بر محمد و خاندان پاک
و مطهرش
صلوات
|
|
|
رهبران مقاومت، سازشكاران را طرد كنند
(بسم الله الرحمن الرحيم) ما در زمان شاه كه تمام قوا، آمريكا، شوروي و ساير غربيها، همه طرفدار او بودند، ملت ايستاد تا كار را تمام كرد.و همين طور اطلاعي كه شما داشتيد، در داخل خودتان اشخاصي، مثل اشخاصي كه بدتر از آنها هستند مثل عرفات. ما هم از اين اشخاص داشتيم، اين عرفات الان مي خواهد يهوديان را به آنجا مسلط كند و مي خواهد شبانه آنها را... بايد مردم دست به دست هم بدهند و عرفات را از جمع خودشان خارج كنند، تا خودشان بتوانند كاري را انجام بدهند و تا آن وقتي كه يك نفر يهودي در آنجا هست بايد بايستند و كار را تمام كنند همان طور كه ما كرديم و با ايستادگي كار تمام مي شود. بدانيد اين معني را، الان به دست و پا افتاده اند اسرائيلي ها. الان دارند عرفات را ترويج مي كنند، براي اين كه قائل به اين است كه يهود هم باشد ما هم باشيم. در صورتي كه يهود نبايد آنجا باشد؛ هيچ وقت. بايد مردم بايستند و كساني كه مخالفت با اين مسائل دارند، از جرگه خودشان خارج كنند و پافشاري كنند تا كار درست شود. و ان شاء الله درست مي شود. اميدوارم؛ من دعا مي كنم به شما، خداوند همه تان را حفظ كند. ان شاء الله موفق باشيد. در ديدار با رهبران انتفاضه فلسطين ¤ صحيفه امام- جلد ۲۱- صفحه ۱۹۲
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم تیر 1385ساعت 16:27  توسط مهدی
|
تذكر به آشوبگران دانشگاهها
شما به طرفداران آمريكا، كه مع الاسف در اين به اصطلاح روشنفكران خودمان فراوانند و به جواناني كه فريب اين گروهها را خورده اند، تذكر دهيد كه خود را عوض كنند و به ملت خود بپيوندند و براي ديگران و اجانب جان خود را تباه نكنند، و به نصيحت ما گوش دهند كه خير و صلاح خودشان در اين است. شما به قشرهايي مثل خرابكاران كردستان و آشوبگران دانشگاهها تذكر دهيد كه در اين موقع حساس، از اين اعمال خلاف مليت و اسلاميت و انسانيت كه كشور را ممكن است به تباهي كشند دست برداريد، كه امروز هر صدايي و هر عملي برخلاف جريان انقلابي ايران، خدمت به جهانخواران است و دليل بر وابستگي اينان به آنان است.صحيفه امام- جلد۱۲- صفحه۲۵۹
+ نوشته شده در شنبه هفدهم تیر 1385ساعت 23:55  توسط مهدی
|
قلم؛ انيس شيرين و خاطره انگيز
صحيفه امام- جلد ۲۱- صفحه ۱۳۷
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم تیر 1385ساعت 19:17  توسط مهدی
|
صدوقي؛ مردي كه بود
طبع يك انقلاب، فداكاري است. لازمه يك انقلاب، شهادت و مهيا بودن براي شهادت است. قرباني شدن و قرباني دادن در راه انقلاب و پيروزي آن اجتناب ناپذير است، به ويژه انقلابي كه براي خداست و براي دين او، براي نجات مستضعفان است و براي قطع اميد جهانخواران و مستكبران.... قرباني براي يك انقلاب بزرگ نشانه يك پيروزي و نزديك شدن به هدف است. بي جهت نيست كه در باره سيد شهيدان جهان، منقول است كه هر چه ياران بزرگوارش از دست مي رفتند و هر چه به ظهر عاشورا نزديكتر مي شد رنگ مباركش افروخته تر و ابتهاجش زيادتر مي شد؛ هر شهيدي كه مي داد يك قدم به پيروزي نزديكتر مي شد. مقصد، عقيده است و جهاد در راه آن و پيروزي انقلاب، نه زندگي و دنيا و رنگ و بوي ننگين آن. اين شهادتهاست كه به ملت ما وعده پيروزي نهايي مي دهد. مگر اسلام از شهادت ۷۲تن برگزيدگان خدا در حكومت جبار بني اميه خسارت ديد؟ و انقلاب عظيم ايران از شهادت هفتاد و چند تن در يك لحظه و هزاران جوانان بزرگوار عاشق خدا و شهادت خسارت ديد، كه ما خوف خسارت در شهادت عالمي بزرگوار و بزرگي متعهد و فداكار داشته باشيم. مگر فقهاي ارجمند و ائمه جمعه و جماعت والامقام كه در صف مقدم انقلاب بودند و هستند نبايد در صف مقدم شهدا و جانبازان در راه دوست باشند. چه كسي اولي به شهادت است در زماني كه كفر بني اميه اسلام را تهديد مي كرد، از فرزند معصوم پيامبر اسلام و فرزندان واصحاب او؟ و چه كسي اولي به شهادت است در عصري كه استكبار جهاني و فرزندان خلف آن در داخل و خارج، اسلام عزيز را تهديد مي كنند، از امثال شهيد بزرگوار ما و فقيه متعهد و فداكار اسلام شهيد صدوقي عزيز «رضوان الله عليه» شهيد بزرگي كه در تمام صحنه هاي انقلاب حضور داشت و يار و مددكار گرفتاران و مستمندان بود، و وقت عزيزش صرف در راه پيروزي اسلام و رفع مشكلات انقلاب مي شد و براي خدمت به خلق و انقلاب سر از پا نمي شناخت. هر جا زلزله مي شد شهيد صدوقي براي ترميم خرابيها آنقدر كه توان داشت حاضر؛ هر جا كه سيل مي آمد او بود كه در صف مقدم براي دستگيري خلق خدا حاضر بود. در جبهه ها او و دوستان او و امثال او بودند كه هر چند يك دفعه سركشي كرده و آرامش قلب خلق الله بودند. اين مدعيان خدمت به خلق و قيام براي خلق كه در بيغوله ها خزيده و در حال انقلاب به چپاول اسلحه و مهمات بيت المال خلق فعاليت شبانه روزي نمودند، اينك كه خداوند تعالي چهره كريهشان را آشكار كرد و دستشان را از مال و جان خلق الله كوتاه نمود، چنين خدمتگزاراني را ازاين خلق مي گيرند و چون دزدان از سوراخ درآمده و غافلگيرانه اين گونه مردان فداكار براي