تبليغاتX
هرگونه کپی برداری از این وبلاگ فقط و فقط با ذکر صلوات مجاز می باشد ّ

«من به همه‏ى گويندگان، نويسندگان و كسانى كه تريبونى در اختيار دارند، توصيه مى‏كنم: اگر صلاح اين كشور و اين ملت را مى‏خواهند، ياد شهيدان، نام شهيدان، خاطره‏ى شهيدان و بازماندگان آنها و جانبازان را گرامى بدارند.»                                        

                                                             از بیانات مقام معظم رهبری(مدضله العالی)

                         «تقدیم به همه عاشقان شهداء»

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت 22:36  توسط مهدی  | 

      «تقدیم به همه دوستداران دکتر احمدی نژاد»

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت 22:32  توسط مهدی 

«از تون می خوام این نوحه ای رو که گذاشتم کامل گوش کنید

 

اگر مرواریدی از گوشه چشمانتان بر روی گونه یتان غلتید

 یه صلوات به نیت تمام شهدای دفاع مقدس بفرستید.»

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت 20:58  توسط مهدی 

*حماسه هاي  پرشور جنگ تحميلي و صحنه هاي شگرفي كه رزمندگان پرتوان سپاه توحيد در دفاع از انقلاب و ميهن اسلامي در جاي جاي جبهه هاي نبرد حق عليه باطل؛ از كوهستانهاي صعب العــبور و سر به فلك كشيده غرب تا دشتهاي تفتيده جنوب و آبهاي گرم خليج فارس آفريدند : آنچنان پرشكوه و پرتوان و سرشار از عشق و ايثار و شجاعت است كه هيچ  قلم و زباني را ياراي بازگو كردن آن نيست.

 

دشمنـــان منطقـــه اي :

وقوع انقــلاب اســـلامي در ايـــران زنگ هاي خطر را بقـوت تمام براي حكومت‎هاي منطقه بصدا در آورد. مناقــشات موجود در منطقه يا پيرامون اسراييل و سرزمين هاي اشغال شده  دور مي زد و يا به تنـــازعات جناحهاي تند و محافظه كار براي  در دست گيري قدرت مربوط مي شد.

نزاع اعـراب با اسراييل؛ بر سر غصب سرزمين هاي عربي و جريحه دار ساختن غرور عربيت بود و حداكثر اينكه جناحهاي افــراطي؛ به اسراييل به مثابه پايگاه امپرياليسم در منطقه مي نگريستند و اينها همه تا جايي كه به رژيم هاي موجود بر مي گردد قابل تحمل است.

تحقق انقلاب اسلامي در ايران و بر هم خوردن موازنه هاي موجود در روابط بين المللي منطقه؛ مسائل جديد و پيش بيني نشده حادث گــشت. اين بار نيروئي در منــــطقه بوجود آمده است كه محتــوائي متفاوت از ديـگر حكومت هاي قبلي دارد.اين اولين انقلاب اجتماعي در تاريخ نوين خاورميانه است. اين اولين انقلاب سياســي- اجتماعي؛ مدعي اسلام و هويت اسلامي است. يعني آن چيزي كه در تاريخ جديد عمدتا «در حاشيه بسر برده و در حال به متن آمده و در تلاش بسيج اعراب كه قبل از عرب بودن مسلمانند و اين مسلماني ارزش واقعــي آنان را رقم مي زند؛ مي باشد».

و بالاخره اين انقــــلاب در كشوري روي داده كه از لحاظ موقعيت جغــرافيايي؛ امكانــــات اقتصادي و تعداد جمعيت مقامي غير قابل رقابت را بخود اختصاص داده است. انقــلاب اســلامي ايــــــران منطقه را در آستانه مسائلي مهم و متفاوت از قبل قرار داد.

كمپ ديــــويد با از دست رفتن نزديك ترين متحد منطقه ايش و تبديل آن با نظامي بكلي متفاوت به تلخي گراييد.

 

 جــنــــــگ تحـــميلي :

زمينه هاي حمله عراق به كشور ما در 31 شهريور 1359 طولاني ترين جنگ را در منطقه پس از جنگهاي صـليبي سبب گرديد. اين جنـــگ كه قرار بود بر اســـاس محاسبات عراق ظرف 3 الي چند هفته به انجام خود برسد؛ بيش از 96 ماه را پشت سر گـــذارده كه اين رقم به تنهائي 27 بار طولاني تر از تمامي جنگهاي ميان اعراب و اسرائيل مي باشد.

حمله عراق به جمهوري اســــلامي؛ دومين حادثه بزرگ در منطقه پس از سقوط رژيم شاه و پيروزي انقلاب اســــلامي مي باشد. قريب يكسال قبل از اين حمله يعني در 13 آبان 1358؛ سفارت آمريــكا توسط گروهي از دانشجويان كه نام خود را دانشجويان مسلمان پيرو خط امــــام نهاده بودند اشغـــال شد و يكي از طولاني ترين گروگان گيري هاي تاريخ را بوجود آورد. اشغال سفارت آمريكا كه به دنبال تحريكات اين كشور عليه انقلاب اسلامي و چند گانگي و اختلاف تفكر و روش ميان زمامداران جديد ايران صورت گرفت؛ بازتاب گسترده اي در جهان و منطقه برجاي نهـــاد. آمريـــكا به عنوان نيروي استعمـــــارگر اصلي جهان و حـــامي   قدرتمند شاه نمي توانست از سوي انقلاب ناديده انگاشته شده  و با آن از موضع خصومت تلاقي نگردد.

در واقع بزرگترين ضربه در صحنه سياست بين المللي با وقوع انقــلاب اســـــــلامي متوجه آمريكا گرديد كه بيشترين منافع را در هنگام رژيم شاه از موقعيت جغرافيائي و زمينه هاي سيــــاسي  اقتصـــادي و نظامي اين كشور مي برد.‌ آمريكا در صدد بود كه با كمترين خرج؛ بيشترين جبران مافات را نمايد و دولت مردان وقت حاكم بر ايران؛ نيز خوش بينانه بر اين خيال بودند كه با وجود يك حكومت ملي و مردمي در ايران مي توان با آمريكا روابطي بر پايه استقلال بنا نهاد. اشغال سفارت كه تجربه هاي نوين در جهــــان و منطقه عليه استكبار و امپرياليسم بود؛ نه تنها آمريكا را از برقراري  روابط عادي در كوتاه مدت نا اميد ساخت؛ حكومت هاي متكي بر امريكا و رژيم هاي محافظه كار منطقه شديدا؛ احساس ناامني كردند و بسيج سيــاستهاي نظــامي- اقتصادي براي سرنگوني حكومت جديد كه همچنان بر طبل انقلاب مي كوبد را از سوي آنان سبب گرديد. از سوي ديگر ماهيت انقلاب به همراه خاطرات تاريخي اين كشور از همسايه شمالي خود و بالاخره سيـــاست نه شرقي و نه غربي انقلاب؛ فرصتي را براي نزديكي انقلاب با روسيه شوروي فراهم نمي كرد. روسيــــــه شوروي نيز با وجود تمامي منافعي كه سياست آمريكائي انقلاب براي اين كشور بوجود آورده بود دلائــــلي براي نگراني از ماهيت حكومت جديد در تهران داشت. دلائلي كه با گذشت روزگار شدت مي گرفت.

 

 موقعيت جمهوري اسلامي در آغاز جنگ :

در هنگام شروع جنگ نظام جمهوري اسلامي در سطح جهاني از سوي افكــار عمــومي ساخته تبليغات جهاني؛ نظامي اخلالگر و مغاير با سياستهاي  رسمي بين المللي معرفي شده بود. به عبــــارت ديگر استكبار جهـــاني زمينه را براي بسر عقل آوردن اين عصيانگر و ادب كردن اين حكومت هنجار شكن  فراهم كرده بود.

