بر محمد و خاندان پاک
و مطهرش
صلوات
|
|
|
*توقیف روزنامه غربی «شرق»
گفته میشود، حکم توقیف روزنامه «شرق» به دلیل چاپ کاریکاتوری در صفحه آخر یکی از آخرین شمارههای این روزنامه صادر شده است. اين در حالي است كه مهدي رحمانيان، مديرمسئول روزنامه شرق با ارسال نامهاي به هيات نظارت بر مطبوعات معاونت مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در رابطه با تغيير مديرمسئولي اين روزنامه، ضمن پذيرش حكم اين معاونت، خواستار فرصتي دو ماهه (حداكثر تا پايان زمان قانوني ارائهشده در اين حكم) براي جمعبندي و انتخاب مديرمسئول جديد شد. لازم به ذكر است، در پي چاپ مطلبي درباره ستارخان در روزنامه «شرق»، هيات نظارت بر مطبوعات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي با تشكيل جلسهاي خواستار تغيير مديرمسئول اين روزنامه و بررسي موارد اتهامي روزنامه «شرق» در دادگاه مطبوعات شده بود كه اين پرونده هماكنون در شعبه ششم بازپرسي ويژه كاركنان دولت در جريان است. در اين حال هيات نظارت بر مطبوعات اعلام كرد كه روزنامه شرق را به استناد تبصره ماده 12 و بر اساس بندهاي 1 ، 2 ، 4 و بويژه بند 8 ماده 6 قانون مطبوعات توقيف كرده و پرونده آن را به دادگاه ارسال كرده است.
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 20:9  توسط مهدی
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 21:46  توسط مهدی
|
*یک ژنرال اسراییلی اذعان کرد رژیم صهیونیستی از تروریستها حمایت میکند .
بنوشته روزنامه صهیونیستی یدیعوت احارونوت , ژنرال یوفال بزاک که فرماندهی نیروهای اسرائیلی در کرانه باختری را به عهده داشت اعتراف کرد مقامات ارتش این رژیم بعلت داشتن ارتباط با تروریستها تلاش میکنند جنایات تروریستها را در فلسطین اشغالی مخفی نگه دارند. این ژنرالاسراییلی افزود:این مسئله باعث شده ارتش اسرائیل هیچ اقدامی در مقابل گروههای تروریستی در فلسطین انجام ندهد و دست تروریستها را در ترور و حمله به فلسطینیها باز بگذارد .
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 21:43  توسط مهدی
هنوز مدت زيادي از پايان حملات گسترده و وحشيانة ارتش تا بن دندان مسلح رژيم صهيونيستي به لبنان و مقاومت دليرانة رزمندگان مقاومت اسلامي نگذشته است كه زمزمههايي از داخل لبنان و جهان عرب همنوا با غرب مبني بر لزوم خلع سلاح حزب اللـه به گوش ميرسد. اين در حالي است كه مقاومت اسلامي توانست با اثبات حقانيت خود در دفاع از تماميت ارضي و منافع ملي لبنان نزد افكار عمومي لبنان و جهان نه تنها مشروعيت و مقبوليت پيدا كند بلكه به عنوان الگوي ممتاز وطنپرستي ديني، محبوبيت چشمگيري را نزد جهانيان به دست آورد و در عوض چهره كريه و نامشروع رژيم صهيونيستي و حاميانش براي همگان نمايان شود. البته مسئله خلع سلاح پيش از اين نيز مطرح بود و به عنوان اهرم فشار بر حزب اللـه استفاده ميشد و حتي در ايام جنگ نيز برخي از شخصيتهاي لبناني و عربي ضمن نكوهش حزب اللـه به عنوان عامل اصلي بروز بحران در منطقه خواستار خلع سلاح مقاومت اسلامي لبنان شدند كه با واكنش شديد سيد حسن نصر اللـه دبير کل اين جنبش و افكار عمومي لبنان روبرو گشت. با اين وجود هنوز اين