ملت و توده هاي محروم را از محرومين مي ستانند و آن را به حساب قدرت خويش مي آورند و فتحي بزرگ براي خود و اربابان خود مي دانند و با تمام رسوايي باز خود را براي حكومت اين ملت اسلامي مهيا مي كنند. غافل از آنكه هر شهادتي ملت را به هدف بزرگ نزديكتر مي كند، و آنان را در پيشگاه حق و خلق رسواتر و بي آبروتر. ما در عين حال كه از شهادت و فقدان اين بزرگان خدمتگزار به اسلام و محرومين در سوگيم، از نزديك شدن به هدف اعلا كه قطرات خون اين شهيدان آن را نويد مي دهند، دلگرم و خرسنديم... اينجانب دوستي عزيز كه بيش از سي سال با او آشنا و روحيات عظيمش را از نزديك درك كردم از دست دادم و اسلام خدمتگزاري متعهد را و ايران فقيهي فداكار و استان يزد سرپرستي دانشمند را از دست داد؛ و در ازاي آن به هدف نهايي كه آمال اين شهيدان است نزديك شد. صحيفه امام- جلد ۱۶- صفحات ۳۶۷تا ۳۶۹
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 18:20  توسط مهدی
|
قضاوت و شقاوت
قضا در اسلام از حيث اهميت شايد در رديف اول مسائل اسلام ]باشد[ و تعبيراتي هم كه در لسان ائمه شده است، كشف از اهميت بسيار ]آن[ مي كند و اميرالمؤمنين «عليه السلام» به شريح مي فرمايند كه: «يا شريح! قد جلست مجلساً لايجلسه الا نبي او وصي نبي او شقي». يا نبي بايد متكفل قضا باشد و يا وصي نبي. يعني كسي كه نبي به او سفارش كرده باشد، از اين دو كه گذشت «شقي» است. يا مثلا گفته شده است، اگر كسي نسبت به دو درهم قضاوت ناحق كند كافر است. قضاوت در اسلام كه حفظ حقوق ناس است و حقوق ناس است و حقوق الله، دو صورت دارد:يك صورت قضاوتي كه قاضي، مستقل در قضاست. يعني قاضي كه در اسلام استقلال قضايي دارد، شرايط سنگيني دارد كه من در ايران افراد كمي را سراغ دارم كه حائز چنين شرايطي باشند. مجتهد عادل بر جهات قضا كه در همه جهات بي طرف باشد. پيش او رئيس جمهور و يك كارگر ساده فرق نكند. اين از اموري است كه قاضي مطلق بايد دارا باشد. و من هم كم سراغ دارم. يعني در حوزه هاي علميه هم كم سراغ دارم. صحيفه امام- جلد ۱۲- صفحه ۲۱۲
+ نوشته شده در سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 17:14  توسط مهدی
|
اين افراد به شما حكومت مي كردند!
در ملاقاتي كه محمدرضا[پهلوي] با يكي از رئيس جمهورهاي آمريكا-گمان مي كنم جانسون بود- من آن تلخي در ذائقه ام باز مثل اينكه [هنوز] هست، كه مي ديدم اين آدمي كه وقتي در ايران است با مردم آن طور رفتار مي كند، آن طور سركوب مي كند مردم را، آنجا جلوي ميز آن رئيس جمهور، ايستاده بود و او عينكش را برداشته بود به او نگاه نمي كرد؛ از اين طرف نگاه مي كرد و اين مثل يك بچه مكتبي [مكتبخانه اي]-آن وقت من تشبيهش كردم به يك بچه مكتبي هاي زمان سابق كه مقابل معلمشان كه خيلي از او مي ترسيدند و وحشت داشتند- يك همچو صحنه اي بود. من اين قدر ناراحت شدم كه تلخيش الان هم وقتي فكر مي كنم در ذائقه ام هست كه ما مبتلاي به چه وضعي بوديم. چه اشخاصي بر ما حكومت كردند. و چه اشخاصي بر اين ملت حكومت كردند. اشخاصي كه در مقابل اجنبي ها و كفار آن طور بودند و در مقابل ملت خودشان، آن طور سركوبي مي كردند.صحيفه امام- جلد ۱۲- صفحات ۴۰۱ و ۴۰۲
+ نوشته شده در شنبه سوم تیر 1385ساعت 19:38  توسط مهدی
|
در مسئله تبليغات كم كاري نشود
مسئله تبليغات از صدر اسلام تا ابد يكي از اموري است كه اسلام بر آن پافشاري كرده است، و در اين زمان كه ما هستيم يك اولويت خاصي دارد. همه مي دانيم كه هيچ انقلابي تاكنون به اندازه انقلاب اسلامي مورد هجوم تبليغاتي و تسليحاتي واقع نشده است. انقلابهايي كه در دنيا واقع شده است يا گرايش به راست داشته اند، راستي ها با او موافقت مي كرده اند واگر مخالفتي بوده است از چپي ها بوده است. يا گرايش به چپ داشته اند؛ بعكس بوده است. لكن اسلام چون نه شرقي و نه غربي است و صراط مستقيم است، جمهوري اسلامي هم با همان برداشت از اسلام متحقق شده است و امروز چون نه چپي است، چپي ها با او مخالفند و نه راستي است، راستيها با او مخالفند. و ملاحظه مي فرماييد كه تمام رسانه هاي دنيا- به استثناي كمي از آنها- و تمام رسانه هاي بزرگ دنيا الان يا با صراحت و يا با تلويح با اين جمهوري اسلامي و اسلام مخالفت مي كنند، و در هر شب و روز ساعات بسيار را براي سركوبي جمهوري اسلامي صرف مي كنند، و از آن طرف اشخاصي امثال صدام را- كه من از اول گفتم كه اين آدم، آن وقت هم كه ما در نجف اشرف مشرف بوديم، آن را يك مرد خطرناكي معرفي مي كردند، و يك جنون عجيبي در اين آدم هست كه براي خودخواهي خودش حاضر است كه تمام ملتهاي دنيا را به خاك و خون بكشد- اينها را وادار كرده اند كه با ما مخالفت كنند و حمله كنند. و امروز هم كه به خواست خداي تبارك و تعالي و تأييدات او، جبهه جنگ دارد تكليفش معين مي شود و سقوط صدام و ان شاءالله حزب بعث نزديك مي شود، رسانه هاي گروهي كه نمي توانند منكر اين بشوند كه پيشرفتهايي ايران كرده است، مع ذلك از راههاي ديگري مشغول سمپاشي شده اند؛ از اين راه كه اگر اين جمهوري موفق بشود و غلبه پيدا كند بر عراق، بر رژيم عراق، آيا با منطقه چه خواهد كرد، آيا با شيخ نشينان حكومتهاي منطقه چه خواهد كرد؛ اين حرفها الان رايج شده است و در رسانه هاي گروهي گفته مي شود، و تمامش براي اين است كه، آنها را وادار كنند به يك كاري در مقابل ايران، در مقابل جمهوري اسلامي.صحيفه امام- جلد ۱۶-صفحات ۲۵۰و ۲۵۱
