله متم نوره و لو كره ‏الكافرون"

« خداوند مى خواهد به واسطه كلمات خود احقاق حق نموده و عقبه كفار را قطع نمايد.»

+ نوشته شده در  شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 10:33  توسط مهدی 
*نظامیان رژيم صهيونيستي در تازه ترين جنايات خود در 24 ساعت گذشته 22 فلسطيني از جمله يک کودک فلسطيني را به اسارت گرفتند.

به نقل ازمرکز بين المللي حمايت از کودکان فلسطيني،نظاميان رژيم صهيونيستي از آغاز انتفاضه دوم الأقصي (28 سپتامبر 2000) تاکنون 806 کودک فلسطيني را به اسارت گرفته اند که از اين تعداد حدود 450 نفر هنوز در زندانهاي اين رژيم در اسارت به سر مي برند.
گفتني است که نيروهاي اشغالگر قدس همچنين طي 24 ساعت گذشته بيش از 22 فلسطيني از جمله يک کودک را به اسارت گرفتند.
مرکز حمايت از اسراي فلسطيني نيز طي گزارشي شرايط اسراي فلسطيني در بند زندانهاي رژيم صهيونيستي را ناگوار توصيف کرد و از جوامع بين الملل خواست که براي آزادي اسراي فلسطيني سريعا وارد عمل شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 20:51  توسط مهدی 
*بسیاری از روزنامه ها و رسانه هاي خبري جهان امروز در تيتر نخست خود به بررسي بحرانهاي بوجود آمده در رژيم صهيونيستي پس از جنگ با لبنان پرداختند.

القدس العربي:
لبنان، اسرائيل را به صدور بحران داخلي خود به اين کشور متهم کرد
"فوزي صلوخ" وزير خارجه لبنان، رژيم صهيونيستي را به صدور بحران داخلي خود به لبنان از طريق نقض مداوم قطعنامه 1701 مصوبه شوراي امنيت سازمان ملل متهم کرد.
وي گفت: اسرائيل با نقض قطعنامه 1701 شوراي امنيت و ادامه محاصره دريائي، زميني و هوائي لبنان، خواسته جامعه بين المللي را ناديده گرفته است.

الشرق الأوسط: پليس اسرائيل، اسناد و دستگاههاي کامپيوتر رئيس اين رژيم را مصادره کرد
اين روزنامه فرامنطقه اي نوشت: در حالي که پيش بيني مي شود "موشيه کاتساو" رئيس رژيم صهيونيستي بدليل اتهامات وارده به وي در رابطه با فساد اخلاقي و تجاوز جنسي به يکي از کارمندان زن دفترش، مجبور به استعفا شود، پليس اين رژيم شب گذشته با ورود به منزل و دفتر کار وي در قدس پس از تفتيش کامل منزل کاتساو، دستگاههاي کامپيوتر و اسناد مربوط به او را مصادره کرد.


روزنامه گاردين:
ايتاليا در صورت ادامه نقض آتش بس از سوي اسرائيل، اعزام نيروي 3000 نفري خود به لبنان را به تعليق در خواهد آورد.

واشنگتن پست:
اسرائيل عقب نشيني از کرانه باختري را به تعويق انداخت
اسرائيل بدليل شکست از لبنان و دست نيافتن به اهداف و آرمانهايش در لبنان اينک قصد دارد طرح عقب نشيني يکجانبه از کرانه باختري را به تعويق اندازد.

آسوشيتد پرس:
سازمان عفو بين الملل، اسرائيل را جنايتکار جنگي خواند
سازمان عفو بين الملل اعلام کرد که رژيم صهيونيستي بدليل کشتار مردم لبنان و همچنين از بين بردن زيرساختارهاي اين کشور، قوانين بين المللي را نقض کرده است.
اين روزنامه همچنين به نقل از اين سازمان نوشت که اسرائيل يک جنايتکار جنگي مي باشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 20:49  توسط مهدی 

*همان طور كه پيش بيني مي شد قطعنامه ۱۷۰۱هيچ اشاره اي به زمينه هاي برپايي آتش جنگ در جنوب لبنان نكرد و با نا داوري محض و گنجاندن عبارت «از زمان حمله حزب الله به اسراييل» در همان ابتداي متن، تلويحا و البته با كمي مكر، ‌حزب الله لبنان را آغازگر ماجرا دانست.


يك نقص عمده در قطعنامه هاي سازمان ملل كه البته برخاسته از افكار خودمدارانه واضعان آن است، اين است كه به وضع بايدها و نبايدها مي پردازد، بي آنكه نگاهي از سر انصاف به هست ها و نيست هاي منتهي به هر بحران و درگيري بياندازد. وقتي در سايه هياهوي افيوني جام جهاني فوتبال، رژيم صهيونيستي دست به نسل كشي چندباره يك ملت در باريكه غزه زد، كجا بودند بانيان لوايح صلح بين الملل؟ وقتي رژيم صهيونيستي در واكنشي از سر ضعف به دستگيري ناباورانه دو سرباز سراپامسلحش در باريكه محاصره شده غزه و کرانه باختري ، اقدام به ربايش شبانه ده ها تن از مقامات دولتي فلسطين كه بر اساس همان منشورهاي ”ملل متحد“ از مصونيت پولادين برخوردارند كرد، كجا بودند دايه هاي دلسوز مبناي قويم راي اكثريت؟ آري، چه كه جنگ لبنان ريشه هاي چند دهه اي دارد، اما گويي حافظه تاريخي ملل متحد به چند هفته هم نمي رسد و در بررسي ريشه هاي هر ماجرايي دچار نسيان مي شود. بگذريم كه افكار عمومي جهان ديگر فريب اين نسيان عامدانه را نخواهند خورد.
با اين حال، سويه جانبدارانه قطعنامه در بند سوم و چهارم تيزتر شده است، جايي كه خواستار آزادي بي قيد و شرط دو سرباز اسراييلي مي شود و ليكن صرفا از تلاش ها براي حل و فصل فوري مساله اسراي طرف لبناني حمايت مي كند. جالب آنكه اين سومداري در انتخاب الفاظ هم بروز مي كند. به عقيده مصنفان اين قطعنامه، نظاميان اسراييلي ”ربوده“ شده اند، اما اتباع لبناني دربند رژيم جعلي، ”زنداني“ هايي خوانده مي شوند كه ”بازداشت“ شده اند. ضمن آنكه هيچ اشاره اي به غيرنظامي بودن آنها و اينكه بازداشت غيرنظامي در سرزمين خودش معنايي ندارد، نمي شود.
اين قطعنامه در ادامه در بند چهار، بر حذف هرگونه سلاحي بيرون از حوزه رضايت دولت لبنان تاكيد مي كند. اين هم از آن لجبازي هاي خاص سردمداران وتومدار شوراي امنيت است كه تمايل دارند، حزب الله لبنان را كه سهم سترگي از دولت لبنان را چه در مجلس و چه در كابينه تشكيل مي دهد، ناديده بگيرند.
اما شايد تير خلاص قضايي بر پيكر اين قطعنامه در بند پنج آن شليك مي شود كه خروج اسراييل از جنوب لبنان را در حد خواسته دولت لبنان و نه خواسته شوراي امنيت، كه قاعدتا بايد نخستين مجري كنوانسيون هاي مرزهاي مشروع كشورها باشد، معرفي مي كند.
قطعنامه ۱۷۰۱، درباره خروج نظاميان صهيونيست از جنوب لبنان، به ذكر عبارت ”تا پشت مرز آبي“ اكتفا مي كند و تكليف مزارع شبعا را به بررسي طرح هفت ماده اي دولت لبنان كه از آن صرفا با وصف ”پيشنهادات“ ياد شده موكول مي كند، ضمن آنكه هيچ اشاره اي به منطقه استراتژيك نظامي – امنيتي بلندي هاي جولان نمي شود و اين يعني مهياساختن خروجي آبرومندانه براي رژيم جعلي اسراييل. ايهود اولمرت همين حالا با دمش گردو مي شكند كه ديگر فرارش از جنوب لبنان به «پذيرش شكست» تفسير نمي شود، آنچنانكه بر سر مرشدش آريل شارون در سال ۲۰۰۰آمد.
در عين حال، خروج نيروهاي اسراييلي مشروط شده است به استقرار كامل و مجهز پانزده هزار نيروي ”صلح“ كه البته با يادآوري موارد پيشين استقرار نيروهايي از اين دست بايد گفت كه جنوب لبنان حالا حالاها بايد جور اين ميهمان متجاوز را بكشد و اين يعني همان خواسته اسراييل تا احتمالا در خلال همين مدت، هرچه خواست در اين منطقه جولان بدهد و با خيالي راحت ريشه هرگونه دفاع ملي در اين منطقه را بكند و زميني باير پس بدهد.
ساير بندهاي اين قطعنامه به تفصيل درباره نحوه خلع سلاح هرگونه نيروي مبارز در لبنان مظلوم سخن گفته و راهنمايي هاي كاملي حتي درباره رديابي هرگونه اسلحه گرم به دولت لبنان ارايه كرده كه البته با لحني كه قطعنامه دارد بهتر است بگوييم ديكته كرده است.
قطعنامه ۱۷۰۱هيچ اشاره اي هم به خسارت جنگي كه بر گردن دولت جعلي اسراييل است نمي كند و بر روي اين پرسش كه چرا اين رژيم در ازاي دستگيري دو سربازش، زيرساخت هاي لبنان را در حجمي وسيع هدف قرار داد، خطي قرمز مي كشد تا هيچ كس سراغ پاسخش هم نرود.
در يك كلام، قطعنامه ۱۷۰۱گرچه حاكي از عقب نشيني محسوس جبهه حامي صهيونيسم در اثر مقاومت غيورانه جنبش مقاومت اسلامي لبنان است، پشتوانه اي است براي رژيم متجاوز كه پيروزي هاي ارزشمند حزب الله كه همانا پيروزي هاي ملت لبنان است به نفع خود مصادره كند. دلسوزان لبنان نبايد زير بار اين قطعنامه بروند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385ساعت 20:44  توسط مهدی  | 
*رژيم صهيونيستي که جنگ لبنان را براي ارتقاي قدرت آغاز کرد، امروز صرفاً براي حفظ آبروي گذشته و جلوگيري از شکست تلاش مي کند.

"ما پيروزيم" ، " ما پيروز خواهيم شد" و" مابايد پيروز شويم". به عقيده تحليلگران اين جملات در واقع بيانگر سير مواضع سران صهيونيستي از آغاز جنگ عليه لبنان طي يکماه گذشته محسوب مي شود که نشانگر وضعيت سياسي و نظامي آنان است.
۱-رژيم اشغالگر قدس که با طرحي از پيش تعيين شده جنگ عليه لبنان را آغاز کرد، بر اين تصور بود که مي تواند از اين سياست براي ارتقاي جايگاه خود در منطقه و نظام بين الملل بهره برداري کند.
اين رژيم که همواره با ايجاد جنگ تبليغاتي و بهره گيري از ابزار رسانه اي تلاش مي کرد تا خود را در منطقه قدرت اول و لايزال معرفي نمايد، با توسعه نهضت هاي آزادي خواه در منطقه و تقويت توان نظامي کشورها، اين موقعيت را دگرگون شده مي ديد با يورش به غزه و سپس حمله به لبنان تلاش کرد تا همچنان برتري گذشته خود را ارتقا بخشد. به عبارتي ديگر استراتژي آنها بر اين اصل استوار بود که با جنگ کوتاه مدت اما فاتحانه بار ديگر قدرت نظامي خود را بر منطقه اثبات تا ضمن اجراي سياست هاي توسعه طلبانه، کشورها و مجامع جهاني را به پذيرش خواسته هايشان وادار نمايند. با تمام اين تفاسير، مقاومت کوبنده حزب الله و عملکرد مردم لبنان (در کنار آنها فلسطين) موازنه قدرت را براي اين رژيم دگرگون ساخته و روندي معکوس را براي آنها به ارمغان آورد.
امروز مشاهده مي شود که رژيم صهيونيستي ديگر نه براي ارتقا و ديکته کردن قدرت خود به منطقه، بلکه صرفاً براي حفظ و جلوگيري از فروپاشي توانايي هاي گذشته فعاليت مي کند. اين رژيم امروز با استفاده از تمام ابزارهاي تبليغاتي، رسانه اي، سانسورهاي خبري و ياري گرفتن از متحدان غربي صرفاً تلاش دارد تا حداقل امتيازات را از جنگ کسب نمايد و به صورت آبرومندانه از ميدان خارج گردد. به عبارت ديگر مي توان گفت که استراتژي "ارتقاي قدرت امروز" به استراتژي "حفظ قدرت گذشته" مبدل شده که مقاومت حزب الله اين سياست را نيز با شکست مواجه ساخته و روند تحولات اين رژيم را کاملاً با مشکل روبرو کرده است.
۲ـ رژيم صهيونيستي در ابتداي يورش به لبنان، در جنگ هاي رواني و تبليغاتي سياست خود را برا اين اصل استوار نمود که در کوتاه مدت فاتح جنگ خواهند بود. آنها از ابتدا در تبليغات و گفتار خود اعلام نمودند که "ما پيروز جنگ" هستيم. در ادامه راه آنهاسپس با کمي تغيير نامحسوس مواضع از الفاظ اميدوارانه همچون "پيروز خواهيم شد" استفاده نمودند. با گذشت چند روز و تکرار شکست هاي آنها از مقاومت، مشاهده مي گردد که امروز استراتژي تبليغاتي آنها بر اصل "بايد پيروز شويم" استوار شده است. بسياري از کارشناسان سياسي اين گونه لفاظي هاي اين رژيم را نشانه اي بر شکست مطلق و همه جانبه آن ارزيابي مي کنند.
بسياري بر اين عقيده اند که تغيير الفاظ از فاتح جنگ بودن به بايد پيروز شويم بيانگر اين حقيقت است که اين رژيم ديگر توانايي مقابله با مقاومت را ندارد و صرفاً براي حفظ و بازگرداندن قدرت ز دست رفته تلاش مي کند. اين رژيم امروز دريافته است که شکست آن در برابر مقاومت قطعي بوده که اين امر به منزله پايان جايگاه منطقه اي آن به عنوان ابرقدرت نظامي مي باشد. آنها مي دانند که در شرايط کنوني ديگر براي توان نظامي شان که روزگاري به بهانه و با نام آن جنايات بسياري را در منطقه صورت مي دانند جايگاهي باقي نمانده و مقاومت آن را نابود ساخته است. بر اين اساس، آنها با تشديد جنايات، بزرگنمايي فعاليت سربازان و جلوگيري از انعکاس دقيق تحولات جنگ تلاش دارند تا به هر نحو ممکن مانع از زوال کامل خود شوند. اسراييل اينک بر آن است تا تحت هر شرايطي فتوحاتي در جنگ کسب کند تا از آن به عنوان اقتدار گذشته ياد کنند. با اين وجود نکته قابل ذکر اينکه عملکرد مقاومت و ملت لبنان از يک سو و نگاه و واکنش هاي جهاني به تحولات از سوي ديگر مانع از آن شده که اين سياست تحقق يابد.
بر اين اساس مي توان گفت که تغيير استراتژي از ارتقاي قدرت به حفظ قدرت نيز نتوانسته است پيامد مثبتي براي اين رژيم در پي داشته باشد و راه زوال آن بيش از پيش هموار شده است، لذا استمرار مقاومت در شرايط کنوني مي تواند پاياني باشد بر حضور اين رژيم در منطقه و در نهايت تشکيل کشور مستقل فلسطيني به پايتختي قدس شريف که با اتحاد مي توان به اين مهم دست يافت.

+ نوشته شده در  جمعه بیستم مرداد 1385ساعت 17:8  توسط مهدی  | 
*برنارد لوئيس از اعضاي حزب محافظه کاران جديد آمريکا و عضو لابي صهيونيستي سارمان ايپاک در اين کشور در اظهار نظري عجيب که بيشتر فراخواني براي جلب حمايت براي رژيم صهيونيستي به نظر مي رسيد پيش بيني کرده است که ۲۵ماه جاري "اسراييل" از روي نقشه جهان محو خواهد شد!