در زمينه رويدادهاي داخلي نيز؛ وقايع بگونه اي سير مي كرد كه در ذهن ناظران خــــارجي بيش از هر چيز تشتت و از هم پاشيدگي و ضعف و سستي را القا مي كـــرد و طماعان آنان را به طمع مي انداخت. در صحنه سياست داخلي؛ تشتت و چند گونگي آرا در حد نهايت خود جلوه مي كرد. سقــوط دولت مــوقت؛ اختلافات و جهت گيريهاي داخلي را پايان نداد بلكه آنها را در مسير تازه اي قرار داد.در مجموع گروهي از دولت مردان و سياست مداران پيرامون اولين رياست جمهوري گرد امدند و گروهي ديگر حول روحانيت در صحنه؛بويژه دكتر بهشتي؛ دبير كل حزب جمهوري اسلامي كه سرانجام جان خود را بر سر اين راه   گذاشت؛ جمع شدند.

ساير فرقه ها و گروه هاي قابل ذكر و تمامي امكانات سياسي- رواني نيز به همين گونه دوباره جمع شده بودند و در چشم ناظران خارجي؛ و آگاهان داخلي؛همه چيز حاكي ا زيك اختلاف و تفرقه عظيم سياسي بود.

مشكلات اقتصادي حكومت جديد هم با توجه به دو عامل؛يكي تلاطم و نابساماني هاي طبيعي يك انقلاب و دوم كمبود ارز؛ مشكلات ناشي از قطع فروش نفت به عنوان مهمترين منبع درآمد كشور و   خروج سرمايه هاي كلان در زمان انقلاب از سوي وابستگان رژيم ساقط شده؛ كشور را در آستانه وضعي شبيه به ورشكستگي قرار داده بود.

مشكل گروهها؛ بخشي ديگر از نا بساماني هاي انقلاب را رقم مي زد. اين گروهها در سه زمينه به تضعيف انقلاب اشتغال داشتند؛ يكي ترور يا بدنام كردن شخصيت هاي موثر انقلاب بود. زمينه دوم ايجاد آشوب و ناامني در مناطق دور از مركز و سرزمين هاي قومي و دامن زدن به مسائلي از قبيل خود مختاري بود.زمينه سوم فعاليت گروهها در تفرقه سياسي داخلي؛ دامن زدن به نابساماني ها و سرانجام آمادگي براي يك جنگ داخلي در جهت بدست گيري قدرت بود. سازمان مجاهدين (منافقين) مهم ترين و فعال ترين اين گروه ها بود. بخش اعظم تبليغات و تحركات خياباني به نفع « بني صــ-در» رئيس جمهوري ايران از سوي اينان صورت

مي گرفت. عــراق تنها كشوري  در منطقه بود كه مي توانست به بهره برداري شيطـــاني   جواب مساعد دهد. موقعيت جغرافيائي اين سرزمين كه حائل ميان ايــران و ديگر اعــــراب است؛ جمعيت مناسب؛ ارتش قوي؛ اقتصاد نسبتا منسجم؛ عامل عربيت؛ داشتن يك رابطه  دوستانه با  روسيه شوروي؛ وجود يك فرد قدرتمند و فرصت طلب در رهبري آن و بالاخره تخاصمات تاريخي دو كشور ايران و عراق عواملي هستند كه عراق را قادر و تشويق به اين تجاوز مي نمود. كه پس از صلح مصر با اسرائيل در صدد بود تا مقام ممتاز مصر را در جهان عرب تصرف كند؛ بهترين فرصت را به زعم خود در يك جنگ عربي يافت.

صعود تدريجي ولي مطمئن ده ساله صدام حسين ازعضوي همانند اعضاي ارشد حزب بعث به رهبري تام و تمام اين كشور و كودتاي خزنده صــــدام عليه حسن البــــكر كه نه همچون صدام افراطي بود و نه جاه طلب؛ شرايط را براي شروع جنگ فراهم كرده بود.

اين جنگ نه تنها مي توانست عراق را به مقــــام شامخ رهبري اعراب نايل گرداند و بدنبال سقوط رژيم شاه؛ ژاندارم جديد منطقه گردد كه اصولا الحـــاق بخش وسيعي از خاك ايــران؛ عمدتا در منطقه نفت خيز جنوب؛

آن گونه كه از سوي رهبري اين كشور اعلام شد؛ « قادسيه» جديدي را رقم مي زد.

از سوي ديگر نفوذ انقلاب به يكي از مساعدترين كشورهاي عربي را كه اكثريت جمعيت آن را شيــــعه تشكيل مي دهد؛ مرتفع مي ساخت.

اقدامات خصمانه عراق عليه انقلاب اسلامي ايران؛ قبل از پيروزي انقــلاب آغاز شد. ايجاد محـــدوديت براي امام خميني كه به هجرت ايشان به پـــاريس انجاميد؛ سفر فرح به عــــراق در پاييز 1357 يعني پس از وقايع خونين 17 شهريور همان سال كه نوعي مبارزه طلبي انقلابيون ايران به حساب مي آمد.

پس از پيروزي انقلاب نيز تحركات عـــــراق براي لطمه زدن به روابط دو كشور و آسيب رساندن به حاكميت انقلاب ادامه يافت.اخراج پنجاه هزار نفر اتبـــاع شيعه مذهب اين كشور و راندن آنها به مناطق مرزي ايران به جرم ايـــراني الاصل بودن علامتي آشكار از انـــديشه نژادي حاكم بغداد بشمار مي رود. افزودن بر اخراج اين عده كه ظاهــــرا مي توانستند در روز مبادا هواداران انقلاب اسلامي در آن كشور بوده باشند؛ سركوبي و قلع روحانيون و علماي اسلامي از جمله به شهادت رساندن سيد محمد باقر صدر براي پيشگيري از تحول وي به «خميني عراق » بخشي ديگر از عوامل خطرناك و مخالف مشي نژادپرستانه و تجاوز كارانه حـــزب بـــعث مي باشد. پناه دادن به فراريان انقـــلاب اســــلامي؛ بخصوص امراي ارشد شاهنشاهي و در اختيار قرار دادن امكانات براي تحريكات آنها؛ از ديگر اعمـــال خصمانه عليه حاكميت انقلاب بود. تشكيل ” جبهـــه آزاديبخش عربستـــان “ و تجهيز اعضا اين جبهه براي خرابكاري از جمله بمب گذاري در مراكــ-ز تجمع مردم و منفجر ساختن لوله هاي نفت در همين ارتباط بود. تغيير نام خوزستان به عربستان؛ اهـواز به الاحواز؛ خرمشهر به محمره و .......... آشكارا ادعاهاي ارضي رژيم بغداد را به اثبات مي رسانيد.

نبايد تصور شود كه اين اقدامات پنهاني صورت مي گرفت . صــدام و ديگر مقامـــــات رژيم بعث آشكارا و به كرات اين اقدامات را تاييد كردند از جمله مي توان به اين جملات صدام به مناسبت دوازدهمين سالگرد انقلاب عراق ( 17 ژوئن 1980-27/3/59 ) اشاره داشت : ” ما به مبــــارزات خلقهاي ايـــران عليه ديدگاهاي عقب افتاده و خود كامه و عليه جهتگيري هاي منحرفي كه زير پوشش مذهب مخفي مي شوند ولي در روش هايشان به مرز كفر ورزيدن به دين اسلام و ارزشهاي والا و تمـــدن پاك و اصيل آن رسيدند؛ درود مي فرستيم. ما به خلق مبارز عربستان كه در راه آزادي و برابري عليه دار و دسته  نـــژاد پرستي كه او را از ساده ترين حقوق زندگي و ايده ها محروم ساخته است و كاروانهاي شهيدان شرا تقديم مي دارد؛ درود مي فرستيم.“

تبديل خوزستان به عربستان يكي از شرايط سه گانه صـــــدام براي پايان دادن به اعمال خصمــــانه عليه ايران عنوان شد.صدام در مصاحبه خود در تاريخ فروردين 59 اين سه  شرط را اعلام داشت:

الف- خروج بي قيد و شرط ايران از جزاير تنب كوچك و تنب بزرگ و جزاير ابوموسي

ب- بازگرداندن دنباله شط العرب به حالت قبل از سال 1975

ج- به رسميت شناختن عربي بودن خوزستان

 

 انگيزه هاي عراق براي حمله به ايران :

اگر بخواهيم به يك جمع بندي فشرده در مورد انگيزه هاي رژيم عـــــراق براي حمله به ايـران دست يازيم بايد گفت كه يك انگيزه و محـــرك قوي براي اين تجاوز همان مسئله اي كه تحت عنوان خلع ســــلاح داخلي و بين المللي است مي باشد. اهداف اين انگيزه عمدتا به باجگيري منطقه اي و تصرف قسمتي از خاك ايران و نظائر آن محدود مي گردد.