+ نوشته شده در جمعه دوم تیر 1385ساعت 17:8  توسط مهدی
|
چمران با آبرو رفت
بسم الله الرحمن الرحيم انا لله و انا اليه راجعون شهادت انسان ساز سردار پرافتخار اسلام و مجاهد بيدار و متعهد راه تعالي و پيوستن به ملأ اعلا، دكتر مصطفي چمران را به پيشگاه ولي عصر «ارواحنا فداه» تسليت و تبريك عرض مي كنم.تسليت از آن رو كه ملت شهيدپرور ما سربازي را از دست داد كه در جبهه هاي نبرد با باطل، چه در لبنان و چه در ايران حماسه مي آفريد و سرلوحه مرام او اسلام عزيز و پيروزي حق بر باطل بود. او جنگجويي پرهيزكار و معلمي متعهد بود كه كشور اسلامي ما به او و امثال او احتياج مبرم داشت و تبريك از آن رو كه اسلام بزرگ چنين فرزنداني تقديم ملتها و توده هاي مستضعف مي كند و سرداراني همچون او در دامن تربيت خود پرورش مي دهد. مگر چنين نيست كه زندگي عقيده و جهاد در راه آن است. چمران عزيز با عقيده پاك خالص غيروابسته به دستجات و گروه هاي سياسي و عقيده به هدف بزرگ الهي، جهاد را در راه آن از آغاز زندگي شروع و با آن ختم كرد. او در حيات با نور معرفت و پيوستگي به خدا قدم نهاد و در راه آن به جهاد برخاست و
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 18:47  توسط مهدی
|
پاسخ به تلگرام هاي درگذشت
دكتر علي شريعتي پس از اهداي سلام، تلگراف هاي زيادي از اروپا و آمريكا از طرف اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان در اروپا و انجمن هاي اسلامي دانشجويان در آمريكا از بخش هاي مختلف و از ساير برادران محترم مقيم خارج از كشور «ايدهم الله تعالي» در فقد دكتر علي شريعتي واصل شد و چون جواب به تمام آنها از جهاتي ميسر نيست و تفكيك صحيح نمي باشد از جنابعالي تقاضا دارم تشكر اينجانب را به همه برادران محترم «ايدهم الله تعالي» ابلاغ نماييد.اينجانب در اين نفس هاي آخر عمر اميدم به طبقه جوان عموماً و دانشجويان خارج و داخل اعم از روحاني و غيره مي باشد. اميد است دانشمندان و متفكران روشن ضمير مزاياي مكتب نجات بخش اسلام كه كفيل سعادت همه جانبه بشر و هادي سبل خير در دنيا و آخرت و حافظ استقلال و آزادي ملت ها و مربي نفوس و مكمل نقيصه هاي نفساني و روحاني و راهنماي زندگي انساني است، براي عموم بيان كنند. مطمئن باشند با عرضه اسلام به آن طور كه هست و اصلاح ابهام ها و كجروي ها و انحراف ها كه به دست بدخواهان انجام يافته، نفوس سالم بشر كه ازفطرت الله منحرف نشده و دستخوش اغراض باطله و هوس هاي حيواني نگرديده، يكسره به آن روي آورند و از بركات و انوار آن بهره مند شوند. من به جوانان عزيز نويد پيروزي و نجات از دست دشمنان انسانيت و عمال سرسپرده آنها مي دهم. طبقه جوان روشن بين در خارج و داخل روابط خود را محكم و در زير پرچم اسلام كه تنها پرچم توحيد است يكدل و يكصدا از حق انسانيت و انسان ها دفاع كنند تا به خواست خداوند متعال دست اجانب از كشورهاي اسلامي قطع شود. و بايد با كمال هوشياري از عناصر مرموزي كه درصدد تفرقه بين انجمن هاي اسلامي هستند و مطمئناً از عمال اجانب هستند احتراز كنند و آنها را از جمع خود طرد نمايند. «واعتصموا بحبل الله جميعاً ولاتفرقوا» والسلام عليكم و عليهم و رحمت الله و بركاته.صحيفه امام- جلد ۳- صفحات ۲۰۷ و ۲۰۸
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 18:45  توسط مهدی
|
رهاورد خاندان وحي
پسرم! دعاها و مناجات هايي كه از ائمه معصومين «عليهم السلام» به ما رسيده است بزرگترين راهنماهاي آشنايي با او «جل وعلا»ست و والاترين راهگشاي عبوديت و رابطه بين حق و خلق است و مشتمل بر معارف الهي و وسيله انس با اوست و رهاورد خاندان وحي است و نمونه اي از حال اصحاب قلوب و ارباب سلوك است. وسوسه هاي بي خبران تو را ازتمسك به آنها، و اگر تواني از انس با آنها، غافل نكند. ما اگر تمام عمر به شكرانه آنكه اين وارستگان و واصلان به حق، ائمه ما و راهنمايان مايند به نيايش برخيزيم از عهده برنخواهيم آمد. صحيفه امام- جلد ۱۶- صفحه ۲۱۱
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385ساعت 16:55  توسط مهدی
|
نامه دوست داشتني محبوب
فرزندم! با قرآن اين بزرگ كتاب معرفت آشنا شو اگرچه با قرائت آن، و راهي از آن به سوي محبوب باز كن و تصور نكن كه قرائت بدون معرفت اثري ندارد كه اين وسوسه شيطان است. آخر، اين كتاب از طرف محبوب است براي تو و براي همه كس، و نامه محبوب، محبوب است اگرچه عاشق و محب، مفاد آن را نداند و با اين انگيزه حب محبوب كه كمال مطلوب است، به سراغت آيد و شايد دستت گيرد. ما اگر در تمام لحظات عمر به شكرانه اين كه قرآن كتاب ما است به سجده رويم از عهده برنيامده ايم. صحيفه امام- جلد ۶۱- صفحه ۱۱۲
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 0:3  توسط مهدی
|
حقوق بشر به سبك رئيس جمهور آمريكا!