سؤال در ذهن ملتهاي مسلمان باقي است كه به چه دليل رهبران و برخي روشنفكران عرب در طول اين سالها تلاش كردند تا چهرة مقاومت را نزد ايشان مخدوش نمايند و براي چه دست به تباني با دشمن قسمخورده جهان اسلام و همپيمانانش زدند تا حزب اللـه را از صحنه حذف نمايند. خلع سلاح يا حذف مقاومت به نفع كيست؟! در پاسخ به اين سؤالات تنها ميتوان چنين استدلال كرد كه رژيمهاي حاكم در منطقه به دليل سرسپردگيشان و وابستگي حيات ايشان به حضور قدرتهاي بزرگ در منطقه از شكلگيري و تسريع جنبشهايي همانند حزب اللـه در جهان اسلام كه صد درصد منجر به گسترش حوزه نفوذ و تأثير مردم در حاكميت و سرنگوني ايشان و همچنين به خطر افتادن مطامع و منافع پدرخوانده صهيونيسم خواهد شد، وحشت دارند. از اينرو از ابتداي شكلگيري نهضت بيداري اسلامي توسط سيد جمالالدين اسد آبادي در قرنهاي اخير و پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني (ره) عناد خود را در اشكال مختلف با جريانهاي اصولگراي اسلامي به نمايش گذاشتند. از سوي ديگر پيروزي مقاومت با اتكاء به قدرت مردمي لبنان و بدون حمايت قابل توجه قدرتهاي منطقهاي و فرا منطقهاي باعث شد تا علاوه بر اوجگيري روحيه خودباوري جهان اسلام باعث تخريب اعتبار جهاني سران عرب و غرب در نزد مسلمين گردد. امروز همه ميدانند كه حذف يا خلع سلاح مقاومت تنها به نفع اسرائيل است و تأمين كنندة منافع غرب است. با اين وجود برخي معتقدند خلع سلاح مقاومت يك واقعيت است كه دير يا زود بايد صورت پذيرد و حزب اللـه ميبايست تبديل به يك حزب سياسي شود. اين اصل براي رهبران حزب اللـه هم پذيرفته شده است و اساساً حزب اللـه بنا به ضرورت موجود اقدام به تشكيل نيروهاي مسلح در ذيل خود نمود و هر زمان كه اين ضرورت مرتفع گردد، سلاح را بر زمين خواهد گذاشت. اما بايد توجه داشت شرايطي لازم است تا اين ضرورت مرتفع شود: -پايان اشغالگري رژيم صهيونيستي و حضورش در خاك لبنان. -ايجاد تضمينهاي محكم بينالمللي در خصوص عدم ادامه سياستهاي تجاوزكارانة ددمنشانه و مداخله جويانه اسرائيل. -بالا رفتن ميزان توانمندي امنيتي و نظامي نيروهاي مسلح لبنان. پيشنياز شكلگيري اين شرايط است. از سوي ديگر بايد به اين نكته توجه داشت كه مقاومت اسلامي يك جنبش مردمي – لبناني است و مسئله خلع سلاح جنبش يك موضوع داخلي لبنان است لذا هرگونه فشار خارجي حتي از سوي مجامع بينالمللي به معناي نقض حق حاكميت سرزميني و حق تعيين سرنوشت ملت لبنان محسوب ميشود و توهيني بزرگ به شعور سياسي اين ملت است. ملت لبنان هم با توجه به شرايط پيش آمده هرگز نخواهند پذيرفت احدي همبستگي و غرور مليشان را كه حاصل تحمل سالها رنج و مشقت ايشان است به خطر بياندازد. از سوي ديگر دفاع از تماميت ارضي و منافع ملي يك كشور، مسئله حيات هر ملتي است و حتي اگر حزب اللـه روزي سلاح را كنار بگذارد، بديهي است هر زمان كه احساس كند منافع ملي لبنان در خطر است دوباره دست به سلاح برده و حماسه ديگري را رقم بزند. حزب اللـه را خلع سلاح كنيد اما يادمان باشد آنچه حزب اللـه را پيروز ميدان كرد تجهيزات و قدرت نظامي نبود بلكه قدرت ايمان، خودباوري و ارادة يك ملت بود كه در جهت خواست خداوند قرار داشت.