انگيزه و محرك دوم در حمله عراق به ايران؛ نقش انقلاب اسلامي و خطراتي كه از اين ناحيه متوجه حكومت عراق مي شد؛ مي باشد. اين انگيزه و خطر انقــــلاب براي حكام بعث مبارزه سرنوشت سازي را سبب گشت. كافي است به عنوان دليل به اين جمله طه ياسين رمضان مرد قدرتمند شماره 2 عراق استناد كرد.

” ما به اين نكته تاكيد مي كنيم كه جنــــــگ به پايان نخواهد رسيد مگر اينكه  رژيم حاكم بر ايران به طور كلي منهدم شود زيرا اختلافات اساسي بر سر چند صـــ-د كيلومتر مربع زمين يا نصف شط العرب كه سبب بروز جنگ شده بود نيست بنابراين جنگ ما با ايران بر خلاف آنچه بعضي از خائنين به ملت عرب ادعا مي كنند يك

جنگ مرزي نيست كه بتوان آنرا به تعويق انداخت بلكه در حقيقت سرنوشت است.“

جنگ عراق عليه ايران نتيجه يك توطئه بين المللي و اتحاد طبيعي اهداف عراق با منافع غــــرب و ارتجـــــاع منطقه و از ديدگاهي ديگر حادثه اي طبيعي در روند يك انقلاب اسلامي و جهان شمول مي باشد.

نگاهي به مواضع كشورهاي قدرتمند بخصوص روسيه شوروي در قبال عراق در طول سالهاي حكومت شـــاه مفيد فايده ا ست.

 

 مواضع دو ابرقدرت در رابطه با جنگ تحميلي:

بايد گفت جنگ تحميلي در حالي آغاز شد كه روسها ا ز يك سياست خارجي پر تحـرك و فعــــال به دور بودند.

طرف نظر از انقلاب اسلامي؛ وقايع خاورميانه در مجموع به كام آمريكا بود. نيروهاي ميـــانه رو متمايل به راست موفق شده بودند كه نيروهاي به اصطلاح چپ را تحت كنترل خود در آورند و يا حداقل آنها را از دست زدن به اعمالي كه موجوديت جناح ميانه رو و راست را بطور خطرناكي مورد تهديد قرار دهند؛ بــــاز دارند. روسها با تمامي اميدي كه به جريان كودتا و سپس اشغال افغانستان بسته بودند؛ نتوانستند موفق گردند.

سياست حقوق بشر آنها را در موضعي انفعالي قرار داده بود و بد تر از همه آنكه در داخل؛ بار ديــــگر به يك دوران سر در گمي برگشته بودند. در يك جمله؛ سياست خارجي شوروي به يك خواب و رخوت نا به هنـــگام دچار شده بود.آمريكاييان با اينكه در فاصله اي كوتاه شاهد از دست رفتن رژيم ميانه رو در كابل و سقوط نظام سلطنتي در ايــــران بودند؛ ابتكار عمل را در دست داشتند. بهتر است كه در اينجا به علائق طرفهاي ذينفع به هنگام شروع جنگ نظر اندازيم.صدام موقعيت را مناسب مي يابد كه با اتحاد طبيعي كه با آمريكا و غرب يافته است به جمهـــــوري اســـلامي حمله ور گردد. البته در اهداف غائي اين اتحاد؛ ميان متحدين اتفاق نظر وجود ندارد. آمـــريكا بيشتر مايل است كه با تنبيه ايــــــران و با روي كار آوردن يك ر ژيم دست كم ميانه رو به غائله انقــلاب پايان دهد. اما صدام مي خواست كه با اين جنگ به يكباره چند هدف را عملي سازد.تغيير مرزها بسود عراق؛ افزايش امكانات اقتصادي؛ نيل به قله رهبر بلامنازع عرب و منطقه؛ روياي شيرين صدام بود.

به اين ترتيب  عراق و امريكا در يك اتحاد طبيعي كه با تماسهاي ديپلماتيك چون سفر برژينسكي به عراق قبل از جنگ و يا اعترافات سعدون حمادي در مورد ارتباط چهارساله با آمريكا تقويت مي شد؛ مشتركا آماده اجراي صحنه اول ايجاد تراژدي براي انقلاب اسلامي ايران شدند.

روسها از دو مسئله بيمناك بودند ؛ يكي سقوط رژيم حاكم بر ايران و جايگزيني آن بوسيله يك نظام آمريكايي و دوم آنكه خود را از ميانجيگري و حفظ هر دو طرف قاصر مي يافتند. روسها قبلا موفق نشده بودند كه هر دو رژيم سومالي و اتيوپي را كه داعيه چپ را داشتند در چنته خود نگهدارد و بيم از آن داشتند كه اين تجربه ناموفق تاريخي بار ديگر تكرار گردد. روسيه در وضعيت بسيار پيچيده و بغرنجي قرار گرفته ؛‌ از يكسو چندان به جايگاه خود در ايران كه به بهاي از دست رفتن عراق ارزش داشته باشد ؛ اعتقاد نداشتند و از سوي ديگر طرف حمايت جدي از عراق به مفهوم ناديده انگاشتن اميدواري براي جذب ايران بود. ناگزير لااقل در اوايل ؛ سياست بي طرفي ( يا بهتر است بگوييم كجدار و مريز ) و در انتظار آينده بودن را بهترين سنگر براي خود يافت.

با گذشت ايام روسها اميدهاي خود را نقش بر آب ديدند.سياستهاي اخذ شده از سوي جمهوري اسلامي در داخل و خارج ؛ روسها را مطمئن ساخت كه نه تنها قادر به پر كردن خلاء آمريكا در ايران نيستند كه حتي در ايجاد يك رابطه دوستانه با مشكلاتي روبرو هستند. درست است كه ايران از صورت پايگاهي براي آمريكا خارج شده است و اين خروج مزاياي بسياري براي روسها در پي داشت ولي روسها با مرور زمان متوجه شدن كه خطر به گونه اي ديگر همچنان پا بر خاست . كشور همچنان ضد كمونيستي و ضد روسي باقي ماند بدون آنكه به يك جناح غرب وابستگي داشته باشد.

آمريكا ايران را از دست داد ولي روسيه چيزي بدست نياورد . نتيجه آنكه روسيه كه از اين طرف ” رانده “ شده بود هم خود را مصروف بر آن ساخت كه از طرف ديگر ” مانده “ نگردد.

 

 از اهواز تا بصره :

عمليات گسترده و همه جانبه عراق پس از تحركات ايذائي بسيار كه بر اساس اسناد منتشر شده از سوي وزارتخانه به 637 مورد مي رسد در 31 شهريور 59 آغاز گرديد.