لوييس که يکي از طراحان سياست خارجي امريکا در دولت نئو محافظه کار جرج بوش محسوب مي شود و در عين حال عضو کميته روابط عمومي آمريکا و اسرائيل موسوم به ايپاک نيز است دليل اين پيش بيني خود را انتخاب چنين روزي از سوي ايران براي پاسخگويي به مهلت شوراي امنيت در مورد برنامه هسته اي خود عنوان کرده است.
وي در مقاله اي که در روزنامه آمريکايي وال استريت ژورنال به چاپ رسيده در اين باره مدعي است: ايران در ۲۵اگوست جاري زمان پيشنهادي خود براي اجابت خواسته هاي شوراي امنيت جهت تعليق تلاش براي دستيابي به دانش هسته اي ، موشکي هسته اي را به سوي اسراييل شليک خواهد کرد و اين در حالي است که مهلت شوراي امنيت تا ۳۱اگوست جاري ادامه دارد.
لوئيس در تحليل خود به اظهارات مقامهاي ايراني استناد مي کند که گفته اند ايران در ۲۵ماه جاري به پيشنهاد شوراي امنيت مبني بر حل و فصل موضوع برنامه هسته اي ايران پاسخ خواهد داد!
اين عضو تيم نئو محافظه کار دولت بوش مدعي است که انتخاب روز ۲۵اگوست براي پاسخ به پيشنهاد شوراي امنيت از سوي ايران تصادفي نبوده است زيرا اين روز مصادف است با روز اسرا و معراج حضرت محمد (ص) پيامبر اسلام (سفر ايشان از مکه به بيت المقدس و سپس عروج به آسمان) امري که به دولت ايران فرصت مناسبي خواهد داد تا رژيم اشغالگر قدس را از روي زمين محو کند.
اين عضو لابي صهيونيستي در تيم کاري بوش در خلال مقاله اش تلاش داشت تا پيش بيني خود را که بر اساس استنادات غير منطقي بنا گذاشته است همچنان قدرتمند جلوه دهد آنجا که مي نويسد: من اطلاعي از جز ئيات زمان طرح آقاي احمدي نژاد در مورد هجوم به اسراييل ندارم اما اين امر قابل توجه و تامل است.
وي آنگاه به موضوع اصلي اين مقدمه چيني مي پردازد و مي نويسد: تنها گزينه جلوگيري از سرنگوني اسراييل توسل به مسلماناني! است که که ايده نابودي اسراييل را رد مي کنند و مواضع و موقعيت آنان را بايد تقويت کرد.
به عقيده ناظران سياسي طرح چنين مسائلي با علم به شکست و رسوايي اخير نظامي ارتش به اصطلاح قدرتمند اسراييل نوعي تلاش براي جلب همدردي براي اين رژيم در سطح جامعه بين المللي و همچنين اقدامي براي ايجاد تفرقه بين مسلمانان و دسته بندي آنان به معتدل و تندرو است.

+ نوشته شده در  جمعه بیستم مرداد 1385ساعت 17:0  توسط مهدی  | 
*هشتم مارس ۲۰۰۵، زماني كه بيش از يك ميليون لبناني در ميدان شهداي بيروت با طنين رعدآساي سيد حسن نصرالله به جان آمدند كه به خدا قسم رژيم جعلي اسراييل از لانه عنكبوت سست تر است، كسي چه مي دانست كه كمتر از شانزده ماه بعد وعده قرآني آن مردالهي محكي محكم مي خورد و وحشت چند ده ساله ملل عرب و مسلمان از آن باروي پوشالي فرو مي ريزد.

پيروزي ها يكي پس از ديگري به استقبال فئه قليل حزب الله لبنان مي آيد. افكار عمومي جهان دارند همين حالا براي نماد سياسي صهيونيسم بين الملل كه به ناحق بر سرزمين هاي ميان رود اردن و درياي مديترانه چنبره زده است كفن مي دوزند و تابوت مي سازند. بي شك ايهود اولمرت كه تا پيش از جنگ سرنوشت ساز كنوني، نان شاگردي شارون را مي خورد، نخستين قرباني سياسي پس لرزه هاي زلزله جنوب لبنان مي شود و از جايگاه اش كناره مي گيرد، بگذريم كه اكنون نيز سخت در آرزوي چنين روزي است. عامير پرتز اكنون دستش را مي گزد كه چرا به پيشنهاد ناشيانه اولمرت براي پست وزارت دفاع جواب مثبت داده است. او كه به اعتراف بستگانش هر روز صبح احساس پشيماني از اين مسووليت مي كند نيز قرباني ديگر پس لرزه هاي زلزله جنوب لبنان خواهد بود. كابينه آتي رژيم جعلي نيز اگر عمري برايش باقي باشد، وزيري جديد خواهد داشت: وزير بازسازي. اسراييل حتي يكي از دو هزار و پانصد موشك حزب الله را هم ره گيري نكرده است.(به قول آقا محمد رضای گل: نتوانسته یعنی عرضه نداشته که ره گیری بکنه.) اكنون همه جا حرف از قدرت نظامي پيش بيني نشده و شكست ناپذير مقاومت اسلامي است. خودي تر ها كه با قرآن انسي دارند، آيه اي را زمزمه مي كنند كه به مومنان بدر وعده داد كه بيست مومن صابر حريف صدنفر از كافران اند، به اذن خدا.
اما شايد بزرگترين دستاورد پيروان مرد الهي جنوب لبنان ترك خوردن شيشه عمر سازمان ملل بود. تجربه ساليان گذشته نشان داده است كه قدرتهاي بزرگ كه خود موسس اين سازمان بودند همواره اهداف خويش را با اهرم فشار ”ملل متحد“ يا زيرمجموعه هاي خودخوانده آن پيش برده اند. اما گويي بيست و هفت روز مقاومت اسلامي، دالان تصميم سازي چند قدرت دنيوي را دچار رعشه كرده است. اگر تاكنون هم دوره گردهاي شوراي امنيت توانسته بودند ماهيت جانبدارانه خويش را در پس ديپلماسي زر و تزوير نهان كنند، مقاومت اسلامي پرده از ماهيت حقيقي شان كنار زد و جيره خواران دودل و ترسوي دستگاه كفر را هم به اعتراض واداشت.
مقاومت اسلامي آن رهبر دلاور و مومن عربي محاسبات روي كاغذ بزرگان كفر را نيز در هم ريخت. وقتي پيك شيطان بزرگ، رايس، را به بيروت راه ندادند، آمريكا دستش آمد كه «خاورميانه بزرگ» دارد به خاور ميانه منهاي آمريكا تبديل مي شود. كمي بعد آثار چنين درك درستي نمايان شد. ديويد ولش مامور شد كه جلوي ضرر را بگيرد و آنگاه لحن آمرانه آمريكا نيز رنگ باخت. در واقع، ديپلماسي ولش بيشتر بوي توسل به مقامات بيروت را مي داد. پيش نويس قطعنامه فعلي بر سر مسايل لبنان هم نمود ديگر اين درك درست است. البته سران پنتاگون، فرانسه را پيش انداختند تا در پيشامدهاي كاملا غيرمحتمل منطقه رو به انفجار خاورميانه شريك درد داشته باشند. ليكن حرف آخر را رييس جمهور احمدي نژاد در تماس تلفني با همتاي سوري اش زد و آن اينكه آمريكا حق ندارد ميانجي گر اوضاع لبنان شود، چون از آغاز حامي تام رژيم غاصب بوده است.
اما اينها همه رويه اي از ماجراست كه خبرگزاري ها سعي در مانور خبري بر روي آن دارند و همه براي آن است كه به خيال خام خود قوه تعيين كننده اصلي تحولات جاري را از چشم افكار عمومي دور نگه دارند. اما ديگر چه كسي است كه نگويد حزب الله لبنان بازيگر اصلي ماجراست وقتي پرچم هاي زردرنگ اين بازيگر بزرگ بر دوش همه آناني است كه پيش دار تظاهرات چند صد ميليوني ضد جنگ در روزهاي پيش از آغاز تجاوز آمريكا به عراق بودند. گويي صلح طلبان گيتي، رهبر حقيقي خويش را يافته اند و منطق مقاومت را در ناصيه سيد حسن ديده اند. پس بگذاريد يك گام پيش تر برويم و بگوييم مقاومت اسلامي ديگر بازيگر اصلي ماجرا هم نيست كه خودِ ماجراست.
اما هشدارهايي هم در پيش است. اكنون پس از طولاني شدن جنگي كه نهايت يك هفته برايش تهيه ديده بودند، همه همّ اردوگاه كفر آن است كه سهم حزب الله از پيروزي هاي اخير به حداقل برسد و صاحب پيروزي، بي نصيب شود. ترفند هميشه استعمار همين بوده كه اگر در نبردي هم شكست خوردند، حريف اصلي را از تصاحب غنايم محروم كنند. اما آيا قطعنامه اي كه محك آخر بي ثباتي و بي اقتداري سازمان ملل خواهد بود مي تواند باز ميراث خواران را به كرسي داوري بنشاند؟ وعده الهي اين است كه زمين را وارثاني حقيقي است كه بندگان صالح خدايند.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مرداد 1385ساعت 18:42  توسط مهدی  | 

تخريب ۵۵۰۰ مکان تجاري و مسکوني در ۶۰شهرک صهيونيستي در شمال فلسطين / ۱۳۰۰مورد شکايت عليه مقامات صهيونيست به دليل ضرر و زيان/ خسارت روزانه ۱۱۰ ميليون دلار به بخش اقتصادي اسراييل/برکناري ۱۵۰۰ کارمند صهيونيستي /خسارت ۱۲ ميليون دلاري به بخش گردشگري و ۱۵...

خاک عالم بر سر تو تخريب ۵۵۰۰مکان تجاري و مسکوني در ۶۰شهرک صهيونيستي در شمال فلسطين / ۱۳۰۰مورد شکايت عليه مقامات صهيونيست به دليل ضرر و زيان/ خسارت روزانه ۱۱۰ ميليون دلار به بخش اقتصادي اسراييل/برکناري ۱۵۰۰کارمند صهيونيستي /خسارت ۱۲ميليون دلاري به بخش گردشگري و ۱۵ميليون دلاري به بخش کشاورزي رژيم صهيونيستي/ انهدام دوناوچه فوق مدرن ساعر و ۲۰دستگاه تانک ميرکاوا /فرار نيمي از صهيونيستهاي شمال فلسطين / صف طولاني براي دريافت مجوز خروج از اراضي اشغالي فلسطين

با گذشت تقريبا ۲۵روز از آغاز جنگ تحميلي رژيم صهيونيستي عليه لبنان رفته رفته آمارها پيرامون خسارات بخشهاي مختلف اين رژيم در نتيجه حملات موشکي حزب الله لبنان در وسايل اطلاع رساني اسراييل منتشر مي شود که خودگوياي نارضايتي دروني است.
به نقل از روزنامه صهيونيستي "يديعوت احارنوت" ده ها منزل و کارخانه و اماکن تجاري اسراييلي به طور وحشتناکي در نتيجه حملات موشکي حزب الله لبنان تا بيستمين روز جنگ اخير خسارت ديده اند.
در گزارش آماري که اين روزنامه اسراييلي در مورد تاثيرات جنگ لبنان بر بخش اقتصاد اسراييل منتشر کرده آمده است: تاکنون ۵۵۰۰واحد آپارتمان مسکوني ۳۰واحد مکان تجاري و همچنين ۲۰کارخانه در ۶۰شهر واقع در شمال سرزمين هاي اشغالي فلسطين طي ۲۰روز اخير بطور کلي خسارت ديده اند.
يديعوت احارنوت گزارش داد: در نتيجه حملات حزب الله لبنان تاکنون نزديک به ۵۰۰مورد دادخواست خسارت مالي به بار آمده از سوي ساکنان شهرک هاي اسراييلي بويژه در حيفا به دادگاهها و مقامات اسراييلي ارسال شده است.
اين روزنامه همچنين اعلام کرد ارزش صدمات مالي به زيرساختهاي اين مناطق بيش ازيک ميليارد شيکل(۸۷۴/۱ دلار) بوده است.
بر پايه اين گزارش در حدود ۲۰۰آپارتمان مسکوني به طور کلي خسارت ديده است.
اين روزنامه اسراييلي به نقل از شهرداري حيفا نوشت :"از آغاز جنگ اخير لبنان بيش از ۱۳۰۰در خواست ضرر وزيان منازل و۳۰۰ مورد خسارت اتومبيل تقديم دادگاههاي اين شهر شده است.
برپايه اين گزارش در کريات شيمونه نيز ۴۳۵ منزل به کلي تخريب و و نرديک به ۳۳اتومبيل منهدم شده است.
همچنين چندين باب مدرسه و کارخانه و فروشگاه نيز آتش گرفته وبه ساختار زير بنايي اين رژيم آسيب بسيار زيادي رسيده است .
همچنين در شهر صفد و اطراف آن ۳۶۱آپارتمان و ۲۶اتومبيل از بين رفته اند . در حتسور الجليله ۴۰منزل و در کرميئيل ۱۶منزل در عکا ۹منزل و در نهاريا ۸۵آپارتمان به طور کامل منهدم شده است.
گزارش يديعوت احارنوت از خسارتهاي اقتصادي رژيم صهيونيستي در حالي است که پيشتر محافل اقتصادي رژيم صهيونيستي، خسارتهاي روزانه رژيم صهيونيستي در نتيجه حمله به لبنان را روزانه ۹۰الي ۱۱۰ميليون دلار برآورد کردند.
در حاليکه مؤسسات اقتصادي رژيم صهيونيستي، ميزان خسارت روزانه اين رژيم را ۵۰۰ميليون شيکل(۱۱۰ميليون دلار) اعلام کرده اند، اتحاديه صنعتگران اين رژيم اعلام کردند که خسارت روزانه کارخانه هاي شمال اسرائيل به تنهائي روزانه ۳۰۰الي ۴۰۰ميليون شيکل(۶۸الي ۹۰ميليون دلار) است.
اين آمارها در حالي است که ۹۰درصد اماکن اقتصادي و کارخانه هاي مختلف شمال اسرائيل(منطقه مرزي کريات شمونه) و ۸۰درصد کارخانجات منطقه "الشاغور"(منطقه کرميئيل) بسته شده است و هفته گذشته ۴۵درصد کارخانجات منطقه حيفا بزرگترين منطقه صنعتي اسرائيل تعطيل شد.
بر اساس اين گزارش ۱۲۶۰کارخانه و اماکن تجاري در منطقه شمال اسرائيل بسته شده است که بيش از ۲۰الي ۵۰ميليون شکيل( ۴الي ۱۱ميليون دلار) به اين کارخانه ها خسارت وارد آمده است.
اين در حالي است که احتمال تعطيلي بزرگترين پالايشگاه نفت اسرائيل در خليج حيفا که هم اکنون فعاليت آن کاهش يافته، وجود دارد.
از سوي ديگر کارشناسان بانک سرمايه گذاري"ميرل لينچ" اعلام کرد که ارزيابي چگونگي اتمام درگيري بين حزب الله و اسرائيل و تأثير آن بر اقتصاد اسرائيل دشوار است.
شرکت اطلاعات اقتصادي "دان اند بردستريت" نيز پيش بيني کرد که خسارت روزانه اسرائيل از جمله هزينه هاي نظامي ۵۰۰ميليون شيکل(۱۱۰ميليون دلار) است .
اين شرکت در تخمينهاي خود تعطيلي کارخانه ها اسرائيل بويژه در منطقه شمال، پرداخت غرامتها و حقوق کارگران را مورد توجه قرار داده است.
شرکت ياد شده همچنين پيش بيني کرد که در نتيجه اين جنگ رشد اقتصادي اسرائيل کاهش چشم گيري داشته باشد.
اين در حالي است که بانک ليئومي نيز اعلام کرد که رشد اقتصادي اسرائيل در صورت کوتاه بودن مدت زمان جنگ، امسال از ۷/۴ درصد به ۵/۴ درصد کاهش خواهد يافت اما در صورتيکه جنگ مدت زمان زيادي به طول انجامد، اين رقم کاهش چشم گيري خواهد داشت.
گزارش ديگري حاکيست از آغاز تجاوزات نظامیان رژیم صهيونيستي به لبنان بیش از ۱۵۰۰کارمند صهیونیستی برکنار و بيش از ۱۸۵۰کارخانه اسرائيلي تعطيل و همچنين هزاران صهيونيست از اراضي اشغالي فلسطين فرار کرده اند.
به گزارش قدسنا به نقل از منابع رژيم صهيونيستي و بر اساس گزارشهای اقتصادی اين رژیم ، حملات موشکي رزمندگان جنبش مقاومت اسلامي حزب الله لبنان روزانه ۱۲۲ميليون دلار به ارتش اين رژيم خسارت وارد مي کند.
بر پايه اين گزارش، جنگ کنوني بين ارتش رژيم صهيونيستي و لبنان معادلات اقتصادي اين رژيم را برهم زده است واين علاوه بر هزينه هايي است که ارتش اين رژيم صرف تجهيزات نظامي و موشکي خود مي کند.
آمارها نشان مي دهند که خسارتهاي اقتصادي وارده به رژيم صهيونيستي تا کنون به يک ميليارد دلار رسيده است.
به نقل از منابع رژيم صهيونيستي جنگ کنوني تا کنون بيشترين خسارت را به اقتصاد اين رژيم وارد کرده است به طوري که بيش از ۱۸۵۰کارخانه تعطيل،۱۰۰ هزار نفر از کارگران از کار بيکار شده و همچنين بيش از ۱۵۰۰ کارمند بدليل نبود امنيت و همچنين بر اثر مشکلات اقتصادی ارگان ها، سازمان ها و نهادهای مربوطه برکنار شده اند.
بر پايه اين گزارش، تا کنون بيش از ۱۲ميليون دلار به بخش هتلها و همچنين ۱۵ميليون دلار به بخش کشاورزي رژيم صهيونيستي خسارت وارد آمده است.
منابع رژيم صهيونيستي همچنين اعلام کردند که جنگ لبنان تا کنون نزديک به نيمي از جمعيت اسرائيلي ها از شمال اراضي اشغالي فلسطين در سال ۱۹۴۸اقدام به فرار کرده اند و بسياري از آنها نيز به دنبال گرفتن مجوز و پاسپورت براي خروج از سرزمينهاي اشغالي هستند.
از سوي ديگر در بعد نظامي نيز حز ب الله لبنان موفق شد از آغاز جنگ تاکنون دو فروند ناوچه جنگي فوق مدرن نيروي دريايي ارتش رژيم صهيونيستي از نوع ساعر را هدف موشک قرار دهد و با سرنشينان ان به قعر درياي مديترانه بفرستد.
اين مهم در ۱۵ ژولاي گذشته (سه روز پس از اغاز جنگ) و همچنين اول آگوست(سه شنبه ۱۰مرداد) براي حزب الله بوقوع پيوست که نشان از تحول مهم اين جنبش مردمي در دستيابي به تجهيزات مدرن نظامي دارد.
مشخصات اين ادوات از جمله ناوچه ساعر را به شرح زير است:
مجهز به ۸موشک هارپون
مجهز به ۶موشک گابريال
مجهز به ۳۲موشک باراک
داراي سامانه توپخانه قوي
داراي سامانه جنگ هاي الکترونيکي
و سرعت فوق العاده و ۵۳سر نشين که تا کنون تمامي آنان مفقودالاثر اعلام شده اند .
موفقيت در سقوط سه هلي کوپتر جنگي و تجسسي از اغاز جنگ لبنان شاهکار ديگر جنبش مقاومت اسلامي حزب الله در مواحهه با راتش کلاسيک رژيم صهيونيستي است.
همچنين رزمندگان جنبش مقاومت اسلامي حزب الله لبنان از آغاز جنگ تاکنون ۲۰دستگاه تانک فوق پيشرفته ميرکاواي ارتش رژيم صهيونيستي در جنوب لبنان را منهدم کردند.
شبكه تلويزيوني المنار از انهدام چهار تانک ميرکاواي نظاميان رژيم صهيونيستي امروز توسط مجاهدين جنبش مقاومت اسلامي حزب الله خبر داد.
به نقل از اين منابع ، سه تانک در منطقه "رب ثلاثين" و يک تانک در "طيبه" واقع در جنوب لبنان منهدم شده است.
به اين ترتيب از زمان آغاز حملات رژيم صهيونيستي به جنوب لبنان تاکنون بيش از ۲۰دستگاه تانک نظامي صهيونيستها توسط مجاهدين حزب الله منهدم شده است.
تانک "ميرکاوا" که از پيشرفته ترين تجهيزات نظامي اشغالگران محسوب مي شود داراي ۶۰تن وزن مي باشد که با سه قبضه مسلسل، يک خمپاره ۶۰ميليمتری و يک توپ ۱۲۰ميليمتری قادر است گلوله هايی را با برد ۷کيلومتر شليک کند. اين تانک از توانايی زيادی برای حرکت نيز برخوردار است و دربرابرحملات شيميايی بسيار مقاوم است. از آنجا که اين تانک با تجهيزات بسيار پيشرفته الکترونيکی مجهز شده و ۱۲۰۰اسب بخار قدرت دارد، از بهترين تانک های موجود در دنيا به شمار مي آيد. اين تانک پس از تحقيقات زيادی ساخته شده است و هر روز نيز در ساخت آن تحولات جديدی شکل می گيرد.