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 21:39  توسط مهدی
جامعه اسراييل برخلاف تعريف همگوني که از آن ارائه داده مي شود از ناهنجاريهاي بسياري رنج مي برد که اگر نبود حمايت کشورهاي قدرتمند ازآن تاکنون عمر موجوديتش به تعداد انگشتان دست هم نمي رسيد. به اين سوتيترها در برخي رسانه هاي محلي رژيم صهيونيستي دقت کنيد: "50 درصد از جوانان اسراييلي معتاد به مواد مخدرهستند" ، " 30 هزار صهيونيست از هروئين ومواد الکلي استفاده مي کنند" ، " دهها پزشک از مناطق مختلف رژيم صهيونيستي معتاد به مواد مخدر شناخته شدند اما هنوز به فعاليت هاي پزشکي خود ادامه مي دهند" و" 280اسراييلي در سال گذشته به دليل ترس از آينده اقدام به خودکشي کرده اند". به گزارش خبرنگار خبرگزاري قدس (قدسنا) در غزه ، طبق آخرين آمار بدست آمده 50 درصد از جوانان صهيونيست مبتلابه اعتياد مواد مخدر ومواد الکلي هستند . بيشترين سقوط اخلاقي صهيونيست ها دربين جوانان مخصوصا در ميان سربازان اسرائيلي ديده مي شود، که طبق آمار بين سربازان اسرائيلي زنان در برابرتحويل گرفتن مواد مخدر خود را تسليم خواسته هاي مردان مي کنند. طبق اين گزارش يک پنجم از سربازان زن اسرائيلي مورد تجاوز جنسي و دو پنجم آنان مورد مزاحمت هاي جنسي قرارمي گيرند که اين امرموجب مشکلات رواني در ميان نظاميان رژيم صهيونيستي شده است. بر پايه اين گزارش همچنين از نظر بيماري هاي رواني اکثر جوانان صهيونيست داراي اختلالات رواني هستند به طوري که اکثر آنان مدت هاي مديدي را در خانه هايشان سپري کرده و دربطن جامعه حضور پيدا نمي کنند. همچنين در مورد مواد الکلي همچون ماريجوآنا بايد گفت که پيشتر در ميان صهيونيست ها از اين ماده به عنوان درمان برخي از بيماري ها مثل درمان کابوس استفاده مي شد اما امروزه بر اساس آخرين اطلاعات بدست آمده از زمان شروع انتفاضه اول در سال 1987 و انتفاضه الاقصي در سال 2000 آمارها نشان مي دهد که 8 درصد از يهوديان بين سنين 18 _ 40 ساله از ماريجوآنا براي درمان اختلالات رواني ناشي از نبود امنيت شخصي در جامعه و يا به هنگام جنگ در مناطق فلسطيني نشين و بعضا مناطق لبنان استفاده مي کنند. به گزارش خبرنگار قدسنا از غزه همچنين مصرف قرص هاي اکستازي به طور چشمگيري در ميان جوانان اسرائيلي شايع است. نکته جالب توجه آنکه مصرف مواد مخدر در ميان دانش آموزان صهيونيستي بسيار بالاست. به طوري که وزارت کار ورفاه اجتماعي رژيم صهيونيستي اعلام کرد که 37 درصد از دانش آموزان از مواد الکلي استفاده مي کنند. يک پژوهش تحقيقاتي در اسرائيل اعلام کرد درسال 2006 ميلادي 30 هزارصهيونيست از ماده افيوني هروئين استفاده مي کند که 20 درصد از آنان را زنان و مادران تشکيل مي دهند . دکتر ايلي لفنتال مدير مرکز درمان مواد مخردر رژيم صهيونيستي اظهار اشت : دهها پزشک اسرائيلي درمناطق مختلف اين رژيم معتاد به مواد مخدرند که با وجود اين هنوز به آنان اجازه مي دهند که کار پزشکي ادامه دهند. در کنار ناهنجاريهاي اجتماعي پديده خودکشي نيز از جمله ديگر ناهنجاريهاي اجتماعي در درون جامعه صهيونيستي است که سران اين رژيم را بسيار نگران کرده است. احساس پوچي در ميان جامعه صهيونيستي در حالي است که اخبار مربوط به فساد اخلاقي و مالي مقامات اين رژيم اعم از اولمرت در بحث مربوط به ارتشاء ، موشه کاتساف رييس رژيم صهيونيستي در مورد رسوايي ارتباط با کارمند دفترش و...اين جامعه را به سوي انفجار سوق داده است.
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 21:37  توسط مهدی
*مرحوم آيت الله طالقاني در سال ١۲٨٩ هجري شمسي ديده به جهان گشود، او در خانواده اي اهل علم و فضيلت و داراي روحيات انقلابي و ضد ظلم رشد نمود و براي نخستين بار در مكتب پدرش ابوالحسن آغاز به يادگيري مفاهيم اسلامي و درس تقوا كرد. همان كس كه امام (ره) از او به سرآمد پرهيزكاران ياد مي كند.