در همان ساعات و روزهاي اوليه حمله ؛ عراق به اكثر اهداف نظامي خود دست يافت . به گفته صدام ؛ عراق در جبهه هاي بطول 550 كيلومتر توانست به عمق 20 تا 110 كيلومتر به داخل ايران نفوذ كند و وسعتي معادل فلسطين اشغال شده را به تصرف خود در آورد. در اين عمليات كه به سبك عمليات غافلگيرانه اسرائيلي ها در جنگ ژوئن 67 ( شش روزه ) با بمباران تاسيسات نظامي و فرودگاههاي كشور صورت گرفت 10 شهر و صدها روستا به اشغال قواي بعثي در آمد و رژيم بغداد تا پشت دروازههاي اهواز به پيش راند.حمله عراق به ايران را نمي توان به تمامي يك غافلگيري دانست ؛ چرا كه تجاوزات مكرر اين رژيم  به نقاط مرزي و حمله مقدماتي تشبثات عراق براي فراهم كردن زمينه حمله به ايران علائمي از بروز نزديك حمله مذكور بود. همانگونه كه در قبل ديديم؛ در ايران در روزهاي حمله تمامي نگاه ها و حساسيتها به داخل متوجه بود و تشتت داخلي به همراه بي تجربگي از ترفندهاي استكبار جهاني؛ سبب شد؛ شكستي سنگينره آورد روزهاي اوليه جنگ قرار گيرد.

 

بحث بر سر چگونگي مقابله و ميزان نقشي كه مردم مي توانند در كنار ارتش به سبك كلاسيك داشته باشند؛ انعكاس از اختلافات داخلي بود كه تا حد بسيار زيادي مانع يك مقابله جدي با عراق گرديد. رئيس جمهور وقت كه نقش فرماندهي و يا نيابت فرماندهي كل قوا را هم داشت با تكيه بر ارتش و با ناديده انگاشتن غرر آلود نيروهاي مردمي متشكل در سپاه و بسيج كه بزعم وي آلت دست مخالفان او بودند؛‌ مدعي بود بايد دفاع به طريق اشكانيان؛ يعني اجازه دادن به دشمن براي ورود و سپس تاختن همه جانبه نيروهاي سواره نظام بر قواي خصم را تدارك ديد.

حملات متقابل كلاسيك ايران در چند ماهه اول جنگ تنها بيهودگي اين قبيل عمليات تدافعي را مشخص ساخت.

اولين تجربه همكاري نيروهاي مردمي با ارتش توانست سوسنگرد را از تصرف دشمن محفوظ دارد و ارتش عراق را از پاي ديوارهاي شهر به عقب راند؛ پس از سقوط بني صدر و حوادث و توطئه هاي بعد از آن فضاي كشور و از جمله جبهه ها حالتي دو گانه و كاملا ناقض يافت. ا زيك سو وعده هاي سقوط نظام و از ديگر سو يك تهييج و بسيج  بي سابقه عمومي براي نجات و وارد ساختن ضربه متقابل به جبهه متحد دشمنان انقلاب قابل مشاهده بود.

تنها يك ماه پس از انفجار دفتر نخست وزيري؛ پيروزي بزرگ شكستن محاصره آبادا ن با تركيبي از سپاه  و ارتش بدست آمد. از مهر ماه 60 تا خرداد 61 كه خرمشهر مهمترين شهر متصرفي عراق؛ آزاد شد؛ جهان تجربه هاي جديد از توان يك انقلاب بي نظير منشاء گرفته از ايمان و اعتقاد مردم را ثبت كرد. در چهار عمليات مهم؛ ارتش اسلام موفق شد كه اكثر خاك خود را از چنگال دشمن آزاد سازد.و قريب پنجاه هزار تن از قواي بغداد را هم به اسارت خود درآورد.در خرداد 61 يعني پس از گذشت 21 ماه از جنگ اين جمهوري  اسلامي بود كه خود را آماده حمله به داخل خاك عراق براي تحقق شروط خود مبني بر پايان دادن به جنگ مي ساخت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت 20:41  توسط مهدی 
آفتاب تابناک

          تقدیم به همه عاشقان ولایت

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 19:55  توسط مهدی 
*حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلا‌ب اسلا‌می روز دوشنبه در دیدار دست اندرکاران ستاد اقامه نماز, نماز را ستون اصلی تدین فردی و دینداری عمومی ملتها و عامل حیاتی تشکیل یک جامعه دینی برشمردند و با استناد به آیات قرآنی و احادیث معصومین "ع" خاطرنشان کردند: نماز, قوام و مایه استمرار توجه به پروردگار است و هر قدر برای ترویج و ارتقای کیفی اقامه آن تلا‌ش شود , کافی نیست .

مقام معظم رهبری ,انگیزه درونی و استمرار جهت‌گیری صحیح را دو عامل اصلی تلا‌ش برای اقامه جامعه توحیدی و احقاق حق و عدالت دانستند و تاکید کردند : این دو عامل مهم یعنی برای خدا حرکت کردن و همواره رضایت پروردگار را هدف قرار دادن‌, در نماز خلا‌صه شده است.

رهبر انقلا‌ب ترویج نماز , تبیین اهمیت این واجب الهی برای آحاد مردم و ترویج "فرهنگ توجه و حضور قلب در نماز" را وظایف اصلی ستاد اقامه نماز خواندند و با اشاره به لزوم همکاری دستگاههای مختلف با این ستاد خاطر نشان کردند : تحقق این اهداف , پایه های یک حرکت عظیم جهانی را که نظام اسلا‌می ستون مستحکم آن است تقویت می‌کند.

ایشان با تشکر صمیمانه از حجت الا‌سلا‌م و المسلمین قرائتی رئیس ستاد اقامه نماز, علمای محترم و همه دستگاههایی که در امر اقامه نماز همکاری‌می کنند , استمرار تلا‌شهای این ستاد را ضروری خواندند و افزودند: در ترویج فرهنگ نماز باید از همه ابزارهای مفید تبلیغاتی استفاده کرد.

رهبر معظم انقلا‌ب در بخشی دیگر از سخنانشان با ابراز تاسف عمیق از سخنان پاپ درباره اسلا‌م‌, به عکس العمل به حق جهان اسلا‌م در قبال این سخنان‌اشاره کردند و افزودند: جنبه اول این سخنان تهمتهایی است که به اسلا‌م زده شده و جنبه دوم و مهمتر آن‌, کمک اینگونه سخنان به سیاستهای سلطه گران جهانی برای ایجاد بحران مذهبی میان مسلمانان و مسیحیان است.

ایشان تصریح کردند: اتهام بی‌توجهی اسلا‌م به عقلا‌نیت‌, مانند انکار کردن نور خورشید است چرا که در هیچ کتاب آسمانی به اندازه قرآن‌, بر تعقل وتدبر تاکید نشده است و تمدن درخشان علمی امت اسلا‌م نیز بر پایه توجه به توصیه های اسلا‌م در باب اهمیت تعقل و علم وتدبر شکل گرفت.

ایشان با اشاره به بخش دیگری از سخنان پاپ درباره جهاد در اسلا‌م افزودند: این کمال بی‌انصافی است که کسی مسئله جهاد در اسلا‌م را نفهمد وآن را بد معرفی کند.

حضرت آیت الله خامنه‌ای خاطرنشان کردند: جهاد اسلا‌می برای تحمیل عقیده بر دیگران نیست بلکه مبارزه آزادیبخش ملتها با قدرتهایی است که انسانها را به بردگی می‌کشانند.

ایشان با اشاره به آیات قرآن وسخنان ائمه "ع" درباره ضرورت برخورد تکریم آمیز مسلمانان با کسانی که عقاید دیگری دارند افزودند: از لحاظ اسلا‌م‌, انسانها به علت انسان بودن , شایسته برخورد صحیح و تکریم آمیز هستند و چگونه است که با وجود این آیات صریح و متعدد , اسلا‌م به برخورد خشونت آمیز متهم می‌شود.

رهبر انقلا‌ب اسلا‌می افزودند: جنبه مهمتر سخنان بسیار تاسف انگیز پاپ‌, سیاستهای استکباری پشت پرده اینگونه اظهارات یعنی کمک به بحران آفرینی مذهبی , قرار دادن پیروان مذاهب مختلف در مقابل یکدیگر و جلوگیری از همکاری ملتها و پیروان مذاهب الهی است.