ادعاي بشردوستي و طرفداري از حقوق بشر از طرف كساني مطرح است كه متجاوز به حقوق بشر هستند، و قهرمان در اين امر كسي است كه تجاوزش از همه بيشتر است و آن در عصر حاضر، شخص كارتر ]رئيس جمهور وقت آمريكا است. همه شاهد قتل عام هاي مكرر دسته جمعي در بسياري از شهرستانهاي ايران كه به دست شاه صورت گرفت، بوديم. و اخيرا تهران شاهد قتل عامي وسيع از طرف شاه بود كه به حسب مشهور تعداد كشته شدگان به بيش از چهار هزار نفر رسيد. آقاي كارتر كه براي يك زنداني در شوروي آنقدر هياهو درآورد، پس از كشتارهاي پياپي شاه پشتيباني خود را از او دريغ نكرد و رئيس دولت چين پس از ديدارش از ايران كه شاه از ترس قيام مردم نتوانست او را از خيابانها عبور دهد، شاه را كه عامل تمام كشتارهاي ايران است مورد حمايت خود قرار داد و رؤساي كرملين هم مانند اينها هستند. آمريكا و ساير كشورهاي استعمارگر، هدفي جز عقب نگه داشتن تمام كشورهاي ضعيف در تمامي ابعاد فرهنگي، اقتصادي، سياسي و نظامي ندارند و براي برخورداري از مخازن و منابع ما و ساير كشورهاي عقب افتاده نقشي جز اين نمي توانند داشته باشند و اين است منشأ تمام فشارها در تمامي ابعاد به ما.صحيفه امام- جلد۳- صفحه ۴۷۰
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385ساعت 14:28  توسط مهدی
|
مديران رسانه ها آلت دست نشوند
در هر شرايطي بايد بنيه دفاعي كشور در بهترين وضعيت باشد. مردم ما، كه در طول سال هاي جنگ و مبارزه ابعاد كينه و قساوت و عداوت دشمنان خدا و خود را لمس كرده اند، بايد خطر تهاجم جهانخواران در شيوه ها و شكل هاي مختلف را جديتر بدانند. و فعلا چون گذشته تمامي نظاميان، اعم از ارتش و سپاه و بسيج در جبهه ها براي دفاع در برابر شيطنت استكبار و عراق به ماموريت هاي خود ادامه دهند. در صورتي كه اين مرحله از حادثه انقلاب را با همان شكل خاص و مقررات مربوط به خود پشت سر گذارديم براي بعد از آن و سازندگي كشور و سياست كل نظام و انقلاب تذكراتي دارم كه در وقت مناسب خواهم گفت. ولي در مقطع كنوني به طور جد از همه گويندگان و دست اندركاران و مسئولين كشور و مديران رسانه ها و مطبوعات مي خواهم كه خود را از معركه ها و معركه آفريني ها دور كنند، و مواظب باشند كه ناخودآگاه آلت دست افكار و انديشه هاي تند نگردند، و با سعه صدر در كنار يكديگر مترصد اوضاع دشمنان باشند. صحيفه امام- جلد ۲- صفحه ۸
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 14:1  توسط مهدی
|
توصيه امام به ورزشكاران
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385ساعت 19:22  توسط مهدی
|
خانه كوچك فاطمه«س»...من هم وفات و شهادت بانوي بزرگ اسلام را بر همه مسلمين و بر شما و بر حضرت بقيه الله «ارواحنافداه» تسليت عرض مي كنم. اين خانه كوچك فاطمه «سلام الله عليها» و اين افرادي كه در آن خانه تربيت شدند كه به حسب عدد، چهار- پنج نفر بودند و به حسب واقع، تمام قدرت حق تعالي را تجلي دادند، خدمت هايي كردند كه ما را و شما را و همه بشر را به اعجاب درآورده است. خطبه فاطمه زهرا«سلام الله عليها» در مقابل حكومت وقيام اميرالمؤمنين و صبر اميرالمؤمنين در مدت بيست و چند سال و در عين حال كمك كاري به حكومت موجود، و بعد هم فداكاري در راه اسلام و فداكاري دو فرزند عزيزش، امام مجتبي كه يك خدمت بسيار بزرگ و دولت جابر اموي را با آن خدمت رسوا فرمود و خدمت بزرگ برادر ارجمندش حضرت سيدالشهداء چيزهايي بود كه همه مي دانيد ومي دانيم و با اين كه عده كم و اسباب و ابزار جنگ پيش آنها بود، لكن روح الهي و روح ايمان، آنها را آن طور كرد كه بر همه ستمكاران عصر خودشان غلبه پيدا كردند و اسلام را زنده كردند و براي ما و شما برادرهاي عزيز الگو شدند كه ما از كمي عده و كمي عده و كمي ابزار جنگ در مقابل تمام قدرت هايي كه امروز با ما به جنگ برخاسته اند، مقاومت كنيم. صحيفه امام- جلد ۱۶- صفحه ۸۷
+ نوشته شده در شنبه بیستم خرداد 1385ساعت 17:45  توسط مهدی
|
ارزش شما به ميزان خدمت به مردم استدر هر صورت مقام مسئله اي نيست كه انسان ارزش انساني اش را صرف آن بكند. شماها ارزش انساني داريد. ارزش انساني بالاترين چيزهاست براي شما؛ و بايد اين ارزش انساني را هرچه بيشتر تقويت كنيد. خدمت به مردم، به كناره گيري درست نمي شود. انسان ارزشش در اين است كه در جامعه چه مي تواند بكند، و چه خدمتي به اين بندگان خدا مي خواهد بكند. شما ملاحظه مي كنيد كه پيغمبر اكرم«ص» از همه بيشتر رنج كشيد براي تربيت مردم؛ براي اينكه اين مظلومين را از دست آن ظالمها نجات بدهد. و بعدش هم كساني كه متعهد بودند و به جاي او بودند آنها هم همه رنج كشيدند، و همه- عرض مي كنم كه- زحمت كشيدند، و همه براي اين بود كه چه بكنند. خوب، مي بينيد كه پيغمبراسلام«ص» با آن وضعي كه آن وقت داشت و بنده هايي كه همه خاضع او شده بودند، توي مجلس وقتي مي نشست نمي فهميد كسي كه كدام يك از آنها پيامبر است. عرب مي گفت كدام پيغمبر است؟ آن با اسم پيغمبر مي گفت اين. وضعش اين طور بود كه مجلسش مسجد بود. در مسجد بود و همه كارهاي بزرگ دنيا را هم مساجد انجام مي دادند. و ما اميدواريم حالا هم مساجد ما برگردد به آن وقتي كه مسجد، محل حل و عقد امور باشد، و مسجد محل نقشه هاي جنگ باشد، همه چيز باشد. و مسجديها باشند كه بتوانند كارها را بخوبي انجام بدهند، خداوند همه شما را توفيق بدهد، مؤيد و منصور باشيد، و من دعاگوي همه شماها هستم. صحيفه امام- جلد ۱۸- صفحه ۲۳۳
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم خرداد 1385ساعت 16:30  توسط مهدی
|
رمز بقاي انقلاب اسلامي
بي ترديد رمز بقاي انقلاب اسلامي همان رمز پيروزي است، و رمز پيروزي را ملت مي داند و نسل هاي آينده در تاريخ خواهند خواند كه دو ركن اصلي آن: انگيزه الهي و مقصد عالي حكومت اسلامي، و اجتماع ملت در سراسر كشور با وحدت كلمه براي همان انگيزه و مقصد.اينجانب به همه نسل هاي حاضر و آينده وصيت مي كنم كه اگر بخواهيد اسلام و حكومت الله برقرار باشد و دست استعمار و استثمارگران خارج و داخل از كشورتان قطع شود، اين انگيزه الهي را كه خداوند تعالي در قرآن كريم برآن سفارش فرموده است از دست ندهيد، و در مقابل اين انگيزه كه رمز پيروزي و بقاي آن است، فراموشي هدف و تفرقه و اختلاف است. بي جهت نيست كه بوق هاي تبليغاتي در سراسر جهان و وليده هاي بومي آنان تمام توان خود را صرف شايعه ها و دروغ هاي تفرقه افكن نموده اند و ميلياردها دلار براي آن صرف مي كنند. بي انگيزه نيست سفرهاي دائمي مخالفان جمهوري اسلامي به منطقه. و مع الاسف در بين آنان از سردمداران و حكومت هاي بعض كشورهاي اسلامي، كه جز به منافع شخص خود فكر نمي كنند و چشم و گوش بسته تسليم آمريكا هستند ديده مي شود؛ و بعض از روحاني نماها نيز به آنان ملحقند. امروز و در آتيه نيز آنچه براي ملت ايران و مسلمانان جهان بايد مطرح باشد و اهميت آن را در نظر گيرند، خنثي كردن تبليغات تفرقه افكن خانه برانداز است. توصيه اينجانب به مسلمين و خصوص ايرانيان به ويژه در عصر حاضر، آن است كه در مقابل اين توطئه ها عكس العمل نشان داده و به انسجام و وحدت خود، به هر راه ممكن افزايش دهند و كفار و منافقان را مأيوس نمايند. صحيفه امام- جلد۲۱- صفحه ۴۰۴
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم خرداد 1385ساعت 11:30  توسط مهدی
|
ساعت هفت و چهارده دقيقه صبح است و تمام ورودي هاي به مرقد با ترافيك سنگين ماشين ها و آدم ها روبروست. زردي گنبد البته از زردي آفتابي كه ميهمان چهره هاي مشتاق است، تلألؤ كمتري ندارد، ليك دست ها را بي اختيار به سمت پيشاني روانه مي سازد تا سايباني باشد. هنوز دسته هاي عزاداري بسياري در مسيرند تا خود را به حرم برسانند؛ اين را در طول مسير مي شد به وضوح ديد. آنقدر چهره ها و تيپ هاي مختلف مي بيني كه حس همان روزهاي هفده سال پيش برايت تازه مي شود، با اين تفاوت كه آن روزها چهره ها غم سنگيني را برخود داشت كه اين روزها آن غم با اميد به راه روشن انقلاب و يار هميشه حاضرش- كه خدا حافظ اين صلابت باشد- جابه جا شده است.