پس از شهريور 1320، با تشكيل گروههاي گوناگون سياسي، مبارزه را به طور رسمي آغاز كرد، اما طولي نكشيد كه اين دوران را وقفه اي پيش آمد؛ چرا كه پس از كودتاي 28 مرداد سال 1332، ساواك، مرحوم طالقاني را به جرم مخفي كردن نواب صفوي در خانه اش، دستگير، و به زندان افكند، اما اين دستگيري كوتاه و موقت بود و بزودي آزاد و فعاليت دوباره را آغاز كرد. مرحوم طالقاني در كنگره جهاني شعوب المسلمين كه در كراچي تشكيل مي شد شركت كرد و نيز در كنگره اسلامي قدس كه سالي يكبار تشكيل مي گرديد دوبار در مقام رياست هيئت نمايندگي ايران به بيت المقدس سفر كرد. ترتيب يافتن «دارالتقريب بين المذاهب الاسلاميه» كه در نزديكي تشيّع و تسنّن سهمي بسزا داشته، يكي از بزرگترين اقدامات قرن اخير بشمار مي رود. آيت الله طالقاني به نمايندگي مرحوم آيت الله العظمي بروجردي «ره» براي رساندن پيام ايشان به شيخ شلتوت ـ هم او كه جواز تقليد از را صادر كرد ـ به آن ديار مسافرت نمود. آيت الله طالقاني در جريان نهضت ملي شدن صنعت نفت ايران مبارزات ارزنده اي داشت و تلاشهاي فراواني در جهت رهانيدن حقوق ملت مسلمان ايران از چنگال استعمارگران چپاول پيشه انجام داد. پس از شكل گيري نهضت روحانيت به رهبري امام خميني «ره» در سال 1341 و طرح مسائلي چون انجمنهاي ايالتي و ولايتي و انقلاب باصطلاح سفيد، به پيروي از امام «ره» به مخالفت با رژيم پرداخت و به دليل فعاليتهاي زياد در همان سال به زندان افتاد و پس از آزادي مجدداً در سال 1342 در ارتباط با وقايع 15 خرداد دستگير و به ده سال زندان محكوم شد. آيت الله طالقاني در زندان نيز دست از مبارزه و ارشاد برنداشت، رفتار و گفتار مناسبش حتي روي ماموران زندان اثر مثبت گذاشت و در پي همين تلاشهاي فرهنگي و تبليغي بود كه در زندان، با نوشتن تفسير «پرتوي از قرآن» سعي در آشنا كردن افراد به عظمت و سازندگي قرآن كرد. ايشان درباره خود مي گويد: «من پيش از اين كه در كسوت يك سياستمدار متعارف و معمول باشم يك شاگرد كوچك مكتب قرآن و معلم قرآنم». زنداني شدن مرحوم آيت الله طالقاني در اين مرحله بيش از 4 سال طول نكشيد و در سال 1346 به واسطه فشارهاي داخلي و خارجي بر رژيم شاه از زندان آزاد شد. و بعد از آزادي مبارزه را همچون گذشته ادامه داد و در آستانه سال 1350 همزمان با برگزاري جشنهاي 2500 ساله شاهنشاهي دستگير و به مدت سه سال در زابل و 18 ماه در بافت كرمان در بدترين شرايط به حالت تبعيد بسر برد. در سال 1354 مجدداً به دست ساواك گرفتار شد و به 10 سال زندان محكوم گرديد. در اوايل مرداد 1358 از سوي امام خميني «ره» مأمور تشكيل نماز جمعه تهران شد و اولين و با شكوهترين نماز جمعه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در پنجم مرداد به امامت ايشان در دانشگاه تهران برگزار گرديد. بعد از انتصاب به عنوان امام جمعه تهران، موفق به برگزاری پنج نماز جمعه شد كه آخرين نماز جمعه به مناسبت فرا رسيدن سالگرد جمعه خونين 17 شهريور در بهشت زهرا و كنار مزار شهدا برگزار شد. سرانجام در سحرگاه نوزدهم شهريور سال 1358 اين عالم مجاهد پس از سالها فعاليتهاي علمي و مبارزات سياسي عليه رژيم ستمشاهي و عمري تلاش خستگي ناپذير در راه پياده كردن احكام اسلام، در اثر سكته قلبي دار فاني را وداع گفت و به ديدار معبود شتافت. روحش شاد.
