بر محمد و خاندان پاک
و مطهرش
صلوات
|
|
دانشجو گستره نام بسيج را نمايش ميدهد *رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيامي به نشست بسيج دانشجويي كشور بااشاره باينكه بسيجي بودن به ميدان آوردن همه توانايي هاي خود در راه آرمان هاي نظام اسلامي است تاكيد كردند:تشكل دانشجويان در زير نام بسيج گستره پهناور و پيچيدگي و چند جانبگي آن نام پرافتخار و پر آوازه را به نمايش مي گذارد . رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيامي به نشست بسيج دانشجويي كشور بااشاره باينكه بسيجي بودن به ميدان آوردن همه توانايي هاي خود در راه آرمان هاي نظام اسلامي است تاكيد كردند:تشكل دانشجويان در زير نام بسيج گستره پهناور و پيچيدگي و چند جانبگي آن نام پرافتخار و پر آوازه را به نمايش مي گذارد .
متن پيام حضرت آيت الله خامنه اي به نشست بسيج دانشجويي كشور كه امروز چهارشنبه در مشهد مقدس برگزار مي شود به اين شرح است: « بسم الله الرحمن الرحيم »
دانشجويان بسيجي عزيز به يكايك شما درود مي فرستم و توفيق و ثبات قدم و بالندگي شما را از خداوند متعال مسئلت مي كنم . تشكل دانشجويان در زير نام بسيج گستره پهناور و پيچيدگي و چند جانبگي آن نام پرافتخار و پر آوازه را به نمايش مي گذارد. بسيجي بودن به ميدانآوردن همه تواناييهاي خود در راه آرمان هاي نظام اسلامي است . تكاپوي اميدوارانه و هدفدار و سلوك مومنانه و رو به كمال است . اين ويژگي آنگاه كه در دانشگاه و در قالب يك مجموعه دانشجويي ظهور مي كند پيش گامي و نوآوري و دليري در ميدان علم و سياست و دينداري و خدمت را با خود به همراه مي آورد. دانشجويان بسيجي بايد خود را با اين معيارها بسنجند و تلاش مجاهدت آميز در راه هدف هاي والا را هر روز بيشتر كنند . گذر زمان صحت اميدواري هاي گذشته را به اثبات رسانده است . نظام اسلامي در عرصه هاي گوناگون قابليت و ظرفيت عظيم خود را نشان داده و رويش و طراوت و بالندگي خود را به نمايش در آورده است . سخن نو و همت صادقانه و پيام اميد بخش ملت ايران تا دور دستها شناخته شده و افق هاي تازه اي را در برابر چشم ملتها پديد آورده است. در كانون اين اشعه تابناك, جوانان مومن و پرتلاش و پاك سيرت ما قرار دارند. اين كانون را روز به روز وسيع تر و درخشانتر كنيد خداوند يار و مددكار شما باد. سيد علي خامنهاي. سي و يكم مرداد 85
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 17:20  توسط مهدی
|
![]()
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 17:17  توسط مهدی
*حضرت آیت الله خامنه ای, رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدارقشرهای مختلف مردم, روسای سه قوه و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام, مسئولانکشوری و لشکری و سفیران کشورهای اسلامی, بعثت پیامبر اعظم (ص) را بزرگترین عید بشری خواندند و با تبریک این عید خجسته به امت بزرگ اسلامی وملت عزیز ایران افزودند: پیروی از حرکت پیامبر خاتم یعنی یگانه دانستن دین و سیاست و تشکیل حکومت اسلامی برای برقراری عدالت و تزکیه وتعلیم , علاج همه دردها و رنجهای امروز جهان اسلام است .