¤¤¤ كارت هايمان را گرفته ايم و به قول معروف از چك و خنثي عبور كرده ايم و در جايگاه مستقريم. ساعت دقايقي به ۹مانده است و عكاس ها دارند با دوربين هايشان كلنجار مي روند، عادت قبل از شروع مراسم است. كريم منصوري هم آياتي از سوره فجر و يادآوري طلوع نفس مطمئنه اي را در ديار عاشقان اهل بيت(ع) -ايران- قرائت كرد. ساعت نه و هفده دقيقه است كه محسن طاهري متناسب با حال و هواي مجلس مديحه سرايي مي كند. سمت راست روبروي جايگاه كه ورودي بازي دارد، هنوز هم جمعيتي را موج گونه به اين سو و آن سو مي برد تا شايد به اندازه چند نفر ديگر هم افرادي داخل شوند. اين تب جلوتر آمدن هم مثل هميشه بي قراري جمعيت را افزايش داده تا هرچند مشكل اما براي ذره اي هم كه شده «يار» در قاب تصوير چشم هايي كه خستگي راه و انتظار شبانه و فشار جمعيت را بر خود خريده اند، ماندگارتر ظاهر شود كه زيارت چشم هايش يادآور سروقامتي است از جنس استقامت كه كلامش اميد راه بود و نگاهش راهگشاي طريق. ¤¤¤ عصاي آقا نيز كنار ميز آرام مي گيرد، اما جمعيت موجي برداشته است كه به اين سادگي ها آرام نمي گيرد. عكاس ها كه بي تابي مي كنند هر طور شده زاويه هاي مختلفي را امتحان مي كنند؛ گويي هر بار كه عكس مي گيرند، وجهي نو از رهبر فرزانه امت اسلام را در چارچوب چشم شيشه اي شان ضبط مي كنند و اين تازه آغاز ماجراست... «يك صلوات بفرستيد». جمعيت هم به عطر پيامبر معطر شد و هم آرام گرفت. ¤¤¤ جايگاه عكاسان يك دفعه خالي شد! همه فهميدند مسير عبور و مرور به روبروي جايگاه باز اعلام شده است و تردد عكاسان تا دقايقي بعد بلامانع است! همين هم شد كه يك رديف عكاس روبروي جايگاه يكدفعه سبز شد و زاويه فلش دوربين ها هم عوض. اين فضاي خالي روي جايگاه، فرصت خوبي شد براي خارجي ها كه بيايند و تصويرهايشان را بگيرند و بروند. مثلاً خبرنگار و فيلمبردار شبكه تلويزيوني «مكايونان»، دو سه تا تصوير ناب از همان جايي كه روزگاري!- صبح زود- عكاس ها سر يك وجب اش بگو مگو مي كردند، بگيرند. انصافاً فكر كنم گزارش تصويري آنها با اين جابه جايي هاي فوق العاده و البته قطع هاي ناگهاني بواسطه مثلاً عبور يك خبرنگار سر به زمين! يا سرفه بنده! از داخلي هاي خودمان بهتر شد. ¤¤¤ دو تا تكبير جمعيت خيلي حال داد، يكي زماني كه آقا گفتند: «شما از حقوق بشر حرف مي زنيد! شما از مخالفت با تروريسم حرف مي زنيد! دولتي كه زندان گوانتانامو و زندان ابوغريب و جنايت هايي از قبيل جنايت حديثه و جنايت اخير كابل، ده ها و صدها، در پرونده اش هست، غلط مي كند راجع به حقوق بشر حرف بزند.» يكي هم زمانيكه پنبه تبليغات آمريكايي ها براي جلوه دادن ايران به عنوان يك تهديد جهاني زده شد؛ «امروز ملت ما، ملت آزادي است. ما مي خواهيم اين راه را با قدرت، با چشم باز، با همبستگي ملي برويم و كاري به كسي نداريم؛ تهديدي براي كسي نيستيم؛ اما به آرمان هاي خودمان پابنديم؛ به منافع ملي مان پايبنديم و آن كسي كه منافع ما را تهديد كند، تيزي خشم اين ملت را خواهد ديد.» انصافاً انفجار تكبير ستون هاي حرم را تحت الشعاع قرار داد. موج جمعيت خودجوش و يكپارچه تكبير گفتند و در ادامه اش هم مرگ بر آمريكا، از آن جاهايي بود كه مي خواستي بين جمعيت باشي و هرچه فرياد داري بر سر آمريكا بزني... ۲۴/۱۱دقيقه است كه سخنراني تمام شد و آقا هم جمعيت را با همان دست مهربان خداحافظي كرد. جايگاه مسئولين اما خالي شده چرا كه رئيس جمهور بين دست هايي كه براي او قد كشيده اند، گرفتار شده، دولا مي شود و دست هايي را مي گيرد و دست هايي را هم دستي مي كشد، اما جمعيت دارد زيادتر مي شود، از روي داربست هاي رديف جلو مي پرند و خود را به سرعت به لبه جايگاه ويژه مي رسانند، اگر بخواهد بماند كه تا شب مانده است! بالاخره هم محافظ ها كاري مي كنند و رئيس جمهور را مي برند. ¤¤¤ بيرون هم براي خود ماجراهايي داشت، آيت الله خزعلي را عده اي گرد آمدند و حرف مي زنند، آن هم زير تيغ آفتاب ظهر. لنكراني وزير بهداشت هم كه طبق معمول گرفتار خبرنگاران مي شود، آرام و متين ايستاده بود و پاسخ مي داد. كروبي هم بين جمعيت مردم گرفتار شده بود و هر از گاهي كسي مي آمد چيزي مي گفت و مي رفت... دقايقي بعد اذان ظهر، طنين انداز حرم شد و نماز برپا. ¤¤¤ و اين صلابت چهاردهم خرداد را وامدار نفس قدسي مردي هستيم كه هم او و هم جواري او خون رگ هايمان را تازه مي كند و نفسي تازه بر پيكره نظام مي بخشد كه اين چنين استوار هر ساله بيش از گذشته عاشق و شيدا زيارت ضريح انديشه هايش مي شويم و راسخ تر از گذشته چراغ راه را برمي افرازيم كه حركت سريع تر شود... و اين عزت اسلام است كه سايه اش بر سر مردمان ايران زمين گسترانيده شده و امروز و روزهاي آينده را مديون روح مردي است كه خدا را در همه حال در زندگي و حركتش حس مي كرد.