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 21:33  توسط مهدی
باسم رب المهدي عجل ا... تعالي فرجه الشريف السلام عليك يا مولاي، سلام مخلص لك في الولايه اشهد انك الامام المهدي قولاً و فعلاً و انت الذي تملأ لارض قسطاً و عدلاً بعد ما ملئت ظلماً و جوراً فعجل الله فرجك و سهل مخرجك و قرب زمانك و كثر انصارك و اعوانك و انجز لك ما و عدك فهو اصدق القائلين و نريد ان نمن علي الذين استضعوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين، يا مولاي يا صاحب الزمان. سلام بر مهدي، جوهر دين و نور يقين، ذخيره الهي و منجي نهائي؛ سلام بر مهدي، كعبه مقصود و قبله موعود، سر عظيم و اسم اعظم؛ سلام بر مهدي، ستاره طالع و نجم ثاقب، مسيح مسيحها و موعود موعودها؛ سلام بر مهدي، صاحب شب قدر و عصاره عصر؛ سلام بر مهدي، ديده بان خدا و مظهر هدي، وصي اوصياء و گزيده اولياء؛ سلام بر مهدي، علم منصوب و علم مصبوب، پرچم برافراشته و دانش انباشته؛ سلام بر آن عزيزي كه كمال موسي و بهاء عيسي و صبر ايوب با اوست، و آن سفينه النجاه در وصفش فرمود: تعرفون المهدي بالسكينه و الوقار، و بمعرفه الحلال و الحرام و بحاجه الناس اليه و لايحتاج الي احد. او كه چون برخيزد عالمي را برخيزاند و بدنبال خويش كشاند. به دورش دولت حق رخ نمايد جهان را فيض وي فرخ نمايد اللهم اجعلني من انصاره و اعوانه، اللهم كما جعلت قلبي بذكره معموراً فاجعل سلاحي بنصرته مشهوراً. او كه چون بيايد امحاء باطل و احقاق حق نمايد و نشان دهد كه سيرت عدل كدام است و احياي كتاب و سنت به چه معناست؟ او كه چون در آيد يعطف المهوي عل يالهدي هواپرستي را به خداپرستي بازگرداند و صالحان را وارث زمين گرداند و لقد كتبنا في الزبور من بعد الذاكران الارض يرثها عبادي الصالحون (انبياء /105) اي دلشدگان! به ره يافتگان تأسي كنيد و سكه عشق بنام او زنيد كه رخساره اش چون ستاره تابنده است، غم ...... حسرت ديدار جان جانان را نزدايد و نشايد كه به يافتن درهم و ديناري مشغول شويم و زا آن خزانه حق مغفول! السلام عليك يا حجه ا.... التي لاتخفي مهدي جان! كاش نسيان بر حلاوت ايمان رجحان نمي يافت تا ترا در هيچ زمان به آني و كمتر از آني از خاطر نمي برديم و جز غصه هجران، نمي خورديم و دست نياز جز به درگاه خداي بي نياز بر نمي داشتيم و جز در طلب آن طلعت رشيده و غره حميده نمي شتافتيم. اي هميشه بهار! تنها اقرار به وجود انوار و عنايت سرشارت رهگشاي كار نيست كه شما بزرگواران عناصر الابرار و دعائم الاختيار مي باشيد و بر زمين دل عاشقانتان، بذر باور مي پاشيد. و اين باور است كه عشق به شما را در دل مومنين نهاد و چون اين واقعه رخ داد و اين نقش بر ضمير افتاد شما را ساسه العباد و اركان البلاد و بر خيمه هستي اوتاد دانستيم، به جستجويتان كمر شوق مي بستيم و بر موانع راه به ذوق مي خنديديم كه: رنج آسا دان چو مقصد شد بزرگ گرد گله توتياي چشم گرگ به ديدن يوسف اگر دست از ترنج نشناختند، و اكبر نه و قطعن ايديهن و قلن حاش لله ما هذا بشراً ان هذا الا ملك كريم. ترا نديده بسيار كسان دل باختند كه: آن كس که ترا شناخت جان خاك ره است همه دل خوشي عاشق از تو به يك دم نگه است ايا ابواب الايمان و امناء الرحمن! بندگان را شيريني دلباختگي بچشانيد و به وادي عشق بكشانيد تا همه دنيا را با دمي ديدار معامله نكنند و چون مصلحت ديدار مقدر نبود از انتظار، اظهار تنگي حوصله نكنند. در اين دنياي تار به نور انتظار، دل خوش دارند كه شما ائمه الهدي و مصابيح الدجي ايد؛ نشانه خدائيد كه قاصد راه تقرب، با شما آغاز سفر كند و به شوق مقصد با سختي گذر، سركند. مولاي من! طليعه نورت و زمزمه ظهورت، آغاز حضورت نيست! كه آن هر دو، زمانها را در نور ديده و اين را ديده هاي محرم در لحظات مغتنم به چشم بيقرار ديده! تو غائب از نظر نامحرماني، كه چشم ناپاك را خاك حرمت كور مي كند و ديدنت را ناميسر! هزار مرتبه گر شويم اين دهان به گلاب هنوز نام تو بردن كمال بي ادبي است آنان را كه داعيه ارادت است، در پيش رو، باديه امتحان رشادت است و در محضر آن برگزيده انام، زبان را جاي عرض اندام نيست. كه چون عنايتش بر اين ارادت مهر قبول زد تيغ كلام از نيام كام برون نمي خزد، بل تنها از دل، نسيم سپاس مي ورزد.