ایشان با اشاره به تلا‌ش آمریکا برای ایجاد بدبینی و کینه ورزی میان‌مسلمانان و مسیحیان , زشت جلوه دادن چهره اقلیتهای مسلمان در غرب و ایجاد بهانه حمایت از تروریسم برای سرکوب جوامع اسلا‌می خاطرنشان کردند : زورگویان جهانی‌, ادامه حیات خود را در گرو بحران آفرینی مذهبی در جامعه بین‌المللی می دانند و پاپ با سخنان خود, عملا به این سیاستها کمک کرده است.

حضرت آیت الله خامنه ای افزودند : البته گمان می‌رود پاپ در این زمینه فریب خورده و توجه نکرده است که پشت سر این گونه سخنان چه مقاصد و اهدافی دنبال می‌شود.

ایشان با اشاره به یکی از دیدارهای خود با یکی از مقامات اروپایی درچند سال پیش‌, افزودند: این شخص در آن دیدار به جنگ میان مسیحیان و مسلمانان اشاره کرد که بنده بسیار تعجب کردم اما وقتی که ماجرای برجهای نیویورک روی داد و رئیس جمهور آمریکا از جنگ صلیبی سخن گفت و سپس این پروژه آمریکایی‌, صهیونیستی با حمله به عراق شروع شد, معنای حرف آن مقام اروپایی که در حمله به عراق نیز دخالت مستقیم داشت , کاملا روشن شد و مشخص گردید که سران استکبار از قبل حلقه‌های این توطئه آمریکایی , صهیونیستی را مشخص کرده بودند.

ایشان ماجرای کاریکاتورهای اهانت آمیز و سخنان توهین آمیز برخی سیاسیون و مطبوعات آمریکایی و اروپایی درباره اسلا‌م را حلقه های مختلف توطئه راه اندازی جنگ صلیبی برشمردند و افزودند: سخنان پاپ تازه ترین حلقه این ماجراست.

رهبر انقلا‌ب افزودند : ما از بوش توقعی نداریم چرا که برای قدرتها و کمپانیهای غارتگر جهانی کار می‌کند اما این سخنان از یک مقام ارشد روحانی مسیحی بسیار مایه تاسف و تعجب است.

ولی امر مسلمین‌, مسلمانان جهان را به توجه به سیاستهای پشت پرده سخنان پاپ فراخواندند و افزودند: در این قضیه هم شیطان بزرگ مشغول نقش آفرینی است و همه توجه کنند که جهت حمله و اعتراض باید متوجه کسانی باشد که ازاین سخنان غیر منصفانه پاپ نفع می‌برند و با استفاده از آن سیاستهای مستکبرانه خود را دنبال می‌کنند.

در آغاز این دیدار حجت الا‌سلا‌م و المسلمین قرائتی رئیس ستاد اقامه نماز با اشاره به برگزاری اجلا‌س سراسری نماز گزارشی از عملکرد این ستاد بیان کرد .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 17:47  توسط مهدی  | 
*رييس جمهور محبوب كشورمان مهندسان و متخصصان ايراني مقيم ونزوئلا را به تلا‌ش بيشتر براي پايان دادن به تعهدات خود در اين كشور فرا خواند .

آقاي دکتر احمدي نژاد در مراسمي با حضور رييس جمهور ونزوئلا‌, مهندسان و متخصصان ايراني درشهرها و در بخش هاي مختلف صنعتي ونزوئلا را نمايندگان و سفراي ايران در اين كشور دانست‌, و خواستار افزايش اراده و عزم آنها براي تسريع در اجراي طرح‌هاي اجرايي و توسعه اي ايران در ونزوئلا شد.

در اين مراسم رييس جمهور ونزوئلا نيز با تجليل از انقلا‌ب اسلا‌مي و نقش آن در پيشرفت‌هاي اخير ايران گفت: مردم ايران از نظر سياسي‌, فكري‌, فرهنگي‌, اقتصادي‌, نظامي تكنولوژي و مالي آزاد و جلوتر از ونزوئلا هستند.

وي با تبريك دستاوردهاي درخشان كشورمان به ملت و مسئولا‌ن ايران اسلا‌مي گفت: ما خواستار استفاده از تجربيات ايران در همه زمينه‌ها هستيم.

چاوز همچنين با اعطاي نشان عالي و ويژه ونزوئلا به رييس جمهور ايران‌, از ايستادگي وي در برابر امپرياليسم و استعمار جهاني تقدير كرد.

آقاي دکتر احمدي نژاد نيز با تقدير از رييس جمهور ونزوئلا‌, اين مدال را نماد دوستي و برادري دولت و ملت ايران و ونزوئلا ناميد .


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 17:45  توسط مهدی 
بر اساس تازه ترين نظر سنجي بعمل آمده از يهوديان ساکن سرزمينهاي اشغالي، بيشتر آنها از سيستم امنيتي و اقتصادي جامعه اسرائيل که در نتيجه جنگ با حزب الله لبنان دچار تزلزل شده است ناراضي هستند.
 
بنقل از روزنامه اسرائيلي "يديعوت آحارنوت" گزارش داد که بر اساس تازه ترين نظرسنجي که توسط سازمان "لاتت" صورت گرفته، بيش از 40(‌چهل ) درصد از اسرائيلي ها نگران افزايش سطح خط فقر در ساختار داخلي اين ر‍ژيم هستند.
بر اساس اين نظر سنجي، بيش از 30(سي) درصد از يهوديان ساکن مناطق اشغالي 1948 نيز از سيستم امنيتي و مديريتي سران اين رژيم ناراضي هستند.
پس از شکست سنگين رژيم صهيونيستي در جنگ با لبنان،ترس اسرائيلي ها از شليک موشکهاي قسام فلسطيني و همچنين عمليات شهادت طلبانه توسط گروههاي مقاومت فلسطيني افزايش يافته است خواهان تغيير سيستم امنيتي و مديريتي در ارتش اين رژيم شده اند.
از سويي ديگر خسارتهاي اسرائيل در جنگ با لبنان و بحران اقتصادي اين ر‍ژيم که در نتيجه افزايش مقاومت در فلسطين ايجاد شده به افزايش نگراني جامعه اسرائيل از افزايش فقر در اين رژيم انجاميده است .
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 17:35  توسط مهدی 
هرچند بسياري از نهادهاي بين المللي خواستار حضور نيروهاي سازمان ملل (يونيفل) در سرزمينهاي اشغالي فلسطين هستند ، اما ملت فلسطين با توجه به سابقه اين نيروها بويژه وابستگي آنها به غرب و جنايات و رسوايي هايي که در ساير مناطق داشته اند، با اين حضور مخالفند.