آمارها حاکي است که ارتش رژيم صهيونيستي تاکنون حدود ۱۵۰۰دستگاه از اين تانک را توليد و در اختيار دارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مرداد 1385ساعت 19:5  توسط مهدی  | 
جبهه دمکراتيک براي آزادي فلسطين با صدور بيانيه اي از کشورهاي عربي خواست تا با الگو برداري از اقدام رييس جمهوري ونزوئلا سفراي کشورهاي عربي را از تل آويو فراخوانند.

انسانی آزاده

در بيانيه اي که از سوي جبهه دمکراتيک براي آزادي فلسطين صادر شده، امده است:از وزراي خارجه کشورهاي عربي مي خواهيم سفراي خود را از تل آويو فراخوانند و سفيران اين رژيم را از کشورشان اخراج کنند و همچنين تمامي نمايندگي هاي اسراييل در کشورهاي عربي را تعطيل نمايند.
در ادامه اين بيانيه آمده است: موضع شجاعانه اي که هوگو چاوز رييس جمهوري ونزوئلا با فراخواني سفيرش از تل آويو اتخاذ کرد از سوي ملتهاي فلسطين و لبنان و تمامي ملتهاي عربي و اسلامي و دوستداران صلح مورد تقدير و سپاس است.
اين بيانيه مي افزايد: اين اقدام بهترين تعبير از وحدت تمامي مقاومين در سرتاسر جهان در مقابله با جنگهاي حونين اسراييل و پروژه ها و سياستهاي سلطه جويانه آمريکا و اقدامات حمايتگرانه اين کشور از سياستهاي تجاوزکارانه و اشغالگرانه اسراييل است.
در بيانيه جبهه دمکراتيک براي آزادي فلسطين آمده است: ضمن آنکه از رييس چاوز و تمامي مردم دوست و برادر ونزوئلا تقدير و سپاسگزاري مي کنيم همچنين از دولتهاي عربي که داراي روابط ديپلماتيک و دفاتر نمايندگي با اسراييل هستند مي خواهيم با اقتدا به موضع رييس جمهوري ونزوئلا اين رزمنده بين المللي سفرا و نماينده هاي اسراييل را از کشور خود اخراج کنند زيرا حضور انان در پايتختهاي کشورهاي عربي و اسلامي به معناي چراغ سبزي براي استمرار جنگ تجاوزکارانه آنها عليه مردم فلسطين و لبنان است.
اين بيانيه با تاکيد بر ادامه مقاومت به عنوان تنها گزينه پيش روي فلسطيني ها و لبناني ها افزود: در آستانه نشست وزيران امور خارجه کشورهاي عربي (فردا دوشنبه) در بيروت از اين وزرا خواستار اتخاذ مواضع عربي متحد در قبال جنگ خونين و تجاوزکارانه اسراييل عليه مردم فلسطين و لبنان هستيم.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مرداد 1385ساعت 19:1  توسط مهدی  | 
*به گفته كارشناسان نظامي، حزب‌الله با در اختيار داشتن تسليحات بسيار پيشرفته به شكل ارتشي بسيار مجهز و نه يك گروه چريكي بي نظم در مقابل رژيم صيهونيستي قد علم كرده است.

گهی زین به پشت و گهی پشت به زیناين كارشناسان هشدار دادند موشك هاي پيشرفته ضدتانك حزب الله مرگبارترين سلاح عليه اسرائيل هستند كه مي توانند پيشرفته ترين تانك هاي آن را نابود كنند.
ارتش رژيم صهيونيستي روز جمعه اذعان كرد حزب الله موشك هاي روسي ضد تانك «متيس‌-ام» شليك كرده و موشك هاي اروپايي «ميلان» نيز در اختيار دارد. تنها ظرف دو روز پنج شنبه و جمعه اين موشك ها ۷سرباز صهيونيست را به هلاكت رساند و دست كم سه تانك مركاوا را منهدم كرد.
تانك هاي مركاوا كوهي از فولاد هستند و به عنوان سمبل قدرت نظامي اسرائيل به شمار مي‌آيند.
بنابر گزارش رسانه‌هاي اسرائيلي، اغلب ۴۵سربازي كه ظرف چهار هفته اخير كشته شده‌اند، هدف موشك‌هاي ضدتانك قرار گرفته‌اند.
يوسي كوپرويسر، افسربلندپايه اطلاعاتي ارتش رژيم صهيونيستي مي گويد: «حزب‌الله به پيشرفته‌ترين موشك‌هاي ضدتانك در دنيا مجهز است. اين يك گروه چريكي نيست، بلكه لشكري پياده نظام است با كليه واحدهاي پشتيباني.»
حزب الله علاوه بر موشك هاي مرگبار ضدتانك، به آرپي‌جي هاي بسيار قدرتمند نيز مجهز است.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 16:56  توسط مهدی  | 
*رئیس مجلس شورای اسلا‌می گفت: انقلا‌ب اسلا‌می ایران بدست همان مردمی که نهضت مشروطیت را به پیروزی‌رساندند با ابعادی گسترده تر پیروز شد و در واقع انقلا‌ب اسلا‌می مرحله تکامل یافته ای از انقلا‌ب مشروطیت است .

غلا‌معلی حدادعادل در مراسم افتتاحیه همایش بزرگداشت یکصدمین سالگرد نهضت مشروطیت افزود:در انقلا‌ب اسلا‌می ,مشروطیت مانند یک آینه در مقابل امام خمینی " ره " بود و ایشان بسیار مراقب بودند تا انقلا‌ب اسلا‌می به سرنوشتی مشابه انقلا‌ب مشروطیت دچارنشود.

رئیس مجلس شورای اسلا‌می به برخی اشتباهات صورت گرفته پس از انقلا‌ب مشروطیت اشاره و تصریح کرد: بعد از پیروزی انقلا‌ب اسلا‌می برخلا‌ف مشروطیت زمام امور کشور به دست دولتمردان قبل از انقلا‌ب سپرده نشد و با تاکید حضرت امام دست بیگانگان از زمام کشور قطع شد.

حدادعادل با بیان اینکه در انقلا‌ب مشروطه علما می خواستند با حمایت مردم سلطنت مطلقه را محدود و مشروط کنند گفت: با وجود تلا‌ش علما آنچه اتفاق افتاد خلا‌ف این بود و به تدریج دین منزوی شد.

رئیس مجلس انقلا‌ب مشروطیت را انقلا‌بی ناکام و ناموفق خواند و افزود:علت اصلی این ناکامی درگیر بودن و در کشاکش بودن دو جریان در درون این انقلا‌ب بود که می توان از آن به نزاعی میان سکولا‌ریزم و دینداری یاد کرد.

رئیس قوه مقننه به رهبران این دو طیف و سرنوشت آنها اشاره و تصریح کرد: در یک سر این طیف مرحوم شهید شیخ فضل الله نوری بود که پس از تحصن در صحن حضرت عبدالعظیم حسنی به بالای دار رفت و در طرف دیگر تقی زاده حضور داشت که پس از پناه بردن به سفارت روسیه سه دوره متوالی به ریاست مجلس سنا تکیه زد.

رئیس مجلس تاکید کرد: نبود رهبری یگانه‌, آگاه , با اراده و مصصم آنچنان که انقلا‌ب اسلا‌می را به پیروزی رساند در مشروطیت کاملا محسوس است.

حدادعادل از آغاز پیروزی مشروطیت تا امروز را به پنج دوره تقسیم کرد وگفت: از پیروزی مشروطیت تا سال ۱۲۹۹چهارده سال بسیار متلا‌طم هم در داخل کشور و هم در اوضاع جهان سپری شد.

وی حضور بیگانگان و به ویژه انگلیس را در ایجاد هرج و مرج در آن دوران‌در داخل کشور موثر دانست و تصریح کرد: در آن زمان در مطبوعات هم فضایی به وجود آمد که بسیار عبرت انگیز است و نوعی لجام گسیختگی با نام آزادی پدید آمد.

رئیس مجلس شورای اسلا‌می به کودتای ۱۲۹۹و چگونگی روی کار آمدن رضاخان‌اشاره و تصریح کرد: از ان پس اوضاع دگرگون شد و همان نیمه جانی که مشروطیت داشت از بین رفت و فقط یک عنصر آن هم به صورت نادرست‌, ظاهری و سطحی به نام پیشرفت باقی ماند و در واقع از آن دوران به بعد مشروطیت عنوانی تفریحی و تفننی بود.

حدادعادل فاصله سالهای ۱۲۹۹تا ۱۳۲۰را حاوی سیاه ترین ظلمها واستبدادها و دوره دوم پس از انقلا‌ب مشروطیت دانست و افزود: دوره سوم هم فاصله ۱۳۲۰تا ۱۳۳۰بود که تغییر سلطنت پدید آمد و البته یک فاصله ۱۲ساله برای از جا برخاستن ملت در قالب حرکتهای حزبی و مردم ایجاد شد.

رئیس قوه مقننه افزود: مجلس در این فاصله زمانی از معدود مجالسی بود که برخی از نمایندگان آن نماینده واقعی مردم بودند و قانون ملی شدن صنعت نفت هم از همین مجلس بیرون آمد.

رئیس مجلس شورای اسلا‌می به کودتای ۱۳۳۲و آغاز دوباره استبداد رضاخانی‌اشاره وتصریح کرد: فاصله سالهای ۱۳۳۲تا ۱۳۵۷دوره چهارم بعد از مشروطیت بود و در این فاصله باز هم مجلس , مجلس نبود , آزادی و حکومت قانون وجود نداشت.

وی افزود:در این سالها بیگانه به شدت در کشور نفوذ داشت و آنچه در صحنه نبود ملت بود و آنچه نیز مهم نبود دین و اعتقاد ملت ایران بود.

حدادعادل دوره پنجم پس از انقلا‌ب مشروطیت را از سال ۱۳۵۷تاکنون بیان کرد و گفت: بعد از سال ۵۷و به لطف رهبری امام خمینی "ره" و هوشیاری ایشان انقلا‌ب اسلا‌می با اهدافی گسترده تر از اهداف انقلا‌ب مشروطه به بارنشست که همچنان ادامه دارد.

رئیس مجلس علت ظهور مشروطیت را مجموعه ای از مطالبات حقیقی و تاریخی انباشته شده مردم دانست و گفت: در این میان مهم ترین تقاضا مخالفت باسلطه بیگانگان بود و قطعا یکی از جهات حضور علما در مشروطیت نیز همین مسئله بوده است زیرا آنان شاه و دربار را عامل دخالت بیگانه در کشور می دانستند.

رئیس قوه مقننه علت دیگر وقوع این انقلا‌ب را مخالفت با استبداد شاه بیان کرد و افزود: مردم می گفتند تا چه زمان نباید تصمیم گیریهای شاه منطبق بر قانون باشد و تا کی نباید شاهد حاکمیت اراده ملت را شاهد باشیم.

حدادعادل دیگر خواست مهم مردم را عدالت دانست و گفت:حاکمیت قانون , برقراری نظم و امنیت و سرانجام مطالبه رشد , ترقی و پیشرفت نزد همه ایرانیان از دیگر دلایل وقوع انقلا‌ب مشروطیت بود.

رئیس مجلس شورای اسلا‌می با بیان اینکه انقلا‌ب مشروطیت با رهبری علما ممکن شد گفت:اگر علما این حرکت را تایید نمی‌کردند مردم در صحنه حاضر نمی شدند و حضور مردم مسلما ارتباط مستقیم با علمای دین در نجف , تهران و سایر بلا‌د داشت.

حدادعادل مجلس را میراث ماندگار و نماد مشروطیت خواند و گفت:وقتی‌نام مجلس در این صد سال به گوش می رسید نام مشروطیت تداعی می شد و طبیعی بود مجلس در بهارستان در صدمین سال این نهضت از چنین واقعه بزرگ سیاسی و اجتماعی ملت ایران به راحتی نگذرد .


+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 16:43  توسط مهدی  | 
درود بر تو

کلیپ تصویری سید حسن نصرالله

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 20:35  توسط مهدی  | 

با انهدام دومين ناوچه فوق مدرن رژيم صهيونيستي توسط رزمندگان جنبش حزب الله لبنان محافل نظامي و سياسي بر توانايي و قدرت اين جنبش مردمي در مقابله استراتژيک با ارتش کلاسيک "اسراييل" بيش از پيش صحه گذاشتند.

شناخت کامل توانايي و مختصات فني اهداف منهدم شده توسط حز ب الله از جمله تانکهاي فوق پيشرفته ميرکاوا و ناو جنگي ساعر يکبار ديگر مي تواند مهر تاييد بر توانايي هاي حز ب الله لبنان باشد.
در پي موفقيت جنبش حزب الله لبنان در انهدام دو ناوچه فوق مدرن رژيم صهيونيستي منابع خبري مشخصات اين ادوات از جمله ناوچه ساعر را به شرح زير اعلام کردند:
مجهز به ۸موشک هارپون
مجهز به ۶موشک گابريال
مجهز به ۳۲موشک باراک
داراي سامانه توپخانه قوي
داراي سامانه جنگ هاي الکترونيکي
و سرعت فوق العاده و ۵۳سر نشين که تا کنون تمامي آنان مفقودالاثر اعلام شده اند .
از سوي ديگر همين منابع در گزارشي مشخصات فني تانکهاي ميرکاواي رژيم صهيونيستي که از آغاز جنگ اخير عليه لبنان (۱۲ژولاي)تا امروز(اول اگوست) بيش از ۱۵دستگاه از ان توسط جنبش حزب الله منهدم شده را به شرح زير اعلام کردند:
تانک "ميرکاوا" که از پيشرفته ترين تجهيزات نظامي اشغالگران محسوب مي شود داراي ۶۰تن وزن مي باشد که با سه قبضه مسلسل، يک خمپاره ۶۰ميليمتری و يک توپ ۱۲۰ميليمتری قادر است گلوله هايی را با برد ۷کيلومتر شليک کند. اين تانک از توانايی زيادی برای حرکت نيز برخوردار است و دربرابرحملات شيميايی بسيار مقاوم است. از آنجا که اين تانک با تجهيزات بسيار پيشرفته الکترونيکی مجهز شده و ۱۲۰۰اسب بخار قدرت دارد، از بهترين تانک های موجود در دنيا به شمار مي آيد. اين تانک پس از تحقيقات زيادی ساخته شده است و هر روز نيز در ساخت آن تحولات جديدی شکل می گيرد.
گفتني است جنبش مقاومت حزب الله لبنان عصرز ديروز(دوشنبه) با هدف قرار دادن يک ناوچه فوق مدرن صهيونيستي ساخت کشورهاي غربي و انهدام پنج دستگاه تانک پيشرفته اين رژيم اعلام کرده بود که مرحله جديدي از انتقامجويي جنايات اسراييل را آغاز کرده است.
به نقل از منابع خبري عصر ديروز رزمندگان مقاومت حزب الله لبنان يک ناوچه جنگي اسرائيلي را در سواحل صوردر جنوب لبنان هدف قرار دادند. اين ناوچه ساخت کشورهاي غربي و دراراي نزديک به ۶۰نفر خدمه بوده که اسراييل از هويت اين افراد و سرنوشتشان پس از غرق شدن ناوچه هيچ گزارشي را منتشر نکرده است.
در بيانيه اي که از سوي جنبش حزب اله به همين منظور صادر شده آمدهاست: اين آغازپاسخ حزب الله به جنايات "اسرائيل" در قانا است.
اين ناوچه اسراييلي از نوع ساعر است .
گفتني است پيشتر نيزرزمندگان جنبش حزب الله در ۱۵ژولاي گذشته يک ناوچه پيشرفته اسرئيلي را در سواحل بيروت مورد هدف موشک هاي خود قرار دادو ان را منهدم کردند.
اين گزارش حاکي است در ۴۸ساعت گذشته و در جريان درگيري هاي زميني ميان نظاميان صهيونيست و رزمندگان حزب الله پنج دستگاه تانک رژيم صهيونيستي در پي اصابت خمپاره ها و موشکهاي حزب الله منهدم شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 19:8  توسط مهدی  | 
دكتر سيدسلمان صفوي با تأكيد بر اين‌كه در وضعيت كنوني، صدور فتواي مشترك جهاد عليه اسرائيل از سوي علماي شيعه و سني، كم‌ترين وظيفه در برابر لبنان است، افزود: جنگ حزب‌الله با اسرائيل، فرصت و تهديدي منحصر به فرد براي كيان اسلامي است كه اگر به درستي از آن استفاده نشود، آغاز نابودي بيداري و مقاومت اسلامي خواهد بود.