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت 12:2  توسط مهدی
|
سرزمین فلسطین محل ظهور وموطن و مزار حضرت موسی (ع) و زادگاه حضرت عیسی (ع) و نخستین قبله گاه مسلمین جهان، همواره کانون توجه و احترام مذاهب بزرگ دنیا و همه ملل دنیا است. ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم خرداد 1385ساعت 15:59  توسط مهدی
|
دبیر کل سابق اتحادیه نویسندگان عرب معتقد است انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی مسئولیت بزرگی در بیداری مسلمانان داشته است .
دکتر علی عقله عرسان دبیر کل سابق اتحادیه نویسندگان عرب و اندیشمندی از سوریه در سخنرانی خود تصریح کرد : قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران امام خمینی از اندیشمندان و متفکران تبعید شده بودند و سعی داشت تا عملکرد نادرستی را که در دوران حکومت شاه انجام می گیرد تغییر دهد. دکتر عرسان یاد آور شد : امام خمینی معتقد بود که اسلام تنها مناسک و عبادتهای دینی نیست بلکه شیوه ای برای زندگی کامل است. از این رو انقلاب اسلامی ایران مسئولیت بزرگی در بیداری مسلمانان داشت تا مسلمانان به سعادت اخروی دست یابند. علی عقله اظهار داشت : امام به بیداری و آگاهی در زمینه هایی چون تقوا و عمل صالح دعوت می کرد تا ارتباطی میان خالق و مخلوق ایجاد و آزادی به معنای واقعی تحقق یابد. این متفکر سوری در ادامه یاد آور شد : از تأثیرات عظیم امام خمینی بیداری و آگاهی افراد یک ملت در مقابل ظلم و سرکشی مسئولان حکومتی شاه بود و امام سعی داشت تا مردم از نظر عقلی و ایمانی رشد کرده و بیدار شوند و در راستای دستیابی به معرفت، فرهنگ، ایمان و زندگی عقلانی تلاش کنند. وی افزود : هدف از بیداری و رشد دادن مسلمانان از منظر امام خمینی تنها بیداری سیاسی و تغییر حکومت نبود بلکه این رشد و آگاهی به منظور شناخت هویت اصیل و وجود انسانیت، بیداری عقل، فکر، شناخت نیازهای مردم، ارتباط با یکدیگر جهت ترقی و پیشرفت بود. دبیر کل سابق اتحادیه نویسندگان عرب گفت : بیداری، رشد علم، مبارزه با ظلم، نژاد پرستی و امپریالیسم جهت خدمت رسانی به اسلام بوده است. دکتر غفور خوئینی استاد حقوق دانشگاه ایران از دیگر سخنرانان این همایش بود که در سخنرانی خود اظهار داشت : افکار فرهنگی، تاریخی و دینی امام خمینی به تمدن اصیل اسلامی دعوت می کرد و نظامی دینی و سیاسی را پایه گذاری کرد تا در همه ابداعات و نوآوری های فردی و گروهی به شکل منظم بر اساس آموزش و قانون فعالیت کنند. دکتر خوئینی یاد آور شد : امام خمینی توانست شریعت و فقه اسلام را همچون نظریه اداره حکومت به خوبی بشناسد و بر اساس دین اسلام و تطابق با افکار جامعه از آن استفاده کند. وی تصریح کرد : شیوه سیاسی که امام خمینی در ایران با مشارکت همه مردم در نظر گرفت تضمین کننده آزادی، دموکراسی، تحقق همسانی و هماهنگی فرصتها برای همه مردم ایران بود. این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه سیاست امام خمینی دفاع از مستضعفان بود تأکید کرد: امام خمینی رهبر انقلاب اسلامی ایران به منظور همزیستی مسالمت آمیز و همکاری با کشورهای همسایه از حقوق ملت فلسطین دفاع می کرد و آزاد سازی کشورهای اشغالی را در برنامه های خود داشت تا میوه صلح و عدالت از درخت عزت و کرامت برای همه جهانیان ثمره دهد.
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم خرداد 1385ساعت 15:51  توسط مهدی
|
به مناسبت گراميداشت سالروز رحلت امام خميني "ره" ۱۴ هزار بسيجي از شهرستان پاكدشت عازم حرم مطهر بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران شدند .
فرمانده سپاه ناحيه شهرستان پاكدشت با اشاره به اسكان ۱۰هزار بسيجي استان خراسان جنوبي در شب گذشته در اين شهرستان گفت:صبح امروز اين زائرين به همراه ۴هزار بسيجي شهرستان پاكدشت به منظور شركت در مراسم گراميداشتسالروز رحلت امامخميني "ره" عازم حرم مطهر امام شدند .