در حالي که جنايات رژيم صهيونيستي در سرزمينهاي اشغالي تشديد شده و هر روز ده ها فلسطيني به شهادت مي رسند، منابع خبري از ارائه برخي طرح ها براي حضور نيروهاي سازمان ملل (يونيفل) در فلسطين خبر مي دهند. با توجه به اينکه اين نيروها بعنوان برقراري صلح و ثبات و جلوگيري از کشتار در مناطق مختلف جهان مستقر مي گردند، حضورشان در فلسطين مي تواند در ظاهر تبعات مثبتي در پي داشته باشد. جلوگيري از حملات نظامي صهيونيست ها به مناطق فلسطيني نشين، تلاش براي برقراري ثبات و صلح دائم در منطقه، آغاز روند بازسازي ويراني هاي غزه و تشکيل هر چه سريع تر دولت ملي، ارسال کمک هاي جهاني براي مردم فلسطين و... مي تواند از پيامدهاي مثبت اين حضور باشد.
در اين ميان، نکته قابل توجه مخالفت ملت فلسطين با حضور اين نيروها در سرزمينهاي اشغالي است. براساس نظرسنجي هاي متعدد بيش از نيمي از مردم فلسطين با اين طرح مخالف و آن را مغاير با اهداف خود مي دانند. با توجه به سابقه نيروهاي يونيفل در عرصه بين المللي، دلايل اين مخالفت عبارتند از:
1ـ پيش از اينکه طرح يونيفل مطرح شود، نيروهاي ويژه اروپا براساس طرح کميته چهارجانبه در سرزمينهاي اشغالي بويژه مرز رفح مستقر گرديده اند. از زمان استمرار اين نيروها، نه تنها در اين منطقه ثباتي به نفع فلسطينيان برقرار نگرديده، بلکه اين نيروها به ابزاري براي تحقق اهداف رژيم صهيونيستي به ويژه بازداشت مبارزان فلسطيني و خلع سلاح آنها مبدل گرديده در حالي که بسياري از جنايات صهيونيست ها از همين مناطق و در ساير نيروهاي اروپايي صورت مي گيرد. در حال حاضر اين ابهام وجود دارد که نيروهاي يونيفل نيز به سرنوشت نيروهاي اروپايي دچار شوند که به نفع صهيونيست ها فعاليت مي کنند.
2)هر چند که يونيفل براي برقراي ثبات در عرصه بين الملل تشکيل شده اند، اما خود به عامل بحران و جنايت در اين مناطق مبدل گرديده اند. امروزه گزارش هاي متعددي از جنايات و رسوايي هاي نيروهاي سازمان ملل در مناطق مختلف نفوذشان منتشر گرديده که قاچاق زنان و کودکان، فساد اخلاقي و مالي، تجارت اسلحه، ضد و بندهاي ساسي و نظامي براي کسب درآمد اقتصادي و... بخش هايي از اين رسوايي ها مي باشند. اين سابقه ها سبب شده تا بسياري از کشورها مخالف دخالت نيروهاي سازمان ملل در امور داخلي شان باشند که نمونه آن را در کشورهاي آفريقايي و مناطق فلسطين مشاهده مي کنيم.
3ـ آنچه در عملکرد نهادهاي بين المللي مشهود است، وابستگي آنها به قدرت هاي بزرگ مي باشد.
تحولات جهاني از عدم استقلال اين سازمانها و وابستگي شديد آنان به قدرتهاي جهان خبر مي دهند که در چارچوب منافع اين کشور ها حرکت مي کنند. در اين چارچوب نيروهاي يونيفل براساس خواست قدرتها فعاليت مي کنند که نمونه آن را در افغانستان ، عراق ، آفريقا مي توانن مشاهده کرد. اکنون اين ابهام وجود دارد که حضور نيروهاي سازمان ملل در غزه بر اساس خواست غرب و امريکا در چارچوب حمايت از صهيونيست ها عمل نمايد.
4) ملت فلسين در طول چند دهه گذشته تلاش داشته تا با حمايت و تقويت گروههاي جهادي به اهداف خود در اراضي اشغالي دست يابد ، و در نهايت پايان انتفاضه مي باشد . اکنون ملت فلسطين که بسياري از اهداف خود را در سايه مقاومت محقق ساخته ، خواهان استمرار ارتقاي مقاومت و حفظ انتفاضه مي باشد ، لذا با مخالفت با طرح حضور نيروهاي سازمان ملل براي حفظ اين اهداف تلاش مي کند.
بر اين اساس مي توان گفت که هر چند حضور نيروهاي سازمان ملل بر اسا اساسنامه سازمان ملل مي تواند پيامدهاي مثبتي براي ملت فلسطين و ثبات خاورميانه در پي داشته اما در بلند مدت نتايج معکوس به همراه خواهد داشت . چراکه چنانکه ذکر شد مهمترين چالش اين نيروهاي وابستگي آنها به قدرتهاي بزرگ مي باشد که آنها را در چارچوب منافع آنها سوق مي دهد ، منافعي که امروز در قالب حمايت از رژيم صهيونيستي تعريف شده است.
بر اين اساس ملت فلسطين که با حمايت از مقاومت و استمرار انتفاضه ، اهداف بسياري را براي وابستگي به دنياي خارج محقق ساخته اکنون نيز تلاش دارد تا با ادامه اين راه به اهداف خود دست يابد در حالي که اين تجربه را درکار نامه خود دارد که صرفا ملت فلسطين مي توانند براي احقاق حقوقشان فعاليت نمايند و نه بازيگران خارجي بويژه سازمان مللي که کاملا وابسته به اهداف غرب مي باشد. لذا فلسطيني ها در مقطع کنوني ضمن مخالفت با حضور نيروهاي سازمان ملل يونيفل در غزه و با اتکا به استمرار انتفاضه براي اجراي اهدافشان تلاش مي کنند تا در نهايت تحقق بخش آرمان تشکيل کشو مستقل فلسطيني به پايتختي قدس شزيف باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 17:33  توسط مهدی 

 

سازمان تبلیغات اسلامی با صدور بیانیه ای ضمن محکوم کردن اظهارات اخیر پاپ، از تمامی اندیشمندان و امت واحده اسلامی خواست با هوشیاری و حضوری مداوم و آگاهانه در صحنه، مانع پیشرفت و اثرگذاری اینگونه تهاجمات شوند .

سازمان تبلیغات اسلامی در بیانیه ای اعلام کرد : " در حالی که جریان بیداری و اتحاد امت اسلامی، در پی تهاجمات نظامی آمریکا به کشورهای مسلمان و توطئه های رژیم غاصب اسرائیل به خصوص پس از پیروزی غرور آفرین حزب اله لبنان بیش از پیش رو به تعمیم و گسترش است، معلوم نیست چه انگیزه هایی رهبر کاتولیکهای جهان را واداشته تا با جریحه دار کردن احساسات مسلمانان جهان زمینه تقابلهایی را فراهم نماید که می تواند ناکامیهای سیاسی سیاستمداران غربی را در پس پرده برخوردهای خود ساخته فرهنگها و تمدنهای دینی پنهان سازد " .

در بخش دیگری از این بیانیه آمده است : " اظهارات جرج بوش رئیس جمهور آمریکا که تهاجم تجاوزگرانه خود به کشورهای اسلامی را "جنگ صلیبی" توصیف می کند و اهانتهای اخیر به پیامبر بزرگوار اسلام(ص) به عنوان بزرگترین ملجأ و مأوای معنوی و دینی تمامی مسلمانان جهان که چندی پیش از روزنامه دانمارکی آغاز شده و به روزنامه های سوئدی و نروژی تسری یافت و اکنون در کمال حیرت از زبان عالی ترین مقام روحانی جهان مسیحیت شنیده می شود نشان از جریانی خزنده و هدفمند دارد " .

این بیانیه می افزاید : " اتهام بی منطقی و خشونتی که پاپ به اسلام منصوب می کند از سطح دانش پایین وی و یا غرض ورزی او حکایت دارد . بعید است که پاپ نداند هنگامی که مسیحیت از نخستین سده های تولد این آیین در دام جاه طلبیهای قدرتمندان و تلقی خشن و غیر منطقی درباره انسان و نسبت او با جهان هستی افتاد و به همان میزان نیز از مدار بحث و پویایی علمی به دور افتاد، در جهان اسلام پایه های تمدنی پی ریزی شد که علیرغم اینکه 600 سال نوپاتر از دین مسیح بود، بسیار پویاتر و عالمانه تر ظاهر و در پرتو خورشید اسلام بود که عقل و منطق و فضیلت و دانش، بزرگترین مشخصه مسلمانان و جهان اسلام گردید " .

در بخش دیگری از بیانیه سازمان تبلیغات اسلامی آمده است :  " پاپ در حالی اتهام تکراری غربیان را مبنی بر گسترش اسلام به وسیله زور و خشونت تکرار می کند که جنایات اسلاف خود را در انداختن جنگهای صلیبی آنهم فقط با انگیزه های خشک و بی منطق مذهبی به خوبی به یاد دارد، به طور حتم پاپ دادگاههای تفتیش عقاید و محکمه های دانشمند ستیز قرون وسطی را فراموش نکرده است . حال اگر سده هایی است که امواج مدرنیسم، این قدرت را به جبر از دستگاه پاپی سلب کرده است، جناب پاپ نباید این مسئله را به حساب لطافت و منطقی بودن دستگاه واتیکان بگذارد ".