آري داعيه دار را در اين ميدان، نه فقط كار دشوار است كه در طي اين طريق، سنگيني بار است. پس بكوشيم تا جامه عشق بپوشيم. كه عاشق را نگاهي مي كند مست كه جان با آن نگه، خواهد شد از دست عزيزان! عاشقان! محرمان! يك چشم زدن غافل از آن ماه نباشيد شايد كه نگاهي كند آگاه نباشيد اين سوداگري نه سرسري است كه غفلت از بي هنري است تشنه را چشمه نيز چشم انتظار است آن سان كه تشنه بر چشمه، بي قرار تو بندگي چو گدايان به شرط مزد مكن كه خواجه خود روش بنده پروري داند كاهلي نشان جاهلي است، بهوش باش كه هرچه در جام ارادتت ريخت به ولع بنوش، نوشت باد!نوش!
در کوي و برزن اين شهر رسوا شدم بيا
دام از دوپاي نحيفم فکن اي عزيز منهم اسير زلف چليپا شدم بيا
اينجا هميشه شب است و سکوت و درد زنداني اين شب يلدا شدم بيا
با اشک و عقده هزار ساله در گلو هر شب به ياد تو زيبا شده ام بيا
بنگر چگونه مست فتادم به کنج دير ساقي قسم به ميکده تنها شدم بيا
عمري چون غنچه به حسرت ديدار بوده ام اکنون ميان لجه خون وا شدم بيا
عمري در انتظار نشستم به کوي تو رخسار ماه تو دير آشنا شدم بيا
در خانه دل از براي تو گلها شکفته اند آري براي آمدنت مهيا شدم بيا
عمري به بوي تو هر جا نشسته ام داني به وصل تو شيدا شدم بيا
مويم سپيد شد در حسرت فراق پيرم ولي به بوي تو برنا شدم بيا
بر بخت من طالع سبزي نشسته است حالا که چون بهار مصفا شدم بيا
همه دم آتش عشقت فزون گرديد در جانم ولي بي تو حديث درد را گفتن به هر بيگانه نتوانم
نقاب از چهره بردار و مرا ديوانه تر گردان که من سرمست از لعل و لب و چاه زنخدانم
مزن اي بلبل ديوانه ديگر ناله هجران که من از دوري آن دلربا مست و غزلخوانم
چو خاشاکي فرو افتد به دست باد سنگيندل به هر جا مي برد اما زدامانت چگونه دست بنشانم
ميفکن زلف خود بر باد اي دلدار سيمين تن چو زلف تو به دست باد حيران و پريشانم
چو باد صبحدم هردم زند بر سبزه ها شانه گرم باز آيي اي دلدار من هم کاکل افشانم
گريزان شد ز من شمع و گل و پروانه مي داني که مي سوزد پر پروانه ها را آتش جانم
نمي داني که در هجرت چه ها شد بر سر اين دل همه دم در فراق روي جانان اشک ريزانم
غلامت گشت دل در عاشقي يکدم نظر بنما که من در عاشقي همچون غلام شاه مردانم
چو طفلي بر سر کويت نشينم تا که باز آيي که شايد گرد راهت باز بنشيند به دامانم
نشان شاهراهت از که پرسم يوسف زهرا چرا چون خاک مادر گشته اي پنهان، نمي دانم
«غريبت» ميزند هر دم زهجران تو داد از دل نظر بنما و بازآ با نگاهت مست گردانم
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 22:9  توسط مهدی
|
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 14:47  توسط مهدی
|
«هواپیمای صاعقه به ارتش ایران پیوست»
*هواپیمای صاعقه با اجرای موفق پرواز عملیاتی و شلیک راکت هوا به زمین درپنجمین مرحله رزمایش ضربت ذوالفقار به ناوگان هواپیماهای شکاری نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران پیوست . سخنگوی رزمایش بزرگ ضربت ذوالفقار ویژگی مهم این جنگنده را پشتیبانی نزدیک هوایی اعلام کرد و افزود: این جنگنده به دست پرتوان متخصصان نیروی هوایی ارتش طراحی و ساخته شده است.