وي در گفت‌و‌گو با «بازتاب» ادامه داد: متأسفانه، برخي افكار مرعوب و منحرف در داخل كشور و بسياري از كشورهاي عربي، درگيري حزب‌الله را مشكلي گروهي، ملي يا حداكثر شيعي مي‌دانند، در حالي كه اين حادثه، يك مسئله سرنوشت‌ساز براي جهان اسلام است كه بي‌توجهي به آن، مي‌تواند، ضربه مهلك و جبران‌ناپذيري به كشورهاي اسلامي، به ويژه ايران، عراق، سوريه و اسلامگرايان در سراسر جهان وارد كند و به يك سركوب و تحقير تاريخي و جبران‌ناشدني براي جهان اسلام منجر شود.

دكتر صفوي با اشاره به اين‌كه جنگ لبنان، حركت آشكار آمريكا و اسرائيل براي تعيين تكليف بيداري اسلامي است، كه طي سي سال گذشته و با شكل‌‌گيري انقلاب اسلامي به نهضتي جهاني تبديل شده، گفت: آمريكا و اسرائيل تا حذف صورت مسئله؛ يعني انقلاب اسلامي و سركوب بيداري اسلامي، از پاي نخواهند نشست و اگر كسي بپندارد، با سر فرو بردن در برف و محدود كردن خود به داخل مرزها، از اين اتهام در امان مي‌ماند، سخت در اشتباه است.

صفوي افزود: حمله اسرائيل به غزه و سپس لبنان، بسيار فراتر از واكنش به اسارت گرفتن چند سرباز است. اسرائيل حاضر است در اين راه، صدها كشته بدهد، اما موفق شود، بيداري اسلامي و مقاومت ناشي از آن را نابود كند؛ بنابراين، حزب‌الله هم‌اكنون هزينه هويت و اعتبار كل جهان اسلام را مي‌پردازد و جهان اسلام نيز بايد به وظيفه متقابل خود در برابر لبنان عمل كند.

استاد دانشگاه لندن، با بي‌نتيجه خواندن تلاش‌هاي ديپلماتيك براي همراه كردن دولت‌هاي حاكم در كشورهاي اسلامي با مقاومت گفت: بسياري از سران كشورهاي عربي و اسلامي، نه تنها عليه اسرائيل كاري نخواهند كرد، بلكه شكست حزب‌‌الله را عاملي براي فروكش كردن جريان بيداري اسلامي در داخل مرزهاي خود مي‌دانند؛ بنابراين، اميد داشتن به اين دولت‌ها، رويايي بدون تعبير است.

صفوي برقراري ارتباط و كمك گرفتن از ملت‌هاي اسلامي را مناسب‌ترين راه كمك به حزب‌الله دانست و افزود: بايد ملت‌هاي اسلامي و جوانان مسلمان را وارد اين ميدان كرد، چراكه اگر اين اتفاق بيفتد، نه تنها سيلي از نيروهاي شهادت‌طلب و مردمي در برابر اسرائيل به راه خواهد افتاد، بلكه تكليف بسياري از دولت‌هاي دست‌نشانده و وابسته به كشورهاي اسلامي نيز مشخص خواهد شد.
صفوي وارد عمل شدن علماي اسلامي و صدور فتواي مشترك جهاد عليه اسرائيل از سوي علماي شيعه و سني را مقدمه حركت عمومي ملت‌ها دانست و گفت: مراجع شيعه بايد با فراخوان علماي اهل سنت، فتواي جهاد مشترك عليه اسرائيل را صادر كنند تا اين نهضت در سراسر جهان اسلام شكل بگيرد.

صفوي جنگ لبنان را نبرد مسلمانان با دارالكفر دانسته افزود: بنا بر اصول مسلم فقه اسلامي، اسرائيل با حمله به دو كشور اسلامي؛ يعني فلسطين و لبنان، كافر حربي است و بايد همه مسلمانان براي دفاع از كيان اسلامي، وارد عمل شوند. اين مسئله، نه تنها براي ما جنبه ديني دارد، بلكه ملي نيز هست، چراكه تنها راه حفظ كشور و پايداري از منافع و حقوق ملي، پيروزي حزب‌الله در جنگ اسرائيل است.
دكتر سلمان صفوي با انتقاد از برخي ديدگاه‌ها در كشور كه جنگ اسرائيل و حزب‌الله را مسئله‌اي غيرملي مي‌دانند، خاطرنشان كرد: اگر اسرائيل در اين نبرد پيروز شود، نه تنها پرونده هسته‌اي،كه حتي تماميت ارضي ايران نيز به خطر خواهد افتاد. درواقع خط مقدم ما، حزب‌الله است؛ بنابراين، اگر اين خط بشكند، عمق استراتژيك در اختيار اسرائيل خواهد افتاد.

صفوي افزود: اشغال نوار جنوب لبنان توسط ارتش اسرائيل و حفظ آن توسط نيروهاي ناتو، بايد براي جمهوري اسلامي ايران، خط قرمز باشد، چراكه اين اقدام به منزله آغاز خلع سلاح حزب‌الله و پيروزي اسرائيل است و در اين صورت بايد ارتش‌هاي سوريه و ايران با كمك ارتش لبنان، وارد عمل شوند.
دكتر صفوي افزود: ما نبايد منتظر شويم تا آمريكا و اسرائيل پس از نابودي حزب‌الله به سراغ ما بيايند و جنگ را در داخل كشور خودمان به ما تحميل كنند، بلكه بايد در نقطه‌اي كه آنان آسيب‌پذيرند، حضور پيدا كنيم. اكنون كه با مقاومت تاريخي حزب‌الله، كه با چند صد نيروي شهادت‌طلب، بيش از دو هفته، يكي از مجهزترين ارتش‌هاي جهان را متوقف و تابوي اسرائيل را مخدوش كرده، بهترين فرصت براي وارد عمل شدن است.
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 21:48  توسط مهدی  | 
از چند روز پيش که حملات رژيم صهيونيستي عليه لبنان آغاز شده است، رسانه هاي گروهي از جمله راديو و تلويزيون محلي فلسطين شروع به پخش سخنان و تصاوير سيد"حسن نصرالله" دبير کل حزب الله لبنان کرده اند.
 
زنده باد آیت الله سید حسن نصراللهاين درحالي است که مردم فلسطين بويژه اهالي غزه با جان و دل به سخنان نصرالله که دائما در حال تهديد اسرائيل است، گوش فرا مي دهند.
حمايت مردم فلسطين از نصرالله حتي در شعارهاي آنان در راهپيمائي ها مردمي شان پيداست آنها در کنار اسامي رهبران حماس، نام سيد حسن نصرالله را بر روي پلاکاردهاي خود نوشته و از او مردي قهرمان که توانسته است اندکي از حملات اسرائيل به غزه بکاهد، ياد مي کنند.
سخنان نصر الله « ما ملتي هستيم که اسيرانمان را در زندان رها نمي کنيم» نقل محافل فلسطينيان شده است.
اين در حالي است که جايگاه سيد حسن نصرالله در قلب خانواده هاي اسيران فلسطيني بسيار محکم تر شده است.
ام ابراهيم بارود مي گويد: « درود بر نصرالله، ما دستان نصرالله را ميگيريم و به او مي گوئيم که نظاميان صهيونيستي بيشتري را اسير بگيريد... فرزندان ما را آزاد کنيد و به کمتر از آن راضي نشويد».
دفاتر مطبوعات فلسطين نيز اين روزها شاهد رفت و آمد خانواده هاي اسيران و تبعيد شدگان فلسطيني است که بيانيه هائي در رابطه با آزادي فرندانشان و بازگشت آنان به کرانه باختري و يا حتي نامه هاي به مقاومت و اهالي آن نوشته اند و تقاضا دارند که در مطبوعات به چاپ رسد.
سيد حسن نصرالله در ۳۱آگوست سال ۱۹۶۰در محله"الکارنتينا" واقع در شرق بيروت زاده شد. پدرش عبدالکريم نصر الله و از اهالي بازوريه در جنوب لبنان بود.
خانواده وي در آغاز جنگ سال ۱۹۷۵به بازوريه در جنوب لبنان بازگشتند و سيد حسن در آنجا تحصيلات دوره دبيرستان را به پايان رساند. در جنوب لبنان با سيد محمد الغروي آشنا شد و از طريق وي براي ادامه تحصيل به نجف اشرف رفت.
در آنجا بود که تحت تعليم سيد محمد باقر صدر قرار گرفت. سيد محمد باقر نيز به نوبه خود سيد عباس موسوي دبير کل سابق حزب الله را مکلف به تعليم سيد حسن نمود.
در سال ۱۹۷۸عراق را ترک کرد و پس از آن در سال ۱۹۷۹به عنوان مسئول جنبش امل لبنان در "البقاع" و به عنوان عضو دفتر سياسي آن برگزيده شد. اما پس از بروز اختلافات در اين جنبش درباره تحولات سياسي و نظامي ناشي از يورش اسرائيل به جنوب لبنان، از اين جنبش جدا شد.
وي در جنبش حزب الله مسئوليتهاي زيادي را بر عهده داشته است. در سال ۱۹۸۷منصب رياست هيئت اجرائي حزب الله را بر عهد گرفت و در سال ۱۹۸۹براي ادامه تحصيل به شهر قم آمد اما بنا به اصرار رهبران حزب الله اين شهر را ترک کرد و پس از ترور سيد عباس موسوي دبير کل سابق حزب الله توسط رژيم صهيونيستي، وي به عنوان دبير کل اين حزب انتخاب شد.
در سال ۱۹۹۷پسرش هادي در جنگ با ارتش رژيم صهيونيستي در جنوب لبنان به شهادت رسيد.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 15:46  توسط مهدی  | 
موشکهاي دست ساز فلسطيني که اکنون از مرحله ابتدائي عبور کرده و تقريبا به صورت حرفه اي در آمده است، صنايع نظامي رژيم صهيونيستي را به رغم آنکه در سطح جهان به ساخت و توليد تجهيزات پيشرفته نظامي و هواپيماهاي جاسوسي مشهور است، دچار سردرگمي کرده است.

صنايع نظامي رژيم صهيونيستي همچنان از کشف راه حلي براي مقابله با موشکهاي دست ساز فلسطيني عاجز مانده است و دليل آن هم اين است که در داخل اين موشکها قطعات الکترونيکي به کار نرفته است و همين امر کنترل آنرا در فضا مشکل مي سازد.
اخيرا شرکت صهيونيستي "رافائيل" که در زمينه توليدات نظامي مشهور است، ادعا کرده که قادر است موشکي مجهز به سيستم فرکانس سنج توليد کند که مي تواند مکان موشک فلسطيني را شناسائي و به سمت آن شليک کند اما کارشناسان نظامي رژيم صهيونيستي حتي به توانائي اين موشک براي مقابله با موشکهاي دست ساز فلسطيني نيز ترديد دارند.
از سوي ديگر اين موشک که رافائيل قصد توليد آنرا دارد، هزينه کلاني دارد که همين امر اختلافاتي را داخل وزارت جنگ رژيم صهيونيستي بوجود آورده است.
بر اساس برآوردهائي که انجام شده، هزينه ساخت اين موشک ۲۲۲ميليون دلار است و اين علاوه بر هزينه شليک هر موشکي براي مقابله با موشک قسام است که هزينه آن بين ۵۰تا ۱۰۰هزار دلار مي باشد.
آمارهاي بدست آمده از ارتش رژيم صهيونيستي نشان مي دهد که از زمان عقب نشيني از غزه(۱۲سپتامبر ۲۰۰۵) تا کنون بيش از ۸۰۰موشک به سمت اهداف اسرائيلي شليک شده است
اين در حالي است که اطلاعات بدست آمده از شهرک نشينان نشان دهنده سقوط بيش از ۱۵۰۰موشک است بر اين اساس رژيم صهيونيستي در ۱۰ماه گذشته به ۴۰تا ۸۰ميليون دلار براي مقابله با اين تعداد موشک نياز داشته است.
به نقل از منابع خبري، اخيرا اداره مطالعات توسعه ابزارهاي جنگي وزارت جنگ رژيم صهيونيستي، از شرکت رافائيل خواسته است که موشکي توليد کند که سکوي پرتاب موشک فلسطيني را تخريب و موشک را فضا منهدم کند.
شرکت آمريکائي توليد سلاح نيز چند هفته پيش به تل آويو پيشنهاد کرده بود که طي مدت زمان کوتاه(تقريبا دو سال) رژيم صهيونيستي را به سلاحهاي ليزري براي مقابله با موشکهاي فلسطيني مجهز کند.
گفتني است واشنگتن و تل آويو در ۱۰سال گذشته حدود ۴۰۰ميليون دلار براي توسعه سيستم بزرگ و ثابت براي مقابله با موشک هاي فلسطيني هزينه کرده اند و اکنون به اين نتيجه رسيده اند که بايستي به فکر توليد و توسعه سيستم کوچک و متحرک باشند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم تیر 1385ساعت 16:7  توسط مهدی  | 
در بمباران رژيم صهيونيستي در دو منطقه بيت حانون در شمال نوار غزه و محله "الشجاعيه" در شرق غزه، 3 کودک و يک فلسطيني ديگر شهيد و بيش از شش نفر ديگر مجروح شدند.
 