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 17:10  توسط مهدی
عيد رسالت و جشن برگزيدگی و برانگيختگی پيامبر بزرگ اسلام، حضرت محمد مصطفی (ص) بر جهان و جهانيان مبارک
اي جامه بخود پيچيده ـ برخيز و انذار كن (آيات ١و ٢/ سوره مدثر) محمد به مرز چهل سالگي رسيده بود. تبلور آن رنج مايه ها در جان او باعث شده بود كه اوقات بسياري را در بيرون مكه به تفكر و دعا بگذراند، تا شايد خداوند بشريت را از گرداب ابتلا برهاند او هر ساله سه ماه رجب و شعبان و رمضان را در غار حراء به عبادت مي گذرانيد. ـ آن شب، شب بيست و هفتم رجب بود. محمد غرق درانديشه بود كه ناگهان صدايي گيرا و گرم درغار پيچيد: بخوان! ـ محمد درهراسي و هم آلود به اطراف نگريست! صدا دوباره گفت:بخوان! ـ اين بار محمد بابيم و ترديد گفت: من خواندن نمي دانم. صدا پاسخ داد: ـ بخوان به نام پروردگارت كه بيافريد، آدمي را از لخته خوني آفريد، بخوان و پروردگار تو را ارجمندترين است، همو كه با قلم آموخت، و به آدمي آنچه را كه نمي دانست بياموخت......... و او هر چه را كه فرشته وحي خوانده بود باز خواند. ـ هنگامي كه از غار پايين مي آمد زير بار عظيم نبوت و خاتميت، به جذبه الوهي عشق بر خود مي لرزيد از اين رو وقتي به خانه رسيد به خديجه كه از دير آمدن او سخت دلواپس شده بود گفت: ـ مرا بپوشان، احساس خستگي و سرما مي كنم! و چون خديجه علت را جويا شد گفت: ـ آنچه امشب بر من گذشت بيش از طاقت من بود،امشب من به پيامبري برگزيده شدم! خديجه كه از شادماني سر از پا نمي شناخت، در حالي كه روپوشی پشمي و بلند بر قامت او مي پوشانيد گفت: ـ من مدتها پيش در انتظار چنين روزي بودم مي دانستم كه تو با ديگران بسيار فرق داري، اينك به پيشگاه خدا شهادت مي دهم كه تو آخرين رسول خدايي و به تو ايمان مي آورم........ ـ پس از آن علي كه در خانه محمد بود با پيامبر بيعت كرد.
ستاره ای بدرخشيد و ماه مجلس شد دل رميده ما را انيس و مونس شد
بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد
فدای عارض نسرين و چشم نرگس شد
گدای شهر نگه کن که مير مجلس شد
که طاق ابروی يار منش مهندس شد
که خاطرم به هزاران گنه موسوس شد کرشمه تو شرابی به عارفان پيمود که علم بی خبر افتاد و عقل بی حس شد چو زر عزيز وجودست شعر من آری قبول دولتيان کيميای اين مس شد خيال آب خضر بست و جام کيخسرو بجرعه نوشی سلطان ابوالفوارس شد زراه ميکده ياران عنان بگردانيد چرا که حافظ از اين راه برفت و مفلس شد
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 14:40  توسط مهدی
|
حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی مهمترین نیاز کنونی جهان اسلام را وحدت دانستند و بر مستحکمتر شدن پیوند برادری میان امت اسلامی تاکید کردند .