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم خرداد 1385ساعت 15:31  توسط مهدی
|
انتظار فرج
از غم دوست در این میکده فریاد کشم دادرس نیست که در هجر رخش داد کشم
داد و بی داد که در محفل ما رندی نیست که برش شکوه برم داد ز بیداد کشم
شادیم داد غمم داد و جفا داد و وفا با صفا منت ان را که به من داد کشم
عاشقم، عاشق روی تو نه چیز دگری بار هجران و وصالت به دل شام کشم
مُردم از زندگی بی تو که با من هستی طرفه سری است که باید بر استاد کشم
برگرفته از : دیوان امام خمینی (ره)
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم خرداد 1385ساعت 23:4  توسط مهدی
|
درباره «غم بي تسلّي» ارتحال روح خدا خميني چه مي توان گفت و شنيد؟! اگر نبود كلام الهي كه «محمد- صلوات الله و سلامه عليه- نيست جز پيامبر خدا، آيا اگر بميرد يا كشته شود به جاهليت پيشينيان خويش بازمي گرديد؟»، حق بود تن و جان به طوفان نااميدي بسپاريم. اما كلام خدا دلداري مان مي داد كه اين غم هاي بزرگ، ابتلا و امتحان است براي آزمودن و ممتاز ساختن صابران و صادقان از منافقان متزلزل.ما مانديم و داغي سنگين؛ «هيچ كس نتوانست اين جرعه درد را خاموش فروبرد... مصيبت فقدان امام، به همان بزرگي امام بود و جز خدا و اوليائش كيست كه حد و مرز اين عظمت را بشناسد؟ آن جا كه دل هاي بزرگ بي تاب مي شوند، آنجا كه انسان هاي بزرگ دست و پا گم مي كنند، آنجا كه صحنه از بيقراري ميليون ها انسان پر است، كدام زبان و قلم است كه بتواند نمايشگر و صحنه پرداز گردد... زمان يگانه خود را از دست داد و زمين گوهري يكدانه را در خود گرفت...». (پيام رهبر انقلاب به مناسبت اولين سالگرد ارتحال امام، ۱۰ خرداد ۱۳۶۸)دست غيب اما مگر خداوند اهل ايمان را- حتي براي لحظه اي- به حال خود وامي گذارد و چشم عنايت از آنان برمي گرداند؟ از عقبه هاي سخت مگر بي عنايت حضرت حق مي شد گذشت؟ به تعبير رهبر انقلاب «امام امت به من فرمودند آن طوري كه فهميدم از اول انقلاب تا حالا مثل اين كه يك دست غيبي ما را در همه كارها هدايت مي كند». و ترديد نداريم كه «الذين جاهدوا فينا لنهدينّهم سبلنا. كساني كه براي ما مجاهدت كنند يقيناً به راه خويش هدايتشان مي كنيم». اگر اين هدايت و ايمان نبود، چگونه مي شد با دست خالي به جنگ طاغوت پهلوي رفت و با كدام جرئت مي شد پنجه در پنجه «شيطان بزرگ» انداخت. «من و آقاي هاشمي و يك نفر ديگر -كه نمي خواهم اسم بياورم- از تهران به قم خدمت امام رفتيم تا بپرسيم بالاخره اين جاسوسان را چه كار كنيم؛ بمانند، يا نگهشان نداريم؛ بخصوص كه در دولت موقت هم جنجال عجيبي بود كه ما اينها را چه كار كنيم! وقتي كه خدمت امام رسيديم و دوستان وضعيت را شرح دادند و گفتند مثلاً راديوها اين طور مي گويند؛ آمريكا اين طور مي گويد؛ مسئولان دولتي اين طور مي گويند؛ ايشان تأملي كردند و سپس با طرح يك سؤال پرسيدند: از آمريكا مي ترسيد؟ گفتيم نه. گفتند: پس نگهشان داريد! بله، آدم احساس مي كرد كه اين مرد، خودش از اين شكوه ظاهري و مادي و اين اقتدار و امپراتوري مجهز به همه چيز، حقيقتاً ترسي ندارد. نترسيدن او و به چيزي نگرفتن اقتدار مادي دشمن، ناشي از اقتدار شخصي و هوشمندانه او بود. نترسيدن هوشمندانه، غير از نترسيدن ابلهانه و خواب آلوده است؛ مثلا يك بچه هم از يك آدم قوي يا يك حيوان خطرناك نمي ترسد؛ اما آدم قوي هم نمي ترسد؛ منتها انسان ها و مجموعه ها در قوّت خودشان دچار اشتباه مي شوند و قوّت هايي را نمي بينند.»(۱)چون خورشيد هر موقعي كه شما به سفر مي رويد، من مضطرب هستم تا برگرديد. خيلي سفر نرويد!محبت امام به آقاي خامنه اي چقدر بود كه جملاتي از اين دست را خطاب به او مي فرمود؟ شايد از اين عبارات بلند بتوان ميزاني از علاقه و محبت حضرت امام را دريافت: «خداوند متعال را شكر كه دشمنان اسلام را از گروه ها و اشخاص احمق قرار داده است... اكنون دشمنان انقلاب با سوءقصد به شما كه از سلاله رسول اكرم و خاندان حسين بن علي هستيد و جرمي جز خدمت به اسلام و كشور اسلامي نداريد و سربازي فداكار در جبهه جنگ و معلمي آموزنده در محراب و خطيبي توانا در جمعه و جماعات و راهنمايي دلسوز در صحنه انقلاب مي باشيد، ميزان تفكر سياسي خود و طرفداري از خلق و مخالفت با ستمگران را به ثبت رساندند. اينان به كسي سوءقصد كردند كه آواي دعوت او به صلاح و سداد در گوش مسلمين جهان طنين انداز است... ما در پيشگاه خداوند متعال و ولي بر حق او حضرت بقيه الله ارواحنا فداه افتخار مي كنيم به سربازاني كه در جبهه و در پشت جبهه، شب ها را در محراب عبادت و روزها را در مجاهدت در راه حق تعالي به سر مي برند. ... من به شما خامنه اي عزيز تبريك مي گويم كه در جبهه هاي نبرد با لباس سربازي و در پشت جبهه با لباس روحاني به اين ملت مظلوم خدمت نموده و از خداوند تعالي سلامت شما را براي ادامه خدمت به اسلام و مسلمين خواستارم.»(۲) «شما در بين دوستان و متعهدان به اسلام و مباني اسلامي از جمله افراد نادري هستيد كه چون خورشيد روشنايي مي دهيد.»(۳) «خداوند بر ما منت نهاد كه افكار عمومي را براي انتخاب رئيس جمهوري متعهد و مبارز در خط مستقيم اسلام و عالم به دين و سياست هدايت فرمود.»(۴) «ايشان را من سال هاي طولاني مي شناسم و در آن زماني كه اول نهضت بود ايشان وارد بود و... بعد هم كه اين انقلاب به اوج خودش رسيد، ايشان حاضر واقعه بود همه جا تا آخر؛ و حالا هم هست، يك نعمت خدا به ما، اين است كه داده.»(۵) «اين جانب كه از سال هاي قبل از انقلاب با جناب عالي ارتباط نزديك داشته ام و همان ارتباط بحمدالله تا الان باقي است، جناب عالي را يكي از بازوهاي تواناي جمهوري اسلامي مي دانم.»(۶) «شما را چون برادري كه آشنا به مسايل فقهي و متعهد به آن هستيد... مي دانم.»(۷) در ميان سيل زدگان از كلمات حضرت امام بيش از اينها بايد نوشت اما بد نيست همين جا پرانتزي باز كنيم و نقل خاطره اي درباره آقاي خامنه اي: «ايرانشهر سيل آمده و خانه هاي بسياري را خراب كرده بود. ما از طريق كرمان براي كمك رساني به ايرانشهر رفتيم. وقتي به آنجا رسيديم، پرسيديم مسئوليت كارها را چه كسي برعهده دارد؟ گفتند آن سيدي كه مشغول كمك رساني است. رفتيم نزديكتر. سيد رشيدي را ديديم كه كيسه آرد به دوش گرفته، پاچه هاي شلوارش را در ميان آب بالا زده و به سيل زدگان كمك مي كند. آقاي خامنه اي بود...» بن بست؟! «زماني كه آيت الله خامنه اي در سفر كره شمالي به سر مي بردند، حضرت امام گزارش هاي سفر را از تلويزيون مي ديدند. ديدار ايشان، سخنراني ها و مذاكرات سفر براي حضرت امام خيلي جالب بود و امام فرمودند: الحق ايشان شايستگي رهبري را دارند». اينها روايتي است از زبان يادگار امام، مرحوم حاج سيداحمد خميني(ره). آقاي هاشمي رفسنجاني هم نقل مي كند: «من نسبت به حضرت امام روي بازتري داشتم و مسائل را بي پرده با ايشان مطرح مي كردم. يك روز كه خصوصي خدمت معظم له رسيده بودم، بي پرده در مورد قائم مقامي رهبري و مشكلاتي كه احتمالاً پيدا مي شود، صحبت كردم. حضرت امام(ره) در آن جلسه فرمود: شما در بن بست نخواهيد بود، آقاي خامنه اي در ميان شما هست؛ چرا خودتان نمي دانيد؟! اين جلسه مربوط به اواخر عمر حضرت امام(ره) است. در همان روزها امام براي مقام معظم رهبري، كلمه برادر را به كار مي بردند. قطعاً اين تعبير بي معنا نبود. ما آن روزها از اين تعبيرات، به موضوع رهبري حضرت آيت الله خامنه اي منتقل نشديم. اما گفته هاي امام خميني(ره) نشانگر اين است كه معظم له، آيت الله خامنه اي را شايسته اين كار مي دانستند. چنانچه به حاج احمد آقا فرموده بودند: الحق ايشان شايستگي رهبري را دارند.» موفق نمي شوند چند سال پيش رهبر فرزانه انقلاب طي سفر به قم، به منزل عارف واصل حضرت آيت الله بهاءالدين -رضوان الله تعالي عليه- رفته بودند. چند روز پس از آن ديدار، از شاگردان و نزديكان آيت الله بهاءالدين درباره ملاقات مذكور پرسيده بودند و ايشان گفته بود «بله چند دقيقه خورشيد اينجا تابيد و رفت. او چون خورشيد داراي خير و بركت است.»(۸) اما اين همه ماجرا نيست. 3 سال قبل از انتخاب حضرت آيت الله خامنه اي به رهبري انقلاب، آيت الله بهاءالديني به برخي از اعضاي نزديك بيت خود فرموده بودند «قضيه قائم مقامي سر نمي گيرد. كسي كه دلخوش به او هستيم، آقاي خامنه اي است. بعضي ها مي خواهند كاري بكنند اما موفق نمي شوند.» ايشان اين مطلب را دوبار به برخي اطرافيان فرموده بودند و چندي بعد، براي بار سوم مورد تأكيد قرار داده بودند كه «چه بايد كرد شما تعجب مي كنيد اما ديد ما اين است.» (۹) ايشان همچنين بعدها فرموده بودند: «از همان زمان، رهبري را در آقاي خامنه اي مي ديدم؛ چرا كه ايشان ذخيره الهي براي بعد از امام است. بايد او را در اهدافش ياري كنيم. بايد توجه داشته باشيم كه مخالفت با ولايت فقيه كار ساده اي نيست.»(۱۰) سياستمدار زماني كه خاوير پرز دكوئيار دبيركل سازمان ملل در بحبوحه جنگ تحميلي به ايران آمد، ديداري هم با رئيس جمهور (آقاي خامنه اي) داشت. دكوئيار پس از آن ديدار پرسيده بود رئيس جمهور شما از كدام دانشگاه علوم سياسي فارغ التحصيل شده است. دكوئيار افزوده بود من مدرك دكتراي علوم سياسي دارم و ۳۰سال است كار سياسي مي كنم و چند سال است دبيركل سازمان ملل هستم، در اين مدت شخصيت هاي سياسي و رئيس جمهورهاي بسياري را ديده ام اما تاكنون شخصيتي به سياستمداري و هوشمندي او نديده ام. اي سيد و مولاي ما! گواهي بده... ... قلم بي تاب نوشتن است و مجال براي جولان او تنگ؛ چند صفحه اي را از سخنان مرحوم حاج سيداحمد خميني، كوفي عنان دبيركل سازمان ملل و... مي نويسد اما مجال نيست. ناچار بايد كنار گذاشت و گذشت. از آفتاب مي توان گفت اما در آفتاب شدن؟! قلم را بايد رام كرد. صفحات اسناد و خاطرات را يكي پس از ديگري بايد كناري گذاشت و گذشت... اما دريغ است كه دو عبارت از زبان خود آقا نقل نكنيم. آقاي حداد عادل نقل مي كند كه چند ماه پس از انتخاب ايشان به رهبري انقلاب، به ديدارشان رفته و درباره روزهاي انتخاب پرسيدم. فرمودند: «روزي كه مجلس خبرگان درباره جانشين حضرت امام(ره) بحث مي كرد، فكر نمي كردم كه خبرگان چنين تصميمي بگيرند. از نيمه اول اجلاس -صبح تا ظهر- اين طور متوجه شدم كه ممكن است نام بنده مطرح شود، لذا ظهر كه به منزل آمدم، دو ركعت نماز خوانده با حالت استغاثه و ناله و زاري، از خداوند درخواست كردم كه اين مسئوليت را روي دوش من قرار ندهد. من كمتر ياد دارم براي يك تقاضا، چنين استغاثه و تضرع به درگاه خداوند كرده باشم. با تمام وجود از خدا خواستم كه اين مسئوليت برعهده من قرار نگيرد. عصر آن روز، مجلس خبرگان به خواست من اصلا توجه نكرد و كار با آن كيفيت انجام شد. گرچه از صميم قلب داوطلب اين كار نبودم ولي وقتي اين مسئوليت به لحاظ شرعي و قانوني بر دوش من قرار گرفت، تصميم گرفتم با تمام وجود به وظيفه عمل كنم.» و كلام آخر: «آخرين جمله را هم به امام و مقتداي خودمان ولي عصر(عج) عرض كنيم: اي سيد و مولاي ما! پيش خداي خود گواهي بده كه در راه خدا تا آخرين نفس ايستاده ايم و بزرگترين آرزو و افتخار بنده اين است كه در اين راه پرافتخار و پرفيض و پربهجت، جان خود را تقديم كنم». راستي ما كجا ايستاده ايم و ره به كدام سو مي سپاريم؟ نابرده رنج گنج ميسر نمي شود. آيا بي رنج جهاد در اردوگاه اهل ولايت، مي توان سعادت را در آغوش كشيد و راهي به هدايت جست؟! ... و راست فرمود رسول خدا صلوات الله عليه: - زماني بر مردم آيد كه صابران براي نگهداري دينشان مانند كسي باشند كه آتش در دست گرفته است. - خوشا به حال مخلصان! آنان كه چراغ هاي هدايت اند كه از آنها هر فتنه تاريك، آشكار و فاش مي گردد. - استقامت و پايداري كنيد و چه نيكوست كه پايدار باشيد.
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم خرداد 1385ساعت 22:25  توسط مهدی
|
مژده وصل
گره از زلف خم اندر خم دلبر، وا شد زاهد پیر چو عشاق جوان رسوا شد قطره باده ز جام کرمت نوشیدم جانم از موج قدمت، همقدم دریا شد قصه دوست رها کن که در اندیشه او آتشی ریخت به جانم که روان فرسا شد مژده وصل به رندان خرابات رسید ناگهان غلغله و رقص و طرب بر پا شد آتشی را که ز عشقش، به دل و جانم زد جانم از خویش گذر کرد و خلیل اسا شد
برگرفته از:دیوان امام خمینی(ره)
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم خرداد 1385ساعت 17:23  توسط مهدی
|
|
|