دکتر"سعيد جوده" معاون بيمارستان"کمال عدوان" در شمال نوار غزه، گفت: احمد ابوعمشه، احمد شبات و فريد محفوظ نصير در جريان بمباران رژيم صهيونيستي به شهادت رسيدند.
دکتر جمعه السقا از بيمارستان الشفاء نيز گفت که حال "راجي ضيف الله"که از ناحيه شکم، سر و سينه مجروح شده، وخيم است.
وي همچنين گفت: هويت شهيدي که در شرق غزه به شهادت رسيده هنوز مشخص نيست.
از سوي ديگر دکتر "معاويه ابو حسنين" مدير بخش اورژانس و امدادرساني بيمارستان الشفاءگفت: عصر ديروز(دوشنبه) يک شهيد و ۵مجروح که حال يکي از آنها وخيم است، به بيمارستان انتقال دادند.
وي گفت: اين شهدا و مجروحين مورد اصابت گلوله هاي جديدي قرار گرفته اند که عبارت است از بمبهاي ميخي که جسم و استخوان را تکه پاره مي کند.
در همين حال "خالد راضي" سخنگوي وزارت بهداشت فلسطين گفت: عصر ديروز(دوشنبه) رژيم صهيونيستي محل بازي کودکان فلسطيني در بيت حانون را هدف قرار داد، که در نتيجه آن ۳
کودک به شهادت رسيده و ۴نفر ديگر مجروح شدند.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم تیر 1385ساعت 16:2  توسط مهدی  | 
بهترين بازيكن جام جهاني از هويت اسلامي خود دفاع كرد
زيدان سربلند رفت

درود بر زیدانآيا وداع زين الدين زيدان ستاره مسلمان و بازيكن خوش اخلاق و باشخصيت فوتبال جهان وداعي تلخ بود؟ آيا حركت زيدان و حمله فيزيكي او به مدافع ايتاليا (ماتراتزي) كه جزو بداخلاق ترين فوتباليست هاي اروپا است و حركات و رفتار او چه در سطح باشگاهي و چه در رده ملي بارها اسباب اذيت و آزار خيلي از بازيكنان تيم هاي حريف و تماشاگران را فراهم آورده، آن طور كه گزارشگر بازي مي گفت «حركتي ناجوانمردانه» بود...
دنيا ديد كه وقتي در اواسط نيمه دوم بازي فينال زين الدين زيدان با حركت خشن بازيكن ايتاليايي (كاناوارو) نقش بر زمين شد و از ناحيه كتف به شدت آسيب ديد، او كوچكترين واكنشي از خود بروز نداد و فقط با حالتي رنجور با اشاره دست از مربي خود خواست تا حكم تعويض او را صادر كند. حركتي كه باعث نگراني ميليون ها تماشاگري شد كه از نزديك يا از طريق تلويزيون بيننده بازي بودند. آنها ناراحت شدند چون مي دانستند اين آخرين بازي زيدان بازيكن افسانه اي فوتبال است و حيف است كه او اين چنين و غافلگيركننده ميدان فوتبال را براي هميشه ترك و با دنياي قهرماني وداع كند... وقتي به تشخيص پزشكان او دوباره به ميدان برگشت صداي تشويق تماشاگران حتي تماشاگران تيم حريف به هوا بلند شد... اما به راستي چه شد كه اين بازيكن در آخرين دقايق بازي، برخلاف انتظار همگان و برخلاف آنچه از رفتار و كردار او طي سال هاي بازيگري سرزده بود، ناگهان به سوي بازيكن حريف حمله كرد و وي را نقش زمين ساخت و خود نيز كارت قرمز و حكم اخراج را از داور دريافت كرد...؟ چه شد كه او دندان روي جگر نگذاشت تا دقايقي بعد با فوتبال وداعي شكوهمندانه شايد همراه با قهرماني فرانسه و بلند كردن جام طلا داشته باشد؟ بر سر زيدان چه آمد كه ناگهان او قيد چنين وداعي و حتي قهرماني و سرنوشت تيم خودي را زد و كاري كرد كه براي داور بازي چاره اي جز اخراج او باقي نماند؟ آنچه بر همگان مسلم بود اين بود كه بازيكن بداخلاق ايتاليايي حتماً چيزي زير لب به زيدان گفته بود كه او را چنان برآشفته ساخت، اما چه...؟!... امروز خبرگزاري هاي جهان خبر دادند كه ماتراتزي، ستاره مسلمان فرانسوي را كه دقايقي پيشتر تا وداع هميشگي با دنياي فوتبال فاصله نداشت ناجوانمردانه «تروريست مسلمان» خوانده است... اين بازيكن ايتاليايي، تحت تأثير القائات و تبليغات غرب- همان غربي كه در شعار و شانتاژ فوتبال را از سياست جدا مي داند و عده اي از مرحله پرت هم در كشورهاي ديگر از جمله كشور ما آن را طوطي وار تقليد مي كنند- در توهين خود دين و مذهب زيدان را هدف قرار داده و توهين او به اين بازيكن، در واقع اهانت به همه هم كيشان او در سراسر جهان و حتي در طول تاريخ بود... و اين چنين بود كه زيدان مسلمان قيد همه افتخارات زودگذر و پوشالي و... را و حتي قيد شخصيت و پرستيژ فردي و... را زد و... در دفاع از آيين و هم كيشان خود در برخورد با آن بازيكن هتاك آن چنان عمل كرد كه از يك مسلمان غيرتمند انتظار مي رفت...
... و زيدان مسلمان، ستاره فوتبال جهان، كه بهترين بازيكن جام جهاني هم شناخته شد- و براي دريافت جايزه اش به اعتراض در صحنه حاضر نشد- سربلند و پرافتخار ميدان فوتبال را ترك كرد و به همگان و آن هايي كه غرق در هياهوي جام جهاني و فوتبال و... اصول و اصالت ها را فراموش كرده اند يادآور شد كه آن فوتبال و قهرماني و افتخاري كه به قيمت توهين به مقدسات به دست بيايد، پشيزي ارزش ندارد و... آري زيدان با زدن آن ضربه كه آخرين ضربه و حركت او در ميادين حرفه اي فوتبال جهان بود به زيباترين شكل و با رساترين پيام با دنياي فوتبال وداع كرد...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم تیر 1385ساعت 15:50  توسط مهدی  | 
امروز(شنبه) ارتش رژيم صهيونيستي با گسترش حملات خود، به نوار غزه يورش برده و در درگيري با گروههاي مقاومت فلسطيني، سه فلسطيني را به شهادت رساند.
 
به گفته منابع پزشکي، "هاني ابو القمبز"(25 ساله) و"اسماعيل السرسک"(30 ساله) از اهالي محله"الشجاعيه" در اثر اصابت گلوله نظاميان صهيونيستي به شهادت رسيدند و 10 نفر ديگر نيز مجروح شدند.
به گفته اين منابع جسد يک فلسطيني نيز در يکي از باغهاي بيت لاهيا در شمال نوار غزه که هدف اصابت گلوله نظاميان صهيونيستي قرار گرفته بودند، کشف شده است.
به نقل از منابع خبري، يکصد نظامي صهيونيستي با پشتيباني چندين دستگاه خودروي زرهي و هلي کوپترهاي جنگي بدون خلبان و با خلبان، وارد محله الشجاعيه در شرق نوار غزه شدند.
نظاميان رژيم صهيونيستي با يورش به محله"الشجاعيه" و "الزيتون" در شرق غزه و شليک چند فروند موشک از هلي کوپترهاي جنگي يک عضو سازمان امنيتي فلسطين در الزيتون را به شهادت رساندند.
از سوي ديگر زرهپوش هاي اسرائيلي با يورش به روستاي"حجر الديک" در جنوب نوار غزه در نزديکي مرزهاي"اسرائيل"(اراضي اشغالي سال 1948) با گروههاي مقاومت فلسطين درگير شدند.
اين در حالي است که سخنگوي ارتش اسرائيل در تل آيو اعلام کرد که نظاميان اين ارتش از منطقه بيت لاهيا در شمال نوار غزه عقب نشيني کردند.
گفتني است از چهارشنبه گذشته تا کنون،در جريان حملات رژيم صهيونيستي عليه اهالي غزه، 32 فلسطيني به شهادت رسيده اند.
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم تیر 1385ساعت 23:43  توسط مهدی  | 

محي الدين محتشم:به نظر مي رسد ميان ترور شيخ احمد ياسين رهبر معنوي حماس و ترور دکتر الرنتيسي رهبر سياسي اين جنبش يک ونيم سال قبل از اجراي طرح خروج از غزه با ترورهاي کنوني در فلسطين و طرح خروج از کرانه باختري ايهود اولمرت يک رابطه مستقيم و تجربه شده اي وجود داشته باشد.
ترور هاي اخير در سرزمينهاي اشغالي فلسطين براي آندسته از کساني که تحولات سرزمينهاي اشغالي را از نزديک و به دقت دنبال مي کنند تداعي گر روزهاي قبل از ترور شيخ احمد ياسين رهبر معنوي حماس و دکتر عبدالعزيزالرنتيسي رهبر سياسي اين جنبش است.روزهايي که رژيم صهيونيستي مقدمات خروج از نوار غزه را فراهم مي کرد.
در آنزمان (تقريبا يکسال و نيم قبل از خروج اسراييل از غزه) شوراي روابط خارجي آمريکا (سي اف آر ) از مراکز مطالعاتي و در عين حال پرنفوذ آمريکا در تحليلي پيرامون طرح يکجانبه اسراييل براي خروج از مناطق فلسطيني به ويژه نوار غزه نوشت: آمريکايي ها نگران اين هستند که با خروج اسراييل از اين منطقه نوار غزه تحت سيطره کامل جنبش اسلامي حماس قرار گيرد. زيرا غزه پايگاه سنتي گروههاي اسلامي فلسطين از جمله حماس و جهاد اسلامي به شمار مي رود.
از آنجا که رژيم اسراييل براي خروج يکجانبه از غزه تصميمي نهايي اتخاذ کرده بود مي بايست به نگراني هاي امنيتي خود و آمريکا براي مرحله پس از خروج غزه پاسخي مي داد. لذا در شرايطي که طرح خروج از غزه به رايزني منطقه اي و بين المللي گذاشته شده بود و ناظران سياسي سرگرم بررسي دلايل و انگيزه هاي اسراييل از اين اقدام بودند اين رژيم در حال يافتن پاسخي به پرسشهايي بود که حرکتي بزرگ را مي طلبيد. ترور شيخ احمد ياسين و در کمتر از يکماه ترور دکتر عبدالعزيز الرنتيسي در نهايت پاسخي بود به نگراني هاي آمريکا که از زبان تحليلگران مرکز مطالعاتي سي اف آر اعلام شده بود. با ترور اين دو شخصيت تاثير گذار حماس هرچند که درروند مقاومت مردم فلسطين خللي ايجاد نشد اما عملا جنبش حماس را وارد يک کارکرد زير زميني برد و تا حدودي فقدان شخصيتهاي کاريزمايي همچون شيخ احمد ياسين و عبدالعزيز الرنتيسي بر عملکرد اين جنبش تاثير محسوسي گذاشت.
پس از گذشت تقريبا دو سال و نيم از شهادت دو چهره کاريزماي حماس و تقريبا يکسال از اجراي طرح خروج يکجانبه رژيم صهيونيستي از غزه توسط آريل شارون نخست وزير سابق اين رژيم اينک جانشين وي ايهود اولمرت طرح خروج يکجانبه ديگري را به نام خروج يکجانبه از کزانه باختري پس از تاييد آمريکا به آزمون گذاشته است.
همزمان نيز موج جديدي از ترور فعالان فلسطيني و رهبران گردانهاي مقاومت در دستور کار اسراييل قرار گرفته است.
تشبيه اين دو مرحله حساس در تحولات فلسطين که به نظر مي رسد تشبيهي بجا است بيش و پيش از هرچيز ديگري هوشياري گروههاي فلسطيني را در مقابله با اين سياست مي طلبد.
سياست ترور هدفمند شخصيتهاي تاثير گذار فلسطيني و اعلام آشکار ترور شخصيتهاي بنام جنبشهاي فلسطيني از جمله خالد مشعل و اسماعيل هنيه و... توسط شخصيتهاي صهيونيستي به نظر مي رسد تکرار سناريوي وحشتناک ترور شيخ ياسين و الرنتيسي را دنبال مي کند.
اين نوع سياست در عين حالي که به حذف شخصيتهاي کاريزماي مقاومت در فلسطين مي تواند بينجامد در واقع سعي دارد به نوعي وزن طرفداران سازش در فلسطين را نسبت به طرفداران مقاومت تقويت کند و با ايجاد ترس و رعب در ميان اعضاي مقاومت آنها را از يکه تازي در تحولات فلسطين باز دارد.
اين در حالي است که برخي گروههاي طرفدار سازش با اسراييل با اعلام مواضعي غير مسئولانه فضاي تحولات فلسطين را براي اجرايي شدن سياست بالا توسط اين رژيم هدايت مي کنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم تیر 1385ساعت 19:15  توسط مهدی  | 
رسانه هاي غربي: ايران در آستانه جهش بزرگ اقتصادي

ابلاغ سياست هاي كلي اصل ۴۴قانون اساسي از سوي رهبر معظم انقلاب، بازتاب هاي گسترده اي در رسانه ها و محافل خارجي و در ميان كارشناسان داخلي داشته است.
اين بازتاب ها پس از واكنش مثبت شركت ها و موسسات دولتي صورت گرفت. مسئولين كشور از زمان انتشار اين ابلاغيه خود را براي واگذاري سريع و صحيح به بخش خصوصي مهيا ساختند.
از سويي نامه رئيس جمهور به مقام معظم رهبري و پاسخ مدبرانه ايشان در خصوص سهام عدالت باب نويني در اجراي موفقيت آميز اين طرح ايجاد كرد. طرحي كه بنظر مي رسيد تا پيش از اين با واگذاري شركت هاي ضعيف و ديربازده شكست بخورد پس از رهنمون هاي رهبري رنگ و روي دوباره گرفت.
در پي ابلاغيه مقام معظم رهبري، محافل اقتصادي و رسانه هاي خارجي به اين موضوع پرداخته اند و از تأثير عميق اين تصميم در شكوفايي اقتصادي ايران سخن گفتند.
خبرگزاري رويترز در همين رابطه ابلاغ سياست هاي اصل ۴۴قانون اساسي از سوي رهبر ايران را آغاز تحولات اقتصادي و گسترش بخش خصوصي عنوان كرد.
روزنامه فايننشال تايمز نيز طي گزارشي احياي برنامه خصوصي سازي و افزايش قدرت رقابت صنايع ايران در بازارهاي جهاني را از جمله اهداف رهبري در صدور فرمان مهم خود براي خصوصي سازي شركت هاي دولتي عنوان كرده است.
خبرگزاري فرانس پرس هم با مهم خواندن فرمان رهبر ايران در مورد اصل ۴۴قانون اساسي اعلام كرد اجراي صحيح اين فرمان مي تواند جهش بزرگ اقتصادي را براي اين كشور به ارمغان بياورد.
وزير اقتصاد و دارايي در همين رابطه گفت: سهام بخش هاي مندرج در بند (ج) اصل ۴۴قانون اساسي با ۵۰درصد تخفيف در قالب سهام عدالت در اختيار دو دهك پايين جامعه قرار مي گيرد.
به گزارش ايسنا، دكتر داود دانش جعفري- وزير اموراقتصاد و دارايي- با اشاره به بندهاي (الف)، (ب)، (د)، (ج) و (ه) سياست هاي كلي اصل ۴۴قانون اساسي گفت: در بند (الف) اصل ۴۴قانون اساسي مقام معظم رهبري به اين نكته اشاره كرده است كه دولت پنج سال فرصت دارد موارد مندرج در اين بند را به سرعت از حيطه وظايف خود خارج كند. در عين حال گفته شده كه اگر مواردي وجود دارد كه داوطلب خصوصي نداشت اما دولت اجبار به ايجاد تصدي در آن بخش داشته باشد تشخيص به عهده دولت نيست و تصويب تصدي آن بايد از سوي مجلس صورت گيرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم تیر 1385ساعت 19:3  توسط مهدی  | 
تداوم عمليات ترور و آدم ربايي توسط صهيونيست ها در منطقه غزه كه توام با نقض آشكار ميثاق ها و قوانين بين المللي است، نشان مي دهد رژيم تل آويو فارغ از هر نوع قانون و قاعده اخلاقي، حقوقي و حتي سياسي خود را به اجراي هر تصميمي كه مي خواهد» مصمم نشان مي دهد. اين اقدامات با واكنش شديد جامعه جهاني مواجه گرديد.
در ايران نيز شخصيت هاي مختلف سياسي با اجماع بر روي محكوم كردن اقدامات صهيونيست ها و نيز حمايت از مردم مظلوم فلسطين نشان دادند در ايران اختلافي در خصوص حمايت از آرمان فلسطين وجود ندارد.
بي توجهي مجامع بين المللي عامل اصلي جنايات رژيم صهيونيستي است
سخنگوي وزارت امور خارجه كشورمان تجاوزگري هاي اخير رژيم صهيونيستي در غزه را ناشي از انزواي بين المللي اين رژيم دانست.
دكتر حميدرضا آصفي اقدامات اخير رژيم صهيونيستي را در ادامه سياست هاي ضد بشري اين رژيم در طول سال هاي گذشته و به دليل مشكلات روزافزون رژيم صهيونيستي و انزواي بين المللي اين رژيم توصيف و تاكيد كرد: سوءاستفاده از بي توجهي مجامع و محافل بين المللي نسبت به جنايات رژيم صهيونيستي تكرار اين گونه اقدامات را تشديد كرده است.
وي افزود: سازمان ملل در مقابله با تجاوزات رژيم صهيونيستي و توقف آن كوتاهي كرده و حمايت هاي آمريكا از اين رژيم موجب بي پروايي بيشتر رژيم صهيونيستي در استمرار اين قبيل جنايات غيرانساني و مغاير با كليه منشورها و ميثاق هاي بين المللي شده است.
آصفي همچنين ملت فلسطين را به انسجام بيشتر در برابر اين گونه جنايات فراخواند و تاكيد كرد: جمهوري اسلامي ايران با استفاده از تمامي ظرفيت هاي سازمان هاي بين المللي و تريبون هاي اين سازمان ها تلاش مي كند تا افكار عمومي جهان را متوجه عمق اين جنايات سازد.
ايران بايد در راس مبارزه
با اسرائيل باشد
جنايات اخير رژيم صهيونيستي، نهايت جنايت اسرائيل در قرن اخير است و اسرائيل با كشتارهاي جمعي مي خواهد اقتدار خود را به نمايش بگذارد، غافل از اين كه رژيم از درون در حال اضمحلال است و نيروهاي اسرائيلي از چنين اقداماتي در فلسطين به وادادگي و دلسردي رسيده اند.
عشرت شايق، نماينده تبريز در خانه ملت با اشاره به تعبير امام خميني كه اسرائيل را يك غده سرطاني مي دانست، ادامه داد: سرزدن اين قبيل جنايات از غده سرطاني دور از ذهن نيست، اما ما به عنوان كشور اسلامي نبايد به صرف محكوم كردن اين جنايات اكتفا كنيم، بلكه مقابله با اين جنايات يك حركت جمعي و جهاني را مي طلبد و جمهوري اسلامي بايد در راس مبارزه كنندگان باشد.
رشيد جلالي جعفري در مصاحبه با ايسنا گفت: اسرائيل در مقابل تحول جديد سعي دارد تا انتخاب حماس را براي مسلمين پرهزينه كند تا از آن دست بردارند. اما اين ايده در خاورميانه قابل اجرا نيست چرا كه با وارد كردن فشار بيشتر، انسجام بيشتري ميان ملت هاي خاورميانه ايجاد خواهد شد.
به اعتقاد نماينده كرج در مجلس شوراي اسلامي اگر كشورهاي اسلامي و اتحاديه عرب در اين مقطع اقدام جدي نكنند، دامنه تهديدات رژيم صهيونيستي به نوار غزه محدود نخواهد شد.
يك چهره فعال دانشگاهي در گفتگو با «مهر» گفت: جنايات اخير صهيونيست ها در نوار غزه نشان مي دهد آنان به آخر خط رسيده اند و فراتر از حد تصور از حماس مي ترسند.
مهدي واحدي، رئيس بسيج دانشجويي دانشگاه علامه طباطبايي ادامه داد: دولت هاي اسلامي نيز در اين شرايط بايد از محافظه كاري فاصله بگيرند و تكليف خود را با اين موضوع كه آيا حامي ملت فلسطين هستند يا نه مشخص نمايند.
صادق زيباكلام، استاد دانشگاه تهران نيز در گفت وگو با اين خبرگزاري معتقد است مهار حماس و فلسطيني ها، تشديد اختلاف بين حماس و ابومازن و ارسال پيام روشن تهديد به حاميان حماس مهمترين اهداف اسرائيلي ها در تهاجم وسيع به غزه است.
وي ادامه داد: فكر نمي كنم كه هدف اسرائيلي ها فقط آزادي دو اسيري كه نيروهاي فلسطيني گرفته اند باشد، بلكه به نظر مي رسد اسرائيل مي خواهد به حماس و مردم فلسطين كه حماس را انتخاب كرده اند نشان بدهد كه اگر حماس بر موضع عدم به رسميت شناختن اين رژيم پافشاري كند، اسرائيل مقابله به مثل خواهد كرد.
هدف اسرائيل ساقط كردن حكومت فلسطين است
نماينده جنبش حماس در تهران نيز با اشاره به دستگيري ۶۴تن از مقامات رسمي فلسطين توسط اسرائيل به «فارس» گفت: هدف رژيم صهيونيستي از اين كار ساقط كردن حكومت فلسطيني و فلج ساختن فعاليت آن است. ابواسامه المعطي در خصوص سكوت كشورهاي غربي در مورد حملات اسرائيل افزود: اين كشورها هميشه از فلسطينيان كه قرباني هستند، مي خواهند كه از خود دفاع نكنند، در حالي كه از رژيم صهيونيستي نمي خواهند از حملات خود دست بردارد.
خبرگزاري «بحرين» هم گزارش داد، سيدعباس عراقچي معاون وزير امور خارجه ايران هم در سخنراني خود در نيويورك، آمريكا را به علت سوءاستفاده از حق وتو عليه مردم فلسطين و پايمال كردن حقوق آنان به شدت محكوم كرد.
وي تاكيد كرد: گريختن صهيونيست ها از مجازات باعث ترغيب آنها و تداوم جناياتشان شده است.
اما از آن سو «محمدعلي رامين» در مورد زمينه هاي وقايع غزه معتقد است مقدمه اين تجاوزات اختلافاتي است كه رژيم صهيونيستي بين گروه هاي فلسطيني ايجاد كرده است.
وي در مصاحبه با ايسنا افزود: تا زماني كه اتحاد بين گروه هاي فلسطيني وجود داشته باشد، صهيونيست ها اجازه چنين تحركات گسترده اي عليه فلسطينيان به خود نخواهند داد.
وي تاكيد كرد: با تقويت دولت مردمي حماس، مسلما دولتي اصولگرا و مبتني بر پايه هاي مقاومت فلسطين را اداره مي كرد اما تفرقه تاكنون مانع اين امر شده است.
آزاديخواهان سكوت نكنند
عضو شوراي مركزي حزب مشاركت نيز گفت: متاسفانه اختلاف ميان حماس و فتح از جمله عوامل زمينه ساز چنين اقداماتي از جانب رژيم صهيونيستي بود.
محمد كيانوش راد افزود: هيچ انسان آزاديخواهي نمي تواند نسبت به اين فجايع بي تفاوت باشد. ما بايد در شرايط فعلي با استفاده از امكانات حقوقي و ابزارهاي ديپلماتيك نقش مؤثري را در اين مسئله ايفا كنيم.
اما عضو حزب اعتماد ملي هم معتقد است: ماهيت رژيم صهيونيستي ماهيت زورگويي، تجاوزگري و اشغال بوده و هست و دموكراسي يا حقوق بشر در خصوص غير اسرائيلي ها در آن نمي گنجد.
حجت الاسلام رسول منتجب نيا در مصاحبه با اين خبرگزاري افزود: وضعيت آمريكا و اسرائيل كاملاً روشن است و برخورد با چنين رژيمي از راه هاي ديپلماتيك و نرم به هيچ وجه به نتيجه نخواهد رسيد. آمريكا در رأس تمامي جنايات رژيم صهيونيستي قرار دارد و تصور حل مسايل با اين رژيم از طريق ديپلماتيك كاملاً اشتباه است.
الهام امين زاده هم عقيده دارد اگر دولت و ملتي داراي بلوغ فكري باشد قطعاً از رژيم متجاوزي مثل اسرائيل حمايت نمي كند.
عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس در مصاحبه با ايسنا افزود: متأسفانه سازمان هاي تابع آمريكا هيچ گونه اقدامي در قبال اين جنايات انجام نمي دهند و اين كار بيانگر چهره واقعي كشورهايي مثل آمريكا و سازمان هاي ديگر در نوع برخورد با بشر است.
سكوت زمينه ساز تجاوز بعدي
محمدرضا شيباني، سفير ايران در لبنان بااشاره به اين كه همه جهانيان شاهد گستره تروريسم رژيم صهيونيستي هستند از سكوت جهاني نسبت به تجاوزگري اين رژيم عليه مردم فلسطين ابراز تعجب كرد. شيباني با اشاره به جنايات اخير رژيم صهيونيستي در نوار غزه تأكيد كرد: رژيم صهيونيستي از سكوت بين المللي سوء استفاده مي كند و به جناياتش ادامه مي دهد.
يك پيشنهاد مهم
مهدي درويش عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت در مصاحبه با خبرگزاري مهر خواستار شد تا جمهوري اسلامي ايران حمايت از مردم فلسطين را در بسته پيشنهادي خود به كشورهاي غربي بگنجاند.
وي افزود: همانگونه كه غربي ها به رسميت شناختن اسرائيل را در مذاكرات مربوط به پرونده هسته اي مطرح مي كنند، ايران هم بايد حمايت از دولت حماس را در بسته پيشنهادي خود بگنجاند.
هدف ساقط كردن حماس
حسن هاشمي زاده، كارشناس خاورميانه تأكيد كرد: تحركات اخير رژيم صهيونيستي به خاطر ساقط كردن دولت حماس در فلسطين است.
وي در گفتگو با فارس افزود: پس از پيروزي حماس در انتخابات، رژيم صهيونيستي تلاش كرد تا ابتدا از طريق محاصره اقتصادي اين دولت را در انزوا قرار دهد و پس از آنكه حماس توانست كمك هاي منطقه اي را جذب كند جهت گيري خود را به رويكرد نظامي تغيير داد.
هاشمي زاده بر ضرورت تشكيل اجلاس فوق العاده سازمان كنفرانس اسلامي تأكيد كرد و گفت: جمهوري اسلامي ايران از طريق سازمان كنفرانس اسلامي و جنبش عدم تعهد مي تواند به بررسي مسايل فلسطين بپردازد و از اين طريق مسئله فلسطين را در سطح وسيعي دنبال كند.
براي اولين و آخرين بار تحريم كنيد
دبير كل جمعيت دفاع از ملت فلسطين ضمن اشاره به ناكارآمدي شوراي امنيت در مقابله با اسرائيل تأكيد كرد: كشورهاي مسلمان براي اولين و آخرين بار رژيم صهيونيستي را تحريم كنند.
مرتضي رحماندوست در گفتگو با فارس افزود: راه حل بحران فلسطين پا به ميدان گذاشتن كشورهاي اسلامي و كشورهاي منطقه خاورميانه است كه با يك تشكل سريع در جهت تحريم سياسي- اقتصادي اسرائيل و مقابله با جناياتش اقدام كنند.
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 18:13  توسط مهدی  | 
شریعتمداری با تاکید بر این که صهیونیست ها در هیچ جای جهان نباید امنیت داشته باشند، اظهار داشت : نباید پاسخ جنایت اسرائیل در غزه تنها در سرزمین های اشغالی داده شود چون وقتی مسلمانان امنیت ندارند، چرا باید صهیونیستها امنیت داشته باشند.

حسین شریعتمداری مدیرمسئول روزنامه کیهان ، لازمه یافتن راهکار مناسب برای مقابله با جنایات وحشیانه رژیم صهیونیستی را ارزیابی دلایل حمله به غزه دانست و گفت : شواهد نشان می دهد که حمله به غزه، بر خلاف آنچه که صهیونیست ها ادعا می کنند، ناشی از اقتدار نیست بلکه به علت وحشت این رژیم از روند رو به رشد مقاومت است.

وی افزود : حماس با تابلوی ادامه مقاومت مسلحانه و به رسمیت نشناختن اسرائیل با استقبال گسترده مردم روبرو شد و دولت قانونی تشکیل داد که این ضربه بزرگی به اسرائیل، آمریکا و متحدانشان بود چرا که تصور می کردند فلسطینی ها از مقاومت سرخورده شده اند.

این تحلیلگر سیاسی تصریح کرد : هنگامی که حماس با صراحت اعلام کرد که به مقاومت ادامه خواهد داد، اسرائیل و متحدان اروپایی و آمریکائیش کمک های مادی متعهد شده شان را به دولت حماس قطع کردند اما باز هم حماس به خواسته نامشروع آنان تن نداد و کشورهای اسلامی نیز در حمایت از دولت فلسطینی کمک های مالی ارسال کردند.

سازمان ملل اساسا نفعی برای مردم ندارد چرا که تمام قوانین آن به نفع زورگویان تفسیر می شود و در جریان حمله اسرائیل به غزه نیز تنها به یک ابراز تاسف اکتفا کرد
 
شریعتمداری ادامه داد : آنان سعی داشتند دولت حماس را از لحاظ  سیاسی منزوی کنند اما ایران، روسیه و سوریه از مقامات این دولت دعوت به سفر کردند و در عیم حال شاهد شتابگیری مقاومت هستیم  و حمله رژیم صهیونیستی به نوار غزه ریشه در وحشت این رژیم از گسترش مقاومت دارد که در دستگیری ۱۰وزیر و ۳۰نماینده فلسطین این مساله کاملا هویداست.

وی خاطرنشان کرد : اگر بپذیریم حمله اسرائیل به نوار غزه ناشی از ترس این رژیم از دولت حماس بوده نه نشان دادن قدرت، خواهیم دید که راهکارهای مقابله با این حمله نیز بیشتر و بهتر در پیش رو دیده می شود.

مدیرمسئول کیهان با بیان این که کوفی عنان چند هفته قبل ابراز نگرانی کرده بود که چرا آنقدر که به فوتبال اهمیت داده می شود به سازمان ملل توجه نمی شود، اظهار داشت : سازمان ملل اساسا نفعی برای مردم ندارد چرا که تمام قوانین آن به نفع زورگویان تفسیر می شود و در جریان حمله اسرائیل به غزه نیز تنها به یک ابراز تاسف اکتفا کرد.

وی به لزوم بهره برداری کافی جهان اسلام از قدرت خود اشاره کرد و افزود : با تشکیل جلسه اضطراری سازمان کنفرانس اسلامی، کشورهایی که با اسرائیل روابط اقتصادی دارند می توانند آن روابط را قطع نموده و حداقل رابطه با حامیان این رژیم را در سطح قابل توجهی کاهش دهند و احضار سفرای کشورهای حامی این رژیم در ممالک اسلامی نیز از دیگر راهها است اما همه اینها از راهکارهای معمولی است.

شریعتمداری با بیان این که باید امنیت از صهیونیستها سلب شود، گفت : باید جهان اسلام تصمیم بگیرد و بر این تصمیم خود پافشاری کند که نباید پاسخ حملات وحشیانه اسرائیل تنها در سرزمین های اشغالی داده شود، بلکه هیچ صهیونیستی در هیچ جای جهان نباید امنیت نداشته باشد چون وقتی مسلمانان امنیت ندارند، چرا باید صهیونیستها امنیت داشته باشند.

این تحلیلگر سیاسی با اشاره به موثر بودن این راهکارها تصریح کرد : جنایات رژیم صهیونیستی علاوه بر آن که ملل مسلمان را مصمم می کند، بلکه ملتها دولتهای سازشکار خود را تحت فشار قرار می دهند که این تزلزل در دولتهای سازشکار به نفع نیروهای اسلامگرا خواهد بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 17:53  توسط مهدی  | 
رژيم اشغالگر قدس همواره از سياست تفرقه و اختلاف افکني ميان گروه هاي مقاومت و ملت فلسطين براي تحقق اهداف خود بهره برداري کرده است.

 آنها دريافته اند که دليل ناتواني اين رژيم در برابر مقاومت ملت فلسطين، صرفاً سلاح وحدت مي باشد. براين اساس اولويت کاري آنها بر تزلزل و اخلال آفريني در اين مهم تدوين گرديده است. پس از پيروزي مقاومت در انتخابات پارلماني و تشکيل وحدت ملي به رهبريت حماس، اين سياست رژيم صهيونيستي با ابعاد گسترده تري به مرحله اجرا درآمد. در اين چارچوب استفاده از ابزارهاي تبليغاتي و جنگ رواني براي ايجاد شکاف ميان گروه هاي فلسطيني، دوري ملت از دولت، چالش ميان تشکيلات خودگردان (شخص ابومازن) با دولت انتخابي، در اولويت توطئه هاي تل آويو قرار گرفت.
مقامات اين رژيم و مطبوعات وابسته به آن بارها تأکيدکرده اند که به چالش کشاندن و ايجاد درگيري داخلي اولويت و کارکردي مهم براي اين رژيم جهت مقابله با مقاومت و حتي پايان دادن به انتفاضه مي باشد. متأسفانه با اقدامات گسترده رژيم صهيونيستي که با حمايت متحدان غربي آنها همراه بوده، تا حدودي مشکلاتي را در عرصه فلسطين به همراه داشت. درگيري هاي لفظي ميان دولتمردان (تشکيلات خودگردان و دولت) برخي تنش هاي داخلي ميان گروه هاي نظامي فلسطين، از جمله اين چالش ها مي باشد. با تمام اين تفاسير هر چند که صهيونيست ها تلاش مي کردند که با تشديد جنايات و فعاليتهايشان اين بحران ها را توسعه دهند، اما تحرکات و اقدامات گروه ها و ملت فلسطين در روزهاي اخير روند درگيري را براي سياست هاي اين رژيم رقم زد، به گونه اي که در سير تحولات مي توان بار ديگر الگويي از وحدت و همبستگي کامل ميان فلسطينيان به ويژه گروه هاي مقاومت را مشاهده کرد، از جمله:
1ـ هرچند که رژيم صهيونيستي تلاش داشت تا ميان دولت و ابومازن اختلاف ايجاد نمايد، اما موضع گيري حماس اين توطئه را با شکست مواجه ساخت. از مهم ترين موارد مورد اختلاف ميان گروه هاي مقاومت و ابومازن، سند وفاق براي آزادي اسيران بود که مي رفت تا طرفين را در تقابل نظامي و در نهايت بحران سياسي قرار دهد. پذيرش گروه هاي مختلف بر سر مذاکره در ابعاد گوناگون و تعديل بندهاي سند براساس منافع همگاني سبب شد تا در نهايت طرفين به توافقي نسبي (15 بند از 18 بند) دست يابند تا گامي مهم باشد اولاً براي حفظ وحدت و انسجام داخلي، ثانياً مقابله با توطئه هاي رژيم صهيونيستي که با تفرقه افکني براي تحقق آنها فعاليت مي کند، ثالثاً خروج از بن بست سياسي براي آغاز فعاليت هاي اقتصادي و عمراني و مبارزه با استمرار تجاوزات و جنايت نظامي صهيونيست ها. در طي اين مدت رژيم صهيونيستي با بهره گيري از چالش هاي دروني ضمن توسعه تحرکات نظامي به ترور هدف دار فلسطينيان به ويژه رهبران مقاومت پرداخته است.
2ـ از مهم ترين تحولات فلسطين عمليات متحد و همه جانبه گروه هاي مقاومت عليه مواضع نظامي رژيم اشغالگر قدس است. هر چند در هفته هاي اخير بارها اين گونه عمليات ها صورت گرفته، اما بارزترين و مشخصه و مؤلفه اين اقدام اتحاد و حضور تمام گروه هاي مقاومت در آن مي باشد. شاخه هاي نظامي حماس، فتح، جهاد اسلامي، جبهه هاي مقاومت براي آزادي فلسطين و ساير گروه هاي حاضر در صحنه مقاومت طي بيانيه هايي از اقدام مشترک براي پاسخگويي به جنايات رژيم صهيونيستي خبر داده و بر استمرار اين فعاليت ها تأکيد نمودند. اين حرکت اتحادي که در راستاي پاسخ به جنايات ساحل نوار غزه صورت گرفت، اولاً پيام آور اين حقيقت بود که مقاومت و انتفاضه در هيچ شرايطي حتي تحريم و اعمال فشار بين المللي متوقف نمي گردد و شهادت طلبي شاخصه اي جداناپذير از ملت فلسطين است، ثانياً درس بزرگ اين عمليات را مي توان اتحاد دوباره تمام گروه هاي جهادي و مقاومت دانست که خنثي کننده توطئه تفرقه اندازي رژيم اشغالگر قدس مي باشد با عنايت به تحولات اخير فلسطين اين اتحاد دوباره را مي توان نويدبخش برقراري ثبات و در نهايت تحقق اتحاد ملي در فلسطين ارزيابي کرد که ملت فلسطين را گامي ديگر به تحقق آرمان تشکيل کشور مستقل فلسطيني به پايتختي قدس شريف نزديک مي سازد.

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 17:2  توسط مهدی  | 
روزنامه شرق(غرب) در بزرگترين تصويري كه در صفحه اول ديروز خود درج كرد به تحقير ايران پرداخت و چنين وانمود كرد كه ايران عليرغم تلاش براي دنباله روي از روسيه و چين مورد بي اعتنايي قدرت هاي شرق قرار دارد. اين روزنامه در تصويري كه انتخاب آن نمي تواند تصادفي و بدون قصد خاص صورت گرفته باشد- هر چند اين عكس از سوي سايت خبرگزاري فارس منتشر گرديده- رئيس جمهور ايران را تنها و در فاصله زياد از رؤساي جمهور روسيه و چين نشان مي دهد در حالي كه به شدت مغبون مي باشد.
روزنامه شرق در تيتر سرمقاله ديروز خود در تكميل مفهومي كه عكس مورد اشاره بيانگر آن بود نوشت: «ما كجا؟ چين كجا؟» و در متن آن نوشت: «چين در فرهنگ ايراني نماد بعد مسافت است» و در تكميل آن آورده: «حتي با هواپيما، سفر به چين طولاني تر از سفر به اروپاست» و «گويي سفر به چين با جغرافيا، با خلقت و با طبيعت سر ناسازگاري دارد» و دست آخر نتيجه گرفته است: «چين و ايران نه در ايدئولوژي و نه در استراتژي نسبتي با هم ندارند» و «براي ما تنها تفرجگاهي است كه مي تواند در مذاكرات ايران و غرب به كار چانه زني ما بيايد».
شرق در اين مقاله جمعبندي خود را اينگونه ارائه كرده است: «شرق آسيا براي ما فضاي تنفسي است اما فضاي حياتي ايران در همان جايي است كه فلسفه يوناني متولد شد».
آنچه در تصوير و سرمقاله شرق به چشم مي آيد بيش از هر چيز شيفتگي مفرط نسبت به اروپاست و اينكه به هر قيمتي- و احتمالا حتي به قيمت از دست دادن همه منافع ملي كشور- بايد مدار سياست خارجي خود را اروپا قرار دهيم.
تخطئه سفر رئيس جمهوري اسلامي ايران به چين و بي دستاورد خواندن اين سفر در شرق در حالي صورت مي گيرد كه محافل سياسي و خبري دنيا آن را بسيار مهم ارزيابي كرده اند و مقامات چين و روسيه به اهميت ويژه ايران در گروه همكاري شانگهاي تصريح داشته اند و ارزيابي عمومي از موفقيت فراوان سفر رئيس جمهور ايران به چين حكايت مي كند.
گفتني است كاخ سفيد و مقامات اروپا از حضور رئيس جمهور ايران در شانگهاي به شدت ابراز نگراني كرده و اين حضور را براي ائتلاف ۱+۵ عليه ايران، شكننده ارزيابي كردند.

خب دیگه

خدا هم به هر کسی یه سطح شعوری داده

ولی این «شرق»ی ها از بی شعورترین اقوام بشری هستند

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385ساعت 16:33  توسط مهدی  | 
يكي ازنمايندگان جبهه اصلاحات درمجلس ششم: اصلاحات،سنخيتي باكارهاي انقلابي ندارد

چند روز پس از جنجال نمايندگان و فشار افكار عمومي مبني بر مخالفت برخي از تندروان با خروج طرح اصلاح قانون مطبوعات از دستور مجلس، همچنين واكنش شديد مردم نسبت به هتاكي برخي نمايندگان مجلس، تاكتيك جنجال آفريني به شكست انجاميد و افراطيون، سعي در توجيه رفتار ناپسند و هتاكانه خويش كردند. چنانچه كميسيون فرهنگي، استعفاي نمادين پورنجاتي را نپذيرفت و رشيديان نيز اعلام كرد:
به ولايت مطلقه فقيه اعتقاد دارم و حكم رهبري را لازم الاتباع مي دانم.
خارج شدن طرح اصلاح قانون مطبوعات از دستورجلسه توسط هيئت رئيسه، علاوه بر افراطيون داخلي، بسياري از بيگانگان را نيز خشمگين ساخته بود. چه آن كه برخي مقامات آمريكايي در واكنشي صريحاً اظهار نگراني خود را از عدم تغيير قانون مطبوعات اعلام كرده بودند. اين گستاخي تا جايي پيش رفت كه ميردامادي، رئيس كميسيون امنيت ملي و يكي از تندورهاي مجلس نيز گستاخي آمريكايي ها را تحمل نكرد و در پاسخي قاطع به آنان گفت:
مسايل داخلي ايران ربطي به آمريكا ندارد.
اين در حالي بود كه برخي از نمايندگان حزب مشاركت در مجلس همچنان بر موضع خلاف مصالح ملي خود، تأكيد مي كردند و در جاي جاي كشور به واكنش در قبال اين مسئله مي پرداختند. چنانچه حميد كهرام، نماينده اهواز، مدافعان حريم رهبري در مجلس كه مانع از اقدامات تند افراطيون مي شدند را متهم به رياكاري كرده و گفته بود:
واكنش هاي نمايندگان اصولگرا به هتاكي نسبت به ساحت رهبري، ناشي از برداشت غيرمنطقي آنان است و من احساس مي كنم كه نيروهاي تندرو در مجلس، براي ريا و تظاهر و مطرح كردن خود اين چنين عملي را انجام دادند. اصلاحات يك حركت تدريجي با پشتوانه تفكرات كه با كارهاي انقلابي سنخيت ندارد!
افراطيون راه يافته به مجلس ششم، به جاي آن كه در نمايندگي از ملت مبارز و مسلمان ايران، در مقابل دشمنان ايران موضع گيري كرده و به مشكلات مردم رسيدگي كنند، شأن خود را به شدت تنزل داده و در همنوايي آشكار با بيگانگان، نظام اسلامي را سركوبگر آزادي معرفي مي كردند. چه آن كه رفتارهاي اپوزيسيون گونه اين افراد مورد انزجار مردم واقع شده و شائبه قدرت طلبي اينان را روزبه روز بيشتر مي كرد. در اين زمينه احمد شيرزاد در اظهاراتي گفته بود:
تشكل هاي آهنين در جهان و ايران به عنوان سركوب كننده آزادي وجود دارند. فشار بر مجلس براي تأثير گذاشتن بر نمايندگان بر فرض كه مؤثر باشد، جز نشستن بر شاخه و بريدن آن چيزي نخواهد بود.
استفساريه سه فوريتي!
از سوي ديگر در حالي كه در سراسر كشور مردم متدين و انقلابي در راهپيمايي ها و اعلام حمايت هاي گسترده از پيام رهبري معظم انقلاب به مجلس ششم و خارج شدن طرح اصلاح قانون مطبوعات از دستور جلسات مجلس، حمايت كرده و بر ضرورت توجه مجلس به مسايل اساسي كشور و نظام تأكيد مي كردند، از درون خانه ملت اعلام شد كه برخي نمايندگان عضو فراكسيون همبستگي در اقدامي تعجب برانگيز، طرح سه فوريتي را براي تفسير ماده ۹ قانون مطبوعات ارائه كرده اند.
براساس آيين نامه داخلي مجلس، طرح هاي سه فوريتي تنها براي رفع موانع حساس و جدي از نظام و اقدامات فوري مي توانست مطرح شود. از اين رو بود كه پس از رايزني برخي ديگر از نمايندگان با طراحان مذكور، طرح استفساريه با قيد دو فوريت تقديم مجلس شد و بلافاصله دو فوريت آن از تصويب نمايندگان گذشت. طرح دو فوريتي اين نمايندگان در مورد تصويب قانون مطبوعات البته از سوي شوراي نگهبان مغاير شرع شناخته شد. امّا مطرح شدن آن در حالي صورت گرفت كه زمين هاي كشاورزان بخش هاي مختلفي از كشور با خطر خشكسالي شديد روبرو شده و كشاورزان خواستار اقدام فوري مجلس و دولت براي مقابله با از بين رفتن زحمات خود بودند. امّا نمايندگان احزاب در مجلس خود را مستغني از رسيدگي به حال كشاورزان، جوانان، كارگران، كارمندان، بازنشستگان و. . . دانسته و صرفاً آنچه از بالا دستور مي گرفتند را اجرا مي كردند.
مع الاسف بي توجهي نمايندگان ملت به خواسته هاي مردم، فرصت بررسي مشكلات مردم را سلب مي كرد. افراطيون داخل مجلس پس از اعلام نظر شوراي نگهبان همچون گذشته به جنجال سازي عليه اين شورا و اركان نظام پرداخته و باز هم بر اقدامات ناپسند گذشته خود صحه مي نهادند. چنانچه رجب مزروعي در نطق پيش از دستور مجلس گفته بود:
اعلام نظر شوراي نگهبان در مورد طرح استفساريه مجلس پيرامون تبصره ۶ماده ۹قانون مطبوعات، نه تنها به چالش بين جمهوريت و اسلاميت نظام ميدان مي دهد و عملاً مردم را بر سر يك دوراهي سرگردان مي سازد، بلكه تالي فاسدهاي ديگري نيز دارد كه از جمله آنان مي تواند تعطيل شدن قانون اساسي، سلب قانونگزاري و تفسير قوانين عادي از مجلس، به بن بست رسانيدن راهبرد اصلاحات در فضاي جامعه و در نهايت دامن زدن به انسداد سياسي و اصلاح ناپذير معرفي كردن نظام باشد.


حال آن كه اساساً قاطبه مردم نه نگران از دست رفتن آزادي هاي خود بودند و نه دلشان براي چند روزنامه نگار هتاك در بند مي سوخت. مردم نگران از دست رفتن كرامت انساني خود به دليل مشكلات اقتصادي و معيشتي بودند و در اين راه اغلب آنان همنوا و يكصدا بودند.
البته سخنان مزروعي با تصويب مجدد و بدون اصلاح طرح استفساريه تبصره ۶ ماده ۹قانون مطبوعات كه از سوي شوراي نگهبان مغاير شرع تشخيص داده شده بود، همراه شد. چه آن كه برخي ديگر از نمايندگان حزب مشاركت نيز اعلام كردند كه مجلس طرح استفساريه ديگري را درباره مطبوعات طي هفته جاري بررسي خواهد كرد. در اين ميان، برخي از اين نمايندگان حزب مشاركت اعلام كرده بودند كه با علم به رد اين طرح ها از سوي شوراي نگهبان، آنان را امضأ و به تصويب مي رسانيم!

كه اين امر خود از بازي اين افراد در زميني خارج از زمين نظام، انقلاب و مردم حكايت داشت. مردم در حالي توقع خدمت بي پيرايه نمايندگان و وكلاي خود در خانه ملت را مي كشيدند كه اين نمايندگان حتي به خاطر مصالح جناحي و ديكتاتوري حزبي، خواستار تغيير مسئولاني مي شدند كه با آنان اختلاف نظر داشتند؛ چه، پس از آن كه معاونت پارلماني وزير دادگستري حاضر نشده بود تا صريحاً از طرح استفساريه مجلس درباره قانون مطبوعات دفاع كند، تعدادي از نمايندگان مدعي طرفداري از دولت، ضمن انتقاد به وي، از وزير دادگستري خواستار تغيير نامبرده به نفع برنامه هاي جبهه دوم خرداد شده بودند.
در اين ميان، عده اي از نمايندگان نيز با اعلام اين كه شما نماينده دولت دوم خرداد هستيد، خواستار موافقت صريح وي با طرح مذكور شده بودند. طرح استفساريه مجلس نيز مجدداً به رأي گذاشته، تصويب شده و به مجمع تشخيص مصلحت نظام ارجاع شده بود.
در بعد اجتماعي نيز تنها طرحي كه در سال اول عمر مجلس ششم به تصويب رسيده بود، طرح ممنوعيت بازداشت كمك كنندگان به مصدومين بود.  چه آن كه به دليل مشكلات فراوان بخش بهداشت و درمان و وزارت بهداشت، برخي از نمايندگان، استيضاح وزير بهداشت را مطرح ساختند كه با رايزني مقامات دولتي با نمايندگان مجلس، اين طرح اساساً مطرح نشد. 

از این به بعد به جای اصلاح طلب

بگویید

آلت دست بیگانه(فکر کنم این بهتر باشه)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 13:27  توسط مهدی  | 
يكي ديگر از توجيهات مضحك نيروهاي تندرو (اصلاح طلب)در اين اقدام سياسي و حزبي، معرفي «تجديد نظر در قانون مطبوعات» به عنوان يكي از مطالبات مردم در انتخابات۲۹ بهمن ۷۸(مجلس ششم) بود! اين سخن از آن رو عجيب بود كه قانون مطبوعات در ۳۰ فروردين سال ۷۹به تصويب رسيد و اساساً در زمان برگزاري انتخابات مجلس ششم، قانون جديد مطبوعات به تصويب نمايندگان مجلس پنجم نرسيده بود تا تجديد نظر در آن، از مطالبات رأي دهندگان باشد!
سرانجام اين طرح در نيمه مردادماه سال ۷۹ در دستور كار جلسه علني مجلس قرار گرفت تا نمايندگان در مورد آن تصميم گيري كنند. قبل از تشكيل جلسه علني، هيئت رئيسه در نشستي غيرعلني اعلام كرد كه اصلاحيه قانون مطبوعات از دستور جلسه مجلس خارج شده است. دلايل اين خروج نيز به تفصيل با نمايندگان در ميان گذاشته شد. امّا پس از اعلام رسميت يافتن جلسه علني مجلس و پيش از آغاز دستور جلسه، هادي زاده، عضو كميسيون فرهنگي مجلس در اخطار آيين نامه اي، خواستار توضيح رئيس و هيئت رئيسه مجلس در مورد تغيير دستور جلسه مجلس شد. رئيس مجلس نيز در سخناني اظهار داشته بود:
ما بر اساس قانون اساسي عمل كرديم و اين شما (هادي زاده) هستيد كه به قانون عمل نكرديد و اين مطلب را ]در جلسه علني[ بيان كرديد. به هر حال، نامه (رهبر انقلاب) مهر محرمانه نداشت و براي بيش از 250 نفر از نمايندگان ]در جلسه غيرعلني[ قرائت شد. آقاي هادي زاده به خوبي مي دانيد و اطلاع داريد كه ما بحث مفصل قبل از اين كه جلسه رسمي شروع شود، داشتيم و سير يك داستان و قضيه را خدمت شما عرض كردم كه براي ما آمده بود و «حكم حكومتي» داشتيم و بر اساس مرّ قانون اساسي عمل كرديم و ولايت مطلقه همين است و شما به آن رأي داده ايد و ما هم به وظيفه قانوني خود عمل كرديم و جنابعالي هستيد كه به وظيفه قانوني خود عمل نكرديد و اين تذكر را ]در جلسه علني[ داديد. 
جريان از اين قرار بود كه در پي ارائه اصلاحيه جديد قانون مطبوعات - كه محتواي آن ملغي شدن قانون مطبوعات مصوبه مجلس پنجم و ابقاي قانون قبلي مصوبه سال 64 بود - از سوي نمايندگان مجلس ششم، به دليل ضعف قانون مصوبه سال 64 كه منجر به سوءاستفاده برخي روزنامه نگاران وابسته و جريحه دار شدن مقدسات مردم در نظام اسلامي، همچنين لكه دار شدن اركان نظام اسلامي و مورد هجوم واقع شدن نهادهاي وابسته به نظام، هتاكي منافقين و مطرودين ملت به ارزش هاي اسلامي و هجوم شديد فرهنگي و مطبوعاتي سازمان دهي شده از سوي بيگانگان به انديشه هاي اصيل اسلامي ملت شده بود، مقام معظم رهبري، طي نامه اي خطاب به نمايندگان مجلس، باقي ماندن قانون قبلي و ملغي شدن مصوبه مجلس پنجم كه جلوي مواردي از اين دست را مي گرفت، به مصلحت ندانسته و طي حكمي، سكوت خود را در اين امر جايز ندانستند. هيئت رئيسه مجلس نيز با برخورد اصولگرايانه رئيس مجلس، رسيدگي به اين طرح را از دستور خود خارج كند.
متن نامه رهبري معظم انقلاب خطاب به حجه الاسلام كروبي و نمايندگان چنين بوده است:
باسمه تعالي، جناب حجه الاسلام والمسلمين كروبي
رياست محترم مجلس شوراي اسلامي، و حضرات نمايندگان محترم
با سلام و تحيات
مطبوعات كشور سازنده افكار عمومي و جهت دهنده به همت و اراده مردم اند. اگر دشمنان اسلام و انقلاب و نظام اسلامي، مطبوعات را در دست بگيرند يا در آن نفوذ كنند، خطر بزرگي امنيت و وحدت و ايمان مردم را تهديد خواهد كرد و اين جانب سكوت خود و ديگر دست اندركاران را در اين امر حياتي، جايز نمي دانم. قانون كنوني تا حدودي توانسته است مانع از بروز اين آفت بزرگ شود و تغيير آن به امثال آنچه در كميسيون مجلس پيش بيني شده، مشروع و به مصلحت نظام و كشور نيست.
والسلام عليكم. سيدعلي خامنه اي ۱۵ مرداد ۷۹
امّا پس از سخنان كروبي خطاب به هادي زاده، رجب مزروعي گفته بود:
مقام رهبري، نكته اي را به نمايندگان تذكر دادند! در اين كه اين حكم حكومتي است يا نه، ميان نمايندگان بحث هاي مختلفي در جريان است. اين طرح، بايد بر اساس آيين نامه مطرح شود و اگر جاي مسكوت ماندن مواردي از آن هست، بيان شود. تأكيد رهبري اين است كه خلاف شرعي صورت نگيرد. با خارج كردن اين دستور مشكل را حل نخواهيم كرد، بلكه بيشتر به شبهات دامن مي زنيم.
پس از مزروعي، نماينده ديگري طي تذكر قانون اساسي، اعلام كرد: «شرط نمايندگي بر اساس اصل ۱۱۰ قانون اساسي، التزام عملي به ولايت فقيه است» كه در اين هنگام مزروعي به ربوشه گفت: «اصل ۱۱۰، وظايف رهبري را مشخص كرده است. آنچه كه شما بيان كرديد، هيچ ارتباطي با قانون اساسي ندارد».
سپس رئيس مجلس شوراي اسلامي نيز خطاب به مزروعي گفته بود:
اين همان ولايت مطلقه اي است كه امام گفته است و همه شما هم طرفدار بوديد. همه همديگر را مي شناسيم و مواضع همديگر را مي دانيم و حرف هاي گذشته نيز از ياد نرفته و همه اين حرف ها را مي زديم. . . آن موقع اعتقاد داشتيد يا نداشتيد؟ جواب بده؟
امّا مع الاسف برخي نمايندگان كه اساساً به مجلس آمده بودند تا تنها اين قانون را تغيير دهند، با خروج اين طرح از دستور كار مجلس، گويي دست خويش را تهي دانسته و سعي در جنجال آفريني و توهين كردند. چنانچه حسين انصاري راد گفته بود:
مجلس هيچ راهي جز تصويب اصلاحيه قانون مطبوعات ندارد!
پس از ارسال پيام رهبري خطاب به نمايندگان و نامشروع دانستن طرح مجلس، برخي از نمايندگان اقدام به جوسازي و جنجال عليه نظام اسلامي كرده و اين بار مع الاسف ركن ركين انقلاب اسلامي را مخاطب نظرات كوته بينانه و غيرمشروع خويش قرار دادند. اين عده بي پروايانه به هتاكي عليه رهبري و مردم پرداخته و به جنجال در درون خانه ملت روي آوردند. چنانچه مزروعي، عضو مشاركتي مجلس با عصبانيت فرياد مي زد:
نمي توانيم كار فراقانوني را بپذيريم!
و رشيديان ديگر نماينده مشاركتي آبادان نيز با صداي بلند گفته بود:
تذكر شرعي به آقاي خامنه اي دارم!!!
اين هتاكي ها البته منجر به واكنش نمايندگان اصولگراي مجلس ششم شده و براي مدتي فضاي مجلس ششم متشنج شده بود. امّا در اين حال، راه يافتگان به خانه ملت كه خود را نماينده مي ناميدند، پس از ناچاري در پيشبرد مقاصدشان سعي در آبستراكسيون از اكثريت انداختن جلسه رسمي مجلس داشتند كه البته اين اقدام افراطيون نيز با مخالفت اكثريت مجلس مواجه شد. اين عده سعي كرده بودند از طريق تشنج و جنجال، طرح شتابزده و سؤال برانگيز تغيير قانون مطبوعات را در دستور كار خود قرار دهند. نمايندگان مذكور كه اغلب از اعضأ حزب مشاركت بودند پس از مطلع شدن از پيام رهبري انقلاب به نمايندگان در جلسه غيرعلني، سعي داشتند تا با خروج از صحن مجلس، اكثريت نمايندگان را به انفعال وادار سازند تا بدين وسيله هيئت رئيسه مجلس را نيز تحت فشار قرار دهند! از جمله اين افراد مي توان از بهزاد نبوي، محمدرضا خاتمي، احمد بورقاني، محسن آرمين، محسن ميردامادي، داود سليماني، رجب مزروعي، رشيديان، ميثم سعيدي، علي تاجرنيا، علي رضا نوري، علي اكبر موسوي خوئيني، هادي خامنه اي، محمدرضا تابش، محمدعلي كوزه گر، ناصر قوامي، بهروز افخمي، علي نظري، جميله كديور، فاطمه حقيقت جو، الهه كولايي، وحيده علايي طالقاني، فاطمه راكعي، فاطمه خاتمي، شهربانو اماني و رضازاده نام برد كه تصور مي كردند با اقدامشان خواهند توانست ملت را در خانه خود منفعل كنند.

امّا پس از خروج طرح اصلاح قانون مطبوعات از دستور جلسه و جنجال نمايندگان بر سر آن و ايستادگي جدي و اصولگرايانه حجه الاسلام كروبي، رئيس مجلس شوراي اسلامي در مقابل افراطيون، اين نمايندگان دچار انفعال شده امّا همچنان حرف هاي گذشته خود را تكرار مي كردند. چنانچه احمد پورنجاتي اظهار داشته بود:
اين طرح به طور كلي از دستور خارج نشده است و ما به زودي راهكار قانوني براي طرح مجدد آن را پيدا خواهيم كرد!

محسن آرمين نيز گفته بود:
طرح اصلاح مجدد قانون مطبوعات، مسير قانوني خود را طي نكرد، امّا با اين حال، از دستور خارج نشده است و هيئت رئيسه بايد تصميم بگيرد كه چه اقدامي انجام دهد. و در اقدامي ديگر، احمد پورنجاتي رئيس كميسيون فرهنگي مجلس نيز اعلام كرد كه از رياست كميسيون فرهنگي مجلس استعفا مي دهم.
حساسيت فراوان اين افراد در مجلس و عصبانيت برخي نمايندگان به همراه اقدامات سياسي احساسي آنان، در حالي صورت مي گرفت كه در اصلاحيه جديد، دست عناصر بيگانه و نفوذي هاي دشمنان در قلم زدن و حتي در اختيار قرار گرفتن مطبوعات توسط آنان كشور بسيار باز گذاشته مي شد و اين نكته از خبرهاي ناگواري ديگري حكايت داشت. چه اين كه در طرح ها و لوايح ديگر كه مي توانست گره از مشكلات مردم باز كند - همانند لوايح بودجه - اين حساسيت و نگراني ديده نمي شد.
در اين بين الهه كولايي نيز از احتمال بررسي مجدد اين طرح خبر داده و بر عزم قاطع برخي نمايندگان در اين مطلب پرده برمي داشت. كولايي گفته بود: «بررسي دوباره اصلاح قانون مطبوعات منتفي نيست» و اين تأكيد، حكايت از حياتي بودن اين طرح در شيوع افراطي گري داشت.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت 17:42  توسط مهدی  | 
لطفاً در قسمت ادامه مطلب به دستاورد های بزرگ دولت اصلاحات در دو دوره ریاست جمهوری توجه فرمایید.

دستاوردهای دیگری هم دولت اصلاحات دارد که در مطالب بعدیم به آنها می پردازم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیستم خرداد 1385ساعت 18:5  توسط مهدی  | 
سياست زدگي فرهنگي

عضو كميسيون فرهنگي مجلس ششم:هنرمندان نياز به ابتذال دارند !

رسيدگي مسئولان كشور به مقوله فرهنگ و صيانت از آن در جهت رشد و بالندگي هر چه بيشتر، يكي از مهم ترين مسئوليت هاي بر عهده نهاده شده از سوي مردم به آنان است. نمايندگان نيز به دليل برخواستن از بطن ملت، يكي از بهترين ابزارهاي لازم در اين جهت را در اختيار دارند. امّا اگر نماينده يا مسئولي در جهت صيانت از فرهنگ بومي و ملي كشور سستي به خرج دهد، بالطبع تأثيرات مخرب اين عملكرد، در بخش هاي حاكميت و از آن جا به بدنه اجتماعي نفوذ يافته و ساختار اجتماع را از درون پوك و تهي مي كند. امّا مصيبت آن جايي رنگ غمناك تري به خود مي گيرد كه اين مسئولان يا نمايندگان، اساساً نه تنها اعتقادي به بهبود وضعيت فرهنگي به ارث رسيده از گذشته كشور، نقد فرهنگ غربي و غيرخودي و رشد فرهنگ بومي نداشته كه اصولا فرهنگ غيرخودي و بيگانه را فرهنگي مطلوب دانسته و گله اي بر آن وارد نياورند. كه در اين صورت، نه تنها جامعه به عقبگرد فرهنگي مبتلا شده كه ذائقه اجتماع نيز، ذائقه اي تهي، پست و بي هويت تربيت مي شود. مسئولي كه هيچ برآيندي از فرهنگ ملي اسلامي خود نداشته باشد، طبعاً فرهنگ غيرملي و غيراسلامي اولاً براي او و ثانياً در رفتار، حركات و آثار عملكرد او نمود يافته و به خورد اجتماع داده مي شود. مصيبت آن جايي عميق تر نمود مي يابد كه اين فرد يا افراد، خود را فرهنگي و صاحب سبك و تاثيرگذار در اين حوزه معرفي كرده و عده اي ديگر نيز اين گفتار كوته بينانه را پذيرفته باشند.
مع الاسف، مجلس شوراي اسلامي در دوره ششم از وجود برخي از اين افراد برخوردار بود. افرادي كه ادعاي فرهنگ و هنر آنان، پايشان را به محفل سياست نيز كشيده بود و بي تجربگي در هر دو حوزه، موجب وارد آوردن صدمات بعضاً جبران ناپذيري به حيثيت نظام شده بود. به عنوان نمونه، بهروز افخمي، كارگردان سينماي كشور كه به مدد مساعدت حزب مشاركت توانسته بود به مجلس راه يابد و در كميسيون فرهنگي آن نيز عضو شود، در اظهارنظري كه يكي از ده ها نمونه نظرات وي بوده، ابراز عقيده كرده بود:
هنرمندان نياز به ابتذال دارند(!) هنرمند اصيل هم به نحوي به فضاي زنده و البته آميخته به ابتذال نياز دارد و در يك فضاي پاكيزه شده و تحت سانسور از دل و دماغ مي افتد(!) و ذوق و الهامش، ميل به تظاهر نشان نمي دهد.

در ضمن مطالب بدين جا ختم نشده و عقبه خطرناك ديگري را در پيش روي داشت. آن جايي كه همين افراد، فرهنگ را نيز با سياست در آميخته و معجون حاصل از آن را به ذائقه اجتماع مي نوشاندند و از سوي ديگر، هر اقدام سياسي خود را نيز فرهنگي جلوه داده و بدين ترتيب بر تأثيرگذاري آن در افكار عمومي مي افزودند.
از اين رو، به يقين مي توان گفت كه نمايندگان مجلس ششم در طول دوران تبليغات انتخاباتي، حتي يك شعار برخواسته از دغدغه فرهنگي نيز سر نداده و صرفاً به عناوين سياسي دست يازيدند و پس از شروع به كار مجلس ششم، اولين طرحي را كه به تصويب رسانيدند - گرچه با پز فرهنگي عجين بود - طرح اصلاح مجدد قانون مطبوعات بود.
از ياد نبريم، مجلس ششم در سالي آغاز به كار مي كرد كه به نام «اميرالمؤمنين» مزين شده بود. متأسفانه در اين سال ها به دليل سياست زدگي برخي از مديران و درگيري هاي كاذب سياسي، مشكلات اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي طاقت فرسا بر زندگي مردم سنگيني مي كرد. مروري بر اخبار و حوادث اتفاق افتاده ناشي از فقر و نبود عدالت اجتماعي در آن ايام،  آمار و ارقام مفاسد اجتماعي،  ميزان تعطيلي كارخانه ها و بيكاري،  واقعيت هاي تلخي بود كه اندك تأملي در آن، هر منصفي را بيدار مي ساخت.

به عنوان مثال به دو خبري كه ۱۰ روز قبل از افتتاح مجلس ششم در جرايد كشور منتشر شد، دقت كنيد:
«دانش آموز سال پنجم ابتدايي يكي از روستاهاي كرمانشاه كه قصد داشت به همراه همكلاسي هايش به اردو برود، از پدر و مادر خود مبلغ ۵۰۰۰ ريال درخواست كرده بود كه والدين او به دليل فقر مالي، نتوانسته بودند اين مبلغ را به دانش آموز پرداخت نمايند. اين دانش آموز كه عقده اين جريان را به دل داشت، شب هنگام وقتي همه خواب بودند، منزل و تمام اعضاي خانواده را به آتش كشيد. . . »
(روزنامه جمهوري اسلامي، ۲۸ارديبهشت ۷۹، ص ۲)
يك روز پيش از انتشار خبر اين واقعه تلخ، در خبر ديگري آمده بود: «يكي از صاحبان ثروت، در يكي از مراكز پستي، براي خريد ۲۷۰تلفن همراه ثبت نام كرد و يك ميليارد و ۳۵۰ميليون ريال پرداخت نمود!»
(روزنامه جمهوري اسلامي، ۲۷ارديبهشت ۷۹، ص ۲)
روزنامه جمهوري اسلامي در مقاله اي پيش از آغاز به كار مجلس ششم، با يادآوري اين حوادث تلخ از نمايندگان مجلس ششم، به خصوص نمايندگان حزبي و سياسي آن خواست كه تمام توان خود را در جهت رفع مشكلات مردم و برقراري عدالت اجتماعي بكار گيرند.

بدين منظور اشاره به آمار هولناك اعتياد - به عنوان مفاسد اجتماعي - تكان دهنده است. دكتر انصاري رئيس سازمان بهزيستي در جمع خبرنگاران گفت: «متأسفانه سالانه ميزان معتادان ۱۰درصد افزايش داشته است. . . ميزان آلودگي زنان به مواد مخدر نسبت به مردان در كشور سه برابر افزايش داشته است. روستائيان نيز سه برابر شهرنشينان مواد مخدر مصرف مي كنند. . . »
وي تعداد معتادان كشور را شش ميليون نفر دانست و درباره سن اعتياد گفت: «سن اعتياد به طور متوسط در كشور، حدود ۳۲سالگي است كه از سنين زير ۱۵سال تا سنين بالاي ۸۰سال ادامه دارد.

متأسفانه به دليل عدم توجه كافي دولت به بخش توليد و كارخانه ها، تعداد قابل ملاحظه اي از اين كارخانه ها مجبور به تعطيلي شدند و به بيكاري كارگران منجر شد. به گونه اي كه طبق گزارش تكان دهنده وزارت صنايع و معادن در تاريخ ۱۵ بهمن ۷۹ حدود ۲۵۰۰ واحد توليدي، تعطيل و يا با بحران مواجه شده است. از اين ۲۵۰۰ واحد، تعداد ۱۴۸۴ واحد، تعطيل؛ ۲۶۱ واحد، داراي مشكل فروش؛ ۳۹۸ واحد، داراي مشكل نقدينگي؛ ۶۳ واحد، مشكلات حقوقي؛ ۱۰۳ واحد، داراي مشكل مديريتي و ۱۶۱ واحد، داراي مشكل فرسودگي ماشين آلات بوده است. 
تعداد بيكاراني كه آمار رسمي سال ۷۵نشان مي دهد، ۴۵۶/۱ ميليون نفر بوده اند كه در سال ۷۶به ۹۵۷/۱ ميليون نفر، در سال ۷۷ به ۵۵۲/۲ ميليون نفر، در سال ۷۸ به     ۹۳۵/۲ ميليون نفر و در سال ۷۹به ۰۴۱/۳ ميليون نفر (طبق آمار سازمان مديريت و برنامه ريزي) افزايش يافته اند. يعني متأسفانه نرخ بيكاري از ۱/۹ درصد در سال ۷۵، به ۴۸/۱۲، ۱۰/۱۳، ۵۴/۱۳، ۲۸/۱۴ درصد در سال هاي ۷۶تا ۷۹ افزايش يافته بود.
در اين ميان، مشاهده مي شد كه از اين ميزان بيكاري موجود در كشور، ۳۸/۴ درصد آنان، افراد تحصيل كرده در سال ۷۶بوده اند كه در سال هاي بعد به ۴۵/۶ درصد و ۹۰/۷ درصد رسيده است.

این آمار برای همان دوره ای هست که اصلاح طلبان بر صندلی قدرت نشسته بودند

حالا در این دوره که دستشان از بیت المال کوتاه شده است با قیافه هایی حق به جانب دم از حقوق مردم و بیکاری جوانان و فقر می زنند

خود اینان چه قدمی برای حل مشکلات جوانان در زمانی که سکان قدرت در دستشان بود برداشتند؟

بجز اینکه بذر بی بند و باری و فقر و بیکاری را با فریاد های «جامعه مدنی» یشان در جامعه کاشتند.



+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم خرداد 1385ساعت 12:14  توسط مهدی  | 
حزب فقط حزب علی / رهبر فقط سید علی.....................................................حزب فقط حزب الله / رهبر فقط روح الله