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 12:4  توسط مهدی
![]()
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 16:31  توسط مهدی
|
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 16:27  توسط مهدی
امام موسي كاظم (ع
در زمان حيات امام صادق (ع) كساني از اصحاب آن حضرت معتقد بودند پس از ايشان اسماعيل امام خواهد شد. اما اسماعيل در زمان حيات پدر از دنيا رفت ولي كساني مرگ او را باور نكردند و او را همچنان امام دانستند پس از وفات حضرت صادق (ع) عده اي چون از حيات اسماعيل مأيوس شدند پسر او محمد بن اسماعيل را امام دانستند و اسماعيليه امروز بر اين عقيده هستند و پس از او پسر او را امام مي دانند و همينطور به ترتيب و به تفضيلي كه در كتب اسماعيليه مذكور است. ـ برادر ديگر امام موسي كاظم (ع) اسحق كه برادر تني آن حضرت بود به ورع و صلاح و اجتهاد معروف بود اما برادرش موسي كاظم (ع) را قبول داشت و حتي از پدرش روايت مي كرد كه او تصريح بر امامت آن حضرت كرده است. ـ برادر ديگر آن حضرت به نام محمد بن جعفر مردي سخي و شجاع بود و از زيديه جاروديه بود و در زمان مامون در خراسان وفات يافت اماجلالت قدر و علو شأن و مكارم اخلاق و دانش وسيع امام موسي كاظم (ع) بقدري بارز و روشن بود كه اكثريت شيعه پس از وفات امام صادق (ع) به امامت او گرويدند و علاوه بر اين بسياري از شيوخ و خواص اصحاب حضرت صادق (ع) مانند مفضل ابن عمر جعفي و معاذين كثير و صغوان جمال و يعقوب سراج نص صريح امامت حضرت امام موسي الكاظم (ع) را از امام صادق (ع) روايت كردند و بدين ترتيب امامت ايشان در نظر اكثريت شيعه مسجل گرديد.
ـ شخصيت اخلاقي:
شبها بطور ناشناس در كوچه هاي مدينه مي گشت و به مستمندان كمك مي كرد. مبلغ دويست، سيصد و چهارصد دينار در كيسه ها مي گذاشت و در مدينه ميان نيازمندان قسمت مي كرد. صرار (كيسه ها) موسي بن جعفر در مدينه معروف بود. و اگر به كسي صره اي مي رسيد بي نياز مي گشت معذلك در اطاقي كه نماز مي گذارد جز بوريا و مصحف و شمشير چيزي نبود.
مهدي خليفه عباسي امام را در بغداد بازداشت كرد اما بر اثر خوابي كه ديد و نيز تحت تأثير شخصيت امام از او عذرخواهي كرد و به مدينه اش بازگرداند گويند كه مهدي از امام تعهد گرفت كه بر او و فرزندانش قيام نكند اين روايت نشان مي دهد كه امام كاظم (ع) قيام را در آن زمان صلاح و شايسته نمي دانسته است و با آنكه از جهت كثرت عبادت و زهد به (العبد الصالح) معروف بوده است بقدري در انظار مردم مقامي والا و ارجمند داشته است كه او را شايسته مقام خلافت و امامت ظاهري نيز مي دانستند و همين امر موجب تشويش و اضطراب دستگاه خلافت گرديده و مهدي به حبس او فرمان داده است. ـ زمخشري در (ربيع الابرار) آورده است كه هارون فرزند مهدي در يكي از ملاقاتها به امام پيشنهاد نمود فدك را تحويل بگيرد و حضرت نپذيرفت وقتي اصرار زياد كرد فرمود مي پذيرم به شرط آن كه تمام آن ملك را با حدودي كه تعيين مي كنم به من واگذاري، هارون گفت حدود آن چيست؟ امام فرمود يك حد آن به عدن است حد ديگرش به سمرقند و حد سومش به افريقيه (آفريقا) و حد چهارمش كناره درياي خزر است. هارون از شنيدن اين سخن سخت برآشفت و گفت: پس براي ما چه چيز باقي مي ماند؟ امام فرمود:
درباره حبس امام موسي (ع) به دست هارون الرشيد شيخ مفيد در ارشاد روايت مي كند كه علت گرفتاري و زنداني شدن امام، يحيي بن خالد بن بر مك بوده است زيرا هارون فرزند خود امين را به يكي از مقربان خود به امام جعفربن محمد ابن اشعث كه مدتي هم والي خراسان بوده است سپرده بود و يحيي بن خالد بيم آن را داشت كه اگر خلافت به امين برسد جعفربن محمد را همه كاره دستگاه خلافت سازد و يحيي و بر مكيان از مقام خود بيفتند. جعفر بن محمد بن اشعث شيعه بود و قايل به امامت موسي (ع) و يحيي اين معني را به هارون اعلام مي داشت. سرانجام يحيي پسر برادر امام را به نام علي بن اسماعيل بن جعفر از مدينه خواست تا به وسيله او از امام و جعفر نزد هارون بدگويي كند. گويند امام هنگام حركت علي بن اسماعيل از مدينه او را احضار كرد و از او خواست كه از اين سفر منصرف شود. و اگر ناچار مي خواهد برود از او سعايت نكند. علي قبول نكرد و نزد يحيي رفت و بوسيله او پيش هارون بار يافت و گفت از شرق و غرب ممالك اسلامي مال به او مي دهند تا آنجا كه ملكي را توانست به هزار دينار بخرد. هارون در آن سال به حج رفت و در مدينه امام و جمعي از اشراف به استقبال او رفتند. اما هارون در قبر حضرت رسول (ص) گفت يا رسول الله از تو پوزش مي خواهم كه مي خواهم موسي بن جعفر را به زندان افكنم زيرا او مي خواهد امت ترا برهم زند و خونشان بريزد. آنگاه دستور داد تا امام را از مسجد بيرون بردند و او را پوشيده به بصره نزدوالي آن عيسي بن جعفربن منصور بردند. عيسي پس از مدتي نامه اي به هارون نوشت وگفت كه موسي بن جعفر در زندان جز عبادت ونماز كاري ندارد يا كسي بفرست كه او را تحويل بگيرد يا من او را آزاد خواهم كرد. هارون امام را به بغداد آورد و به فضل بن ربيع سپرد و پس از مدتي از او خواست كه امام را آزاري برساند اما فضل نپذيرفت و هارون او را به فضل بن يحيي بن خالد برمكي سپرد. چون امام در خانه فضل نيز به نماز و روزه و قرائت قرآن اشتغال داشت فضل بر او تنگ نگرفت و هارون از شنيدن اين خبر در خشم شد و آخر الامر يحيي امام را به سندي بن شاهك سپرد و سندي آن حضرت را در زندان مسموم كرد و چون آن حضرت از سم وفات يافت سندي جسد آن حضرت را به فقها و اعيان بغداد نشان داد كه ببيند در بدن او اثر زخم يا خفگي نيست. بعد او را در باب التبن در موضعي به نام مقابر قريش دفن كردند. تاريخ وفات آن حضرت را جمعه هفتم صفر يا پنجم يا بيست و پنجم رجب سال ۱۸۳ق در ۵۵سالگي گفته اند.
نجمه در خانه امام صادق (ع )، حميده خاتون را بسيار احترام مى كرد و به خاطر جلال و عظمت او، هيچ گاه نزدش نمى نشست !روزى حميده در عالم رويا، رسول گرامى اسلام (ص )را ديد كه به او فرمودند:اى حميده ! نـجـمـه را به ازدواج فرزند خودموسى درآور زيرا از او فرزندى به دنيا خواهد آمد كه بهترين فرد روى زمين باشد.پس از اين پيام ، حميده به فرزندش امام كاظم (ع ) فرمود: پسرم !.نـجـمـه بانويى است كه من هرگز بهتر از او را نديده ام ، زيرا در زيركى و محاسن اخلاق ، مانندى ندارد.من او را به تو مى بخشم ، تو نيز در حق او نيكى كن .ثـمـره ازدواج امـام مـوسـى بـن جعفر(ع ) و نجمه ، نورى شد كه در شكم مادر به تسبيح و تهليل مـشـغـول بـود و مـادر از آن ، احـسـاس سنگينى نمى كرد وچون به دنيا آمد، دست ها را بر زمين گذاشت ، سر را به سوى آسمان بلندكرد و لب هاى مباركش را به حركت درآورد: گويا با خدايش رازو نيازمى كرد.پس از تولد امام هشتم (ع )، اين بانوى مكرمه با تربيت گوهرى تابناك ، ارزشى فراتر يافت .