این بیانیه می افزاید : " نیچه فیلسوف منتقد مسیحیت تعریض ظریفی به این مسلوب الاختیار شدن دستگاه پاپ دارد و می گوید مسیحیان امروز نسبت به انسان مهربانتر شده اند چون نمی توانند او را بسوزانند " .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 17:22  توسط مهدی 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 20:4  توسط مهدی  | 
*روزنامه اردني (الغد) نقشه ي از جهان را منتشر کرده است که در آن نامي از فلسطين برده نشده و تنها نام پايتخت اين کشور اشغال شده يعني " قدس " درج شده است.

اين نقشه مشخص نکرده است که مقصود از قدس به عنوان پايتخت قلسطين است يا اسرائيل .
اين نقشه در شماره روز پنجشنبه گذشته 7/9/2006 اين روزنامه به چاپ رسيده است .
در اين نقشه تمامي کشورها وسرزمينهاي شناخته شده وناشناخته جهان ذکر شده !!! اما تهيه کنندگان آن از ذکر نام فلسطين خودداري کرده اند.
قابل توجه اينکه زير اين نقشه چنين نوشته شده است : ضعف فرهنگ جغرافيائي در جهان عرب به علت بي توجهي به درس جغرافيا است. روزنامه اردني اين نقشه را با همکاري بانک غربي HSBC تهيه کرده که داراي 76 شعبه در سراسر جهان از جمله يک شعبه در رژيم صهيونيستي است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 20:1  توسط مهدی 
*اسراييلي ها پديده شکست ارتش شان در جنگ لبنان را چگونه دريافته اند؟ با واقعه شکست ارتش اين رژيم در محافل نخبگان صهيونيستي اعم از دولت، احزاب، رسانه هاي گروهي و در کنار آنها افکار عمومي چگونه برخورد شد؟

فاصله بين آغاز جنگ لبنان و پايان آن بسيار طولاني و پر سنگلاخ بود. جنگ ابتدا با اجماع تمامي گروهها و احزاب صهيونيستي (اعم از تندروهاي جنگ طلب دست راستي که معتقد به پيروزي کامل و قاطع بر حزب الله بودند تا گروههاي چپگرا که خواستار گسترش دامنه اين جنگ تا سوريه شدند) و همچنين افکار عمومي جامعه اسراييلي(که عموما گرد ارتش و حکومتشان حلقه زده بودند) بر ضرورت ورود به آن آغاز شد.
تمامي طيفهاي فوق الذکر بر تحمل رنجها و مشکلات اين جنگ براي تحقق پيروزي اسراييل تاکيد مي کردند.
مواضع تمامي گروهها و اقشار صهيونيستي بر روي يک نکته اساسي يعني تاييد جنگ متمرکز بود به اعتبار اينکه جنگ تحميلي عليه لبنان اولين جنگي بود که رژيم اسراييل در واکنش به يک اقدام نظامي از سوي طرف عربي (اسارت دو نظامي صهيونيستي به دست رزمندگان حزب الله) انجام مي داد برخلاف جنگهاي گذشته که معمولا براي توسعه اراضي به خاک يک کشور عربي صورت مي گرفت.
اما اين جنگ صهيونيستي به سرعت از تحقق اهدافش دور ماند و با تغيير استراتژي از رويارويي نظامي به شکل کشتار گروهي و جنايت جنگي عليه شهروندان لبناني و تخريب اماکن عمومي نمود يافت.
دهها جنايت توسط صهيونيستها عليه مردم لبنان در طول مرزهاي اين کشور از جنوب گرفته تا شمال به وقوع پيوست .
جنايت قانا اين بار تنها نام يک روستاي لبناني نبود که در پرونده صهيونيستها تکرار شود بلکه نامهايي چون مروحين، عيتا الشعب، القاع، كفر شوبا، مارون الراس، بنت جبيل ... و غيره كه پيش از جنگ نامهاي معروفي نبودند در رديف جناياتي همچون قانا قرار گرفتند که در پرونده جنايات اسراييل به ثبت رسيد.
در امتداد روزهاي تجاوز اسراييل به لبنان و همچنين در موازات کشتار و خونريزي مردم لبنان و فلسطين اما چشمان نظاميان، سياستمداران و شهرک نشينان صهيونيستي با نوعي ترس و حشت و اعجاب به سمت ارتشي بود که وعده پيروزي به آنها داده بود بدون آنکه وجدان انساني و عواطف آنها نسبت به جنايات روزمره ارتش صهيونيستي عليه کودکان و زنان لبناني که در زير آوار مانده بودند اندکي به درد آيد و يا حد اقل احساسي نسبت به آن داشته باشند.
رسانه هاي گروهي اسراييل با همه نوع گرايش نيزنه تنها به جنايات ارتش اين رژيم که توسط سازمانها و نهادهاي بين المللي محکوم شد توجهي نداشتند که عامدانه بر طبل جنگ کوبيدند و خواستار قتل و کشتار بيشتر شهروندان لبناني به دليل حمايت از مقاومت و تاييد آن شدند.
به رغم همه اين شرايط اما ارتش صهيونيستي در نهايت با شکست خرد کننده اي مواجه شد.
در مقام مقايسه اين جنگ نيز از جهاتي شبيه جنگهاي گذشته اسراييل بود. صهيونيستها هيچگاه در جنگهاي خود مرزي ميان " جنگ" و "جنايت" قايل نبوده اند. بلکه اصولا وجود و بقاي رژيمشان را در استمرار جناياتي مي بينند که در اين زمان کم اشغال فلسطين مرتکب آن شده اند.
گفته هاي مناخيم بگين نخست وزير اسبق رژيم صهيونيستي در کتاب "تمرد" مصداقي بر اين گفته است. آنجا که گفت: اگر نبود دير ياسين دولت اسراييل قوام نمي يافت" و دير ياسين روستايي فلسطيني است که گروههاي تروريستي موسوم به " ليحي و شتيرن" به رهبري بيگن يکي از بزرگترين جنايات تاريخ صهيونيستها را با قتل عام مردم اين روستا و تغيير ماهيت آن صورت دادند.
صهيونيستها جنايات متفاوتي را در جنگ اخير لبنان صورت دادند اما در نهايت با شکست در اين جنگ از خاک اين کشور خارج شدند. شکستي که اينک ياس و نااميدي را در بين جامعه صهيونيستي به ارمغان آورده است.
اصولا تاريخ هيچگاه به ياد ندارد که جنايت به عمر طولاني رژيمي بينجامد و يا سرنوشت محتوم رژيم نژادپرستي را با تاخير روبرو نمايد.
بر اين اساس صهيونيستها حتي با ناديده گرفتن فاصله بين جنگ و جنايت نيز نمي توانند از سرنوشت محتوم خود فرار کنند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 19:58  توسط مهدی 
يک سال از عقب نشيني (فرار) رژيم صهيونيستي از نوار غزه مي گذرد . در حالي که در اين مدت دولت و ملت فلسطين در راه توسعه گام برداشته ، رژيم صهيونيستي مسير زوال و نابودي را طي کرده است .