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 14:22  توسط مهدی
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 14:22  توسط مهدی
*تازه ترين گزارش محرمانه دولت آمريکا حکايت از آن دارد که جنگ تحميلي عليه لبنان موجب افزايش دامنه شکاف و اختلافات در روابط استراتژيک واشنگتن و رژيم صهيونيستي شده است.
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 14:21  توسط مهدی
چنین بنظر مي رسد هر تحولي که در عرصه سياسي فلسطيني رخ مي دهد بايد به نفع تشکيلات خودگردان فلسطين پايان گيرد. اختلافهاي عرصه سياست داخلي فلسطين مساله اي نيست که اين بار و آن هم بين تشکيلات خودگردان و دولت حماس رخ داده باشد.پيشتر خود اعضاي فتح و تشکيلات خودگردان نيز اختلافهايي را داشتند و پيروزي از آن طرفي بود که بيشتر مي توانست خود را به محافلي درآنسوي مرزهاي فلسطين نزديک کند. ماجراي ايجاد سمت نخست وزيري در تشکيلات خودگردان نيز از جمله اختلافهايي بود که بين اعضاي فتح رخ داد. در نهايت سمت نخست وزيري در تشکيلات براي کاهش اختيارات عرفات ايجاد شد . چراکه مقامهاي آمريکايي و تل آويو ديگر عرفات را شريک خوبي براي صلح منطقه نمي دانستند. مساله رياست دستگاه امنيتي فلسطين و تحويل اختيارات امنيتي به نخست وزيري نيز از مسائلي ديگر بود که اعضاي سازمان آزاديبخش فلسطين درباره آن توافق نداشتند. در تمامي اين اختلافها آنچه بديهي است اينست که محافلي در خارج از مرزهاي فلسطين با استفاده از وجود برخي عناصر وابسته سازوکار دخالت در ساختار سياسي فلسطين را فراهم کرده اند. اين بار نيز گويي مساله تشکيل وحدت ملي دست آويزي براي ايجاد اختلاف و خارج کردن قدرت از دست حماس است و اين درحالي است که گفته مي شود قراراست ابومازن رياست دولت وحدت ملي را بر عهده بگيرد. "غازي حمد" سخنگوي دولت فلسطين نيز با اعلام اينکه دو طرف به توافقاتي دست يافته اند گفت: ابومازن در ديدار ديروز خود اسناد و مدارکي در خصوص دولت وحدت ملي به جنبش مقاومت اسلامي (حماس) و جهاد اسلامي ارائه داد که بر اساس آن خواهان استقرار و تشکيل نيروهاي چند مليتي در فلسطين شده است. گفتني است که در اسناد ارائه شده رياست دولت وحدت ملي به ابومازن واگذار خواهد شد که در آن وي مختاراست هرکاري را انجام دهد. همزمان با ناتواني رژيم صهيونيستي در مهار انتفاضه ، امروز تشکيل دولت وحدت ملي در فلسطين نيز بر نگراني ها و سردرگمي هاي رژيم صهيونيستي افزوده است. به رغم آنکه رژيم صهيونيستي تلاش دارد تا با ادامه جنايات در فلسطين ، سياستهاي توسعه طلبانه خود را در اين مناطق استمرار بخشد ، تلاش و تاکيد گروههاي مقاومت ، تشکيلات خود گردان و ملت فلسطين بر تشکيل دولت اتحاد ملي دغدغه هاي صهيونيستها براي تقويت مقاومت را افزايش داده است . يکي از تدابير و سياستها اتخاذ شده از سوي دولت فلسطين براي مقابله با دشمن صهيونيستي ، تشکيل دولت اتحاد ملي و کنار نهادن اختلافات است .
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 14:20  توسط مهدی
|
|