بنا به گفته شيخ مفيد در ارشاد امام موسي كاظم (ع) سي و هفت فرزند پسر و دختر داشت كه هيجده تن از آنها پسر بودند و علي بن موسي الرضا (ع) امام هشتم افضل ايشان بود از جمله فرزندان مشهور آن حضرت احمد بن موسي و محمد بن موسي و ابراهيم بن موسي بودند. يكي از دختران آن حضرت فاطمه معروف معصومه سلام الله عليها است كه قبرش در قم مزار شيعيان جهان است. عدد اولاد آن حضرت را كمتر و بيشتر نيز گفته اند.
امام هفتم (ع) با جمع روايات و احاديث و احكام و احياي سنن پدر گرامي و تعليم و ارشاد شيعيان، اسلام راستين را كه با تعاليم و مجاهدات پدرش جعفر بن محمد (ع) نظم و استحكام يافته بود حفظ و تقويت كرد و علي رغم موانع بسيار در راه انجام وظايف الهي تا آنجا پايداري كرد كه جان خود را فدا ساخت. سخنان برگزيده* امام رضاعليه السلام: زيارَةُ قَبرِ أبي مِثلُ زِيارَةِ قَبِر الحُسَينِ؛ زيارت قبر پدرم، موسى بن جعفرعليه السلام، مانند زيارت قبر حسينعليه السلام است. * امام كاظم عليه السلام: ثَلاثٌ مُوبِقاتٌ: نَكثُ الصَّفَقَةِ و تَركُ السُّنَّةِ و فِراقُ الجَماعَةِ؛ سه چيز تباهى مىآورد: پيمان شكنى، رها كردن سنّت و جدا شدن از جماعت. * امام كاظم عليه السلام: عَونُكَ لِلضَّعيفِ أفضَلُ الصَّدَقَةِ؛ كمك كردن تو به ناتوان، بهترين صدقه است. * امام كاظم عليه السلام: لَو كانَ فِيكُم عِدَّةُ أهلِ بَدرٍ لَقامَ قائمُنا؛ اگر به تعداد اهل بدر (مؤمن كامل) در ميان شما بود، قائم ما قيام مىكرد. * امام كاظم عليه السلام: لَيسَ مِنّا مَن لَم يُحاسِب نَفسَهُ في كُلِّ يَومٍ؛ كسى كه هر روز خود را ارزيابى نكند، از ما نيست. * امام كاظم عليه السلام: ما مِن شَىءٍ تَراهُ عَيناكَ إلّا و فيهِ مَوعِظَةٌ؛ در هر چيزى كه چشمانت مىبيند، موعظهاى است. * امام كاظم عليه السلام: مَن كَفَّ غَضَبَهُ عَنِ النّاسِ كَف َّ اللَّهُ عَنهُ عَذابَ يَومِ القِيامَة؛ هر كس خشم خود را از مردم باز دارد، خداوند عذاب خود را در روز قيامت از او باز مىدارد. * امام كاظم عليه السلام: إذا كانَ ثَلاثَةٌ في بَيتٍ فَلا يَتَناجى إثنانِ دونَ صاحِبِهِما فَإنَّ ذلِكَ مِمّايَغُمُّهُ؛ هر گاه سه نفر در خانه اى بودند، دو نفرشان با هم نجوا نكنند؛ زيرا نجوا كردن، نفر سوم را ناراحت مىكند. * امام كاظم عليه السلام: إيّاكَ أن تَمنَعَ في طاعَةِ اللَّهِ فَتُنفِقُ مِثلَيهِ في مَعصِيَةِ اللَّهِ؛ مبادا از خرج كردن در راه طاعت خدا خوددارى كنى، و آنگاه دو برابرش را در معصيت خدا خرج كنى. * امام كاظم عليه السلام: لاتُذهِبِ الحِشمَةَ بَينَكَ و بَينَ أخيكَ وَأبْقِ مِنها فَإنَّ ذَهابَها ذَهابُ الحَياءِ؛ مبادا حريم ميان خود و برادرت را (يكسره) از ميان ببرى؛ چيزى از آن باقى بگذار؛ زيرا از ميان رفتن آن، از ميان رفتن شرم و حيا است. * امام كاظم عليه السلام: أبلِغ خَيراً و قُل خَيراً ولا تَكُن أمُّعَةً؛
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد 1385ساعت 15:6  توسط مهدی
|
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مرداد 1385ساعت 17:17  توسط مهدی
|
پيروزي دوم حزبالله خنثي كردن سمپاشيها و توطئههاي دشمنان است. * حضرت آيت الله خامنهاي رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيامي خطاب به حجت الاسلام و المسلمين سيد حسن نصرالله دبير كل حزب الله لبنان، خنثي كردن توطئههاي دشمنان و سمپاشي آنها را پيروزي دوم براي حزب الله دانستند.