رژيم صهيونيستي بر اساس طرح آريل شارون (نخست وزير سابق) در راستاي ايجاد ديوار امنيتي و بهبود مناسبات با فلسطينيان و نظام بين الملل در 20/6/84 به طور يک جانبه طرح خروج از غزه را اجرا نمود . در آْن زمان پس از 38 سال اشغالگري نيروهاي رژيم صهيونيستي 8 هزار صهيونيست شهرک نشين از غزه عقب نشيني کردند . اکنون يک سال از اين اقدام که به صراحت مي توان آن را پيروزي بزرگ مقاومت در پايان دادن به اشغالگري دانست، مي گذرد . طي اين مدت تحولات بسياري در اراضي اشغالي فلسطين به وقوع پيوست که سرنوشت منطقه را تاحدودي زيادي با درگرگوني مواجه ساخت است .
الف) فلسطينيان: پس از پيروزي مقاومت در عقب راندن رژيم صهيونيستي از غزه و برخي مناطق کرانه باختري ، تحولات فلسطين بر اساس استمرار مقاومت و تقويت جايگاه آن استوار گرديد. عملکرد مثبت (حماس و گروههاي جهادي) سبب شد تا در بعد سياسي موفقيتهاي بسياري براي آنها کسب گردد. هر چند که رژيم صهيونيستي از کليه ابزارها (ترور ، ربودن رهبران تهديد به آغاز دوباره اشغالگري، بهره گيري از اعمال فشارهاي خارجي) براي جلوگيري از حضور مقاومت در صحنه سياسي بهره برداري نمود، اما اولاً گروه هاي جهادي در چهار دوره انتخابات شهرداري ها توانستند راي اکثريت مناطق را کسب نمايند تا اولين گام براي دگرگوني در معادلات سياسي را با موفقيت بردارند، ثانياً در انتخابات پارلماني توانستند اکثريب کرسي هاي پارلمان (از 126 کرسي) را کسب و مأمور تشکيل دولت گردند تا شکستي سنگين براي طرح هاي رژيم صهيونيستي را به ارمغان آورند. در همين حال اين نکته قابل ذکر است که طي يک سال گذشته تقويت روحيه ملت فلسطين براي استمرار انتفاضه و مبارزه براي احقاق حقوقشان از جمله نکات اصلي در تحولات فلسطين است. هر چند که در ماه هاي اخير دولت جديد صهيونيستي غزه را به بازداشتگاهي بزرگ مبدل و از تمام امکانات نظامي خود براي تحت فشار قرار دادن فلسطينيان بهره برداري مي کند، اما ملت فلسطين بيش از پيش در کنار دولت منتخب خود به حمايت از مقاومت پرداخته اند. توافقات بين تشکيلات خودگردان و حماس براي تشکيل دولت اتحاد ملي يکي ديگر از رويدادهاي مهم در يک سال گذشته است. اين اتحاد که به منزله تقويت مقاومت است، راهکار گروه هاي فلسطيني براي مقابله باتوطئه هاي رژيم صهيونيستي و وادار ساختن آن به عقب نشيني از ساير اراضي اشغالي (1967) است که رعب و وحشت در ميان صهيونيست ها ايجاد کرده، چنانکه آنها از راه هاي گوناگون براي عدم تحقق آن فعاليت مي کنند.
ب) رژيم صهيونيستي : بر اساس طرح شارون طرح عقب نشيني يک جانبه از غزه از جمله ايالت هايي بود که مي توانست از حملات مقاومت عليه رژيم صهيونيستي ونيز تشديد بحران ايالتي اقتصادي و اجتماعي درميان صهيونيست ها جلوگيري نمايد.شارون در حالي طرح به اصطلاح بشر دوستانه را به اجرا درآورد که اولا در عرصه داخلي رژيم صهيونيستي با چالشهاي بسياري مواجه بود که بر اساس گزارش هاي منتشره فروپاشي داخلي آن را مي توانست در پي داشته باشد. ثانيا تقويت روحيه گروههاي جهادي براي استمرار انتفاضه (بويژه حملات موشکي و عمليات هاي شهادت طلباني ، رژيم صهيونيستي را در برابر ملت فلسطين ناتوان ساخته بود .شارون براي حل اين بحران ها در قالب طرح مزيت کارانه فرار از غزه را در لواي طرح عقب نشيني يک جانبه از آن ، به اجرا درآورد .هرچند که وي براي اجراي اين مهم تلاش هاي بسياري مبذول داشت اما در نهايت تقويت پايگاه مقاومت در غزه و دگرگوني در رژيم صهيونيستي پيامد هاي ديگري بر خلاف انتظار همه صهيونيست ها) در پي داشت .
از اولويت هاي طرح خروج از غزه (فرار) تلاش براي تشکيل دولت واحد متحد بود که درانتخابات مارس 2006 برگزار مي گرديد .با مرگ سياسي شارون و برگزاري انتخابات نه تنها اين طرح اجرا نشده بلکه دولت متزلزل با ائتلاف نا همگون شکل گرفت که حتي طرح عقب نشيني از غزه (فرار) به يکي از چالشهاي ... مبدل گرديد. اکنون بر خلاف تصور صهيونيست ها که از طرح دولت يکپارچه شان مي گفتند، بحران شديد در هيات حاکمه اين رژيم مستولي گرديده در حالي که بحرانهاي اجتماعي نيز به اين امر دامن مي زند.

2) ايهود اولمرت نيز که با شعار تشکيل کشور متحد و يکپارچه صهيونيستي قدرت را در دست گرفته است ، طرح عقب نشيني يک جانبه از کرانه باختري را مطرح کرد. او با تشديد فعاليتهاي در اراضي اشغالي بيت المقدس و مناطق نزديک به اراضي اشغالي 1948 و 1967 تلاش داشت که طرحي مشابه شارون به اجرا گذارد تا در لواي آن ضمن کنترل مقاومت به سياستهاي توسعه طلبانه استمرار بخشد . اين طرح که با نام تعيين يک جانبه مرزها بود اولا به دليل مقاومت دولت و ملت فلسطين در برابر تجاوزگري ها بويژه در هنگام محاصره غزه ، ثانيا مخالفتهاي جهاني ناکام مانده و سرانجام پس از شکست رژيم صهيونيستي از لبنان اولمرت وادار گشت تا از لغو اين طرح خبر دهد . با اين وجود وي براي استمرار توسعه طلبي اقدام به ساخت شهرک هاي جديد در کرانه باختري نموده تا اين طرح را از زاويه ديگر اجرا نمايد . بر اين اساس يک سال گذشته را مي توان سال شکست طرحهاي صهيونيستها در اراضي اشغالي بويژه اجراي طرح هاي يک جانبه براي تعيين مرزهاي توسعه طلبانه و مهار مقاومت ارزيابي نمود .
3) نکته قابل تامل در تحولات رژيم صهيونيستي پس از فرار از غزه ، سياست توسعه طلبانه آنها در منطقه مي باشد. آنها با بهره گيري از امکانات فراوان و با طرحي از پيش تعيين شده جنگي تمام عيار را به لبنان تحميل کردند . آنها در اين جنگ تلاش داشتند تا از پيروزي هاي بدست آمده به عنوان ابزاري براي اجراي طرح هاي توسعه طلبانه در اراضي اشغالي به ويژه طرح تعيين يکجانبه مرزها، آوردن کشورهاي منطقه به پاي ميز مذاکره بهره برداري نمايند اما مقاومت حزب الله و ملت لبنان اين طرح را نيز با شکست مواجه کرد و در نهايت پس از 33 روز جنگ، رژيم صهيونيستي وادار به عقب نشيني از لبنان شد تا پس از فرار از غزه، شکستي ديگر را متحمل شود تا پيش از گذشته در مسير انحطاط قرار گيرد. اکنون با گذشت يک سال از خروج صهيونيست ها (فرار) از غزه، اين رژيم نه تنها طرح هاي توسعه طلبانه اش محقق نگرديده، بلکه با چالش هاي دروني بسياري مواجه است که منجر به تعليق بسياري از سياست هاي آن شده است.
بر اين اساس مي توان گفت که عقب نشيني(فرار) صهيونيست ها برخلاف ادعاي آنها نه تنها موجب تقويت آنها و راهکاري براي اجراي سياست هاي آينده آن نشده، بلکه تزلزل آنها را در پي داشته است، چرا که برخلاف تصور آنها در اين مدت نه تنها مقاومت، راه سازش را در پيش گرفته، بلکه با اتحاد بيشتر براي مقابله با توطئه هاي اين رژيم فعاليت مي کند. لذا مهم ترين دستاورد فرار صهيونيست ها از غزه را مي توان تقويت جبهه مقاومت و تزلزل رژيم صهيونيستي دانست که مي تواند راهگشايي باشد براي تحقق آرمان تشکيل کشور مستقل فلسطين به پايتختي قدس شريف.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 19:54  توسط مهدی 
حزب فقط حزب علی / رهبر فقط سید علی.....................................................حزب فقط حزب الله / رهبر فقط روح الله