برادر مجاهد و بسيار عزيز جناب آقاي سيّدحسن نصرالله ادامالله عمره و عزّه و عافيته قَدْ كانَ لَكُمْ ءَايَةٌ فى فِئَتَينِ الْتَقَتَا فِئَةٌ تُقاتِلُ فى سبِيلِ اللَّهِ وَ أُخْرَى كافِرَةٌ يَرَوْنَهُم مِّثْلَيْهِمْ رَأْى الْعَينِ وَ اللَّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصرِهِ مَن يَشاءُ إِنَّ فى ذَلِك لَعِبرَةً لأُولى الأَبْصارِ. اين اولوالأبصار، امروز تودههاي ميليوني و جوانان غيور و مؤمن در كشورهاي منطقه و سياسيون سالم و زمامداران و رهبران مستقل و خردمندند. «سيّدعلي خامنهاي»
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 14:27  توسط مهدی
|
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 12:36  توسط مهدی
|
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعت 16:43  توسط مهدی
|
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385ساعت 20:45  توسط مهدی
|
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385ساعت 20:44  توسط مهدی
|
*وزير خارجه رژيم صهيونيستي اذعان كرد هيچ ارتشي در دنيا قدرت خلع سلاح حزب الله لبنان را ندارد .
تسيبي ليوني در نشست روز يكشنبه كابينه اين رژيم همچنين خواستار توقف فوري جنگ شد.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385ساعت 20:28  توسط مهدی
|
*حضرت آیت الله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی روزگذشته در دیدار گروه تحقیقات ضایعات نخاعی, وزیربهداشت, درمان و آموزش پزشکی و رئیس مرکز تحقیقات فناوری ریاست جمهوری,ضمن قدردانی از دستاورد بزرگ علمی وتحقیقاتی این مجموعه در درمان ضایعات نخاعی تاکید کردند: هر اقدامی که برای بیرون آمدن کشور از محیط سکون, رکود و عقب افتادگی تحمیلی سالیان متمادی انجام شود, تلاشی مجاهدتآمیز و جزو با ارزش ترین کارها در نزد خداوند است .
مقام معظم رهبری ,پشتوانه تحقیقاتی و نظریه پردازی این دستاورد علمی را بسیار بااهمیت خواندند و افزودند: کشور علاوه بر کارهای تحقیقاتی مترتب برنظریه های علمی دنیا, نیازمند سرمایهگذاری بیش از پیش بر علوم پایه و نظریه پردازی است که از ویژگیهای برجسته تحقیقات مربوط به درمان ضایعات نخاعی نیز,نظریه پردازی دانشمندان ایرانی دراین بخش است.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385ساعت 20:25  توسط مهدی
|
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385ساعت 20:18  توسط مهدی